سلام
واقعا این مهمونیا مکافاتیه برای خودش چه رفتن به مهمونیا چه اومدن مهمون
من از اونجایی که قبل از ای بی فردی کم رو بودم تو جمعی که همسن وسال خودم نبود، خیلی کم حاضر میشدم اما از وقتی ای بی گرفتم دیگه حتی نمیرم تو اتاق کنار مهمونا همون اول که میان باهاشون سلام وعلیک بعد میرم ناپدید میشم تا زمان شام(جدیدا موقع شام هم نمیرم ) بعد ناپدید تا زمانی که قصد دارند برند ظاهر میشم برای خداحافظی

بماند که چه حرصی میخورن خانواده که بیا اتاق مهمون چرا تنهایی اینجا نشسته ای.... اخرین باری که مهمون داشتیم به اصرار خواهرم رفتم برم سر سفره شام بشینم رفتیم تو از اونجایی که سفره بد گذاشتن دورتادور سفره مهمون نشستن جایی برای ما نبود چند ثانیه ای صبر کردیم تا شاید فرجی بشه دیدیم خیر وبرگشتیم حال بماند چقدر از این بابت خجالت کشیدم و به جون خواهرم نق زدم
واقعا بی اختیاری همه تفریحات و خوشی های زندگی رو به طرز بیرحمانه ای از ادم میگیره
خانواده من به خصوص به یکی که بیماری رو براش شرح دادم همش اصرار بر حضور من در جمع دارن به من میگن بخاطر جمع گریزی هست و تاثیر تلقین
واقعا درک بیماری ما برای سایر افراد کاری سخت هست و شاید حتی غیرممکن....