alma نوشته است:
...
1- متاسفانه زود ناامید میشم و داروهای دکترامو خودسر قطع میکنم،
2-الان بخاطر همین مشکلم نه ترمه شدم و تو این چهار سال روحیم خیلی داغـون شده
3-ایرادی ک دارم اینکه غذا رو خیلی خیلی سریع میخورم و هروقت با خودم عهد میکنم اروم تر بخورم باز نمیتونم..
4-واقعا ناامید و از زندگی خسته شدم،میخوام خوب بشم ولی واسه خوب شدنم هیچ اقدامی نمیکنم،خودمو حبس کردم تو اتاقم و اینقد درمانده شدم ک نمیتونم واسه خودم یه قدم بردارم،خسـته شدم بخـدا،حتی نذر و نیازم دیگه فایده نداره،
5-چندین ساله ک امیدوارم یه معجزه ای بشه ولی دیگه ناامیدشدم،چون اگه قرار ب معجزه بـود تا الان شده بـود...
6-بهترین لحظات زندگی عمرمو از دست دادم

( همه شرایط خوب زندگیمو از دست دادم،منی ک یه زمان شاگرد زرنگ و درسخونی بودم الان حتی حوصله نمیکنم لای کتابامو باز کنم
7-خسته ام.......
آلمای عزیز، انتظار معجزه از طرف خدا یا دکترها یا دیگران نداشته باش. باید خودت آن معجزه را ایجاد کنی. هر چند که برای اینکار از اینها هم می توانی کمک بگیری ولی عامل اصلی خودت هستی. لطفا کار خودتان را به دیگران واگذار نکنید که دیگران کاری که وظیفه شماست را انجام نخواهند داد.
- اینکه تند غذا می خورید احتمالا تند هم را می روید و تند هم حرف می زنید ( خوب غذایتان هم تند از بدن دفع می شود

) اینها نشانه اضطراب دورنی است که احتمالا از کودکی در شما ایجاد شده است ( اگر اینطور باشد کاملا عین خودم هستید) البته تمام اینها با ریشه یابی مشکل قابل حل هستند.
- " نامید شده ام" معنی دیگر این جمله این است که " راه حلی به نظرم نمی رسد" . پس لطفا مهارتهای حل مسئله را یاد بگیرید و تمرین کنید.
- یکی از مفاهیمی که دکتر روانپزشک به من یاد داد و همیشه سعی می کنم آن را به یاد داشته باشم و تمرین کنم و عمل کنم این است که از " زمان حال و شرایطی که در آن قرار دارم بتوانم از زندگی لذت ببرم و لذت بردن از زندگی را منوط به اینکه فلان مشکلم حل شود و یا به فلان جا برسم قرار ندهم، چون مسئله اصلی در ما نه وجود مشکل یا مشکلات است بلکه عدم یادگیری مهارت لذت بردن از زندگی در هر شرایط می باشد.
- "قبلا شاگرد اول بودید حالا نیستید" "قبلا ای بی اس نداشتید حالا دارید " خوب آیا اینها دلیل می شود که از زندگی لذت نبریم و دنبال کشف راه های دیگر برای موفقیت نباشیم. راستش مشکل در اینها نیست، مشکل در آن فکریست و باوریست که به ما می گوید " من فقط وقتی که بدون درد و بدون مشکل باشم می توانم از زندگی لذت ببرم"
- اگر می خواهیم از زندگی لذت ببریم و فرد موفقی باشیم باید قوانین زندگی را یاد بگیریم. ببینید. بیل گیتس چه زیبا این قوانین را آموخته است پس عجیب هم نیست که دیگران او را آدم موفقی می دانند.
http://ketabcha.com/learn-11-secret-from-bill-gates
در مورد بند 6 حرفهایتان، به این جمله معروف اشاره کنم که:
خوشبختي ما در سه جمله است:
تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي كنيم:
حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فرداتوضیح اینکه مطالبی که در بالا گفته شد قبل از اینکه خطاب به شما باشد خطاب به خودم می باشد. من نیز هر روز تمرین می کنم هر روز جملات انگزیشی می خوانم. هر هفته سعی می کنم یک مطلب روانشناسی و خودشناسی یادبگیرم داستانهای کوتاه از زندگی افراد موفق و "پوست کلفت" بخوانم ، می دانم که فراموشکارم و دنبال این هستم که به مسایل و مشکلات نگاه سطحی بیندازم و ساده ترین راه حل ، یعنی یافتن مقصر برای مشکلات خود باشم تا با سرزنش آنها و مسئول جلوه دادن آنها، از خود صلب مسولیت کنم و بر ترسهای خود سرپوش بگذارم.
شجاعت می خواهد که قبول مسولیت کنیم و با نگاه عمقی به مسایل ، پله به پله این مشکلات را حل کنیم و لذت را در "فرایند حل مسئله" بیابیم نه در "حل شدن مسئله".
پیشنهاد می کنم با اینکار شروع کنید.
