انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 2:38 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 7 پست ] 
نویسنده پیغام
پستارسال شده: پنج شنبه اردیبهشت 3, 94 7:11 pm 
آفلاین

تاریخ عضویت: یکشنبه فروردین 23, 94 3:19 pm
پست: 2
سلام به همه عزیزان
من کیوان هستم 20 سالمه و دانشجوی دامپزشکیم
من توی کتابخونه خیلی بهتر از خونه درس میخونم ولی به خاطر ای بی اسم کتابخونه نمی تونم برم. من پدرم ی خونه در شیراز داره که فعلا اجاره داده و
من ازش اجازه گرفتم که اونجا رو تبدیل به ی سالن مطالعه بکنم که خودم و چند نفر از کسایی که ای بی اس دارن بیان اونجا و باهم درس بخونیم.
برای سالن مطالعه هم ی طرحی تو ذهنمه اونم اینه که بین میزهای افراد سالن شیشه بذاریم که افراد بتونن همو ببینن ولی هوایی بینشون رد و بدل نشه. هوای هر میز هم توسط یک کانال تهویه میشه.شمام هر نظری روی طرحش دارین بدین.
فقط اینجا کسی تمایل داره بیاد و درس بخونه یا نه؟


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه اردیبهشت 4, 94 9:22 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: جمعه مهر 18, 93 9:07 pm
پست: 44
سلام کیوان عزیز،
اگه شیراز بودم حتما خدمت می رسیدم. شیراز، دوست داشتنی ترین شهره. حیف که بیش از هزار کیلومتر دور هستم.
موفق باشید.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه اردیبهشت 4, 94 4:59 pm 
آفلاین

تاریخ عضویت: یکشنبه فروردین 23, 94 3:19 pm
پست: 2
mehdigh نوشته است:
سلام کیوان عزیز،
اگه شیراز بودم حتما خدمت می رسیدم. شیراز، دوست داشتنی ترین شهره. حیف که بیش از هزار کیلومتر دور هستم.
موفق باشید.

انشالله زنده باشید
براتون ارزوی بهترین ها رو دارم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه اردیبهشت 5, 94 10:12 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
سلام خدا خیرتون بده چقدر عالی
کاش منم شیراز بودم . وقتی یادم میاد بخاطر آی بی اسم کلا ترک تحصیل کردم اونم با معدل 19.62 و سر کنکورم نرفتم آتیش میگیرم وقتی چند روزپیش چندتا از همکلاسیا که از من خیلی عقب تر بودند رو دیدم یکشون استاد دانشگاه شده بود .........


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه اردیبهشت 9, 94 2:35 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 25, 93 10:57 am
پست: 132
نور امید عزیز منم خیلی دوست داشتم ادامه تحصیل بدم واسه ارشد اما نشد اما به خودم می گم شاید اگه بیمار نمی شدم اتفاق بدتری می افتاد دوره ای که می شد بهترین دوران زندگیم باشه دوران نامزدیم به این بیماری دچار شدم یادمه یه دفعه از خونه بابام برمی گشتم توی راه تا به خونم برسم فقط گریه کردم زار زدم بعدها تصمیم گرفتم بچه دار بشم شوهرمم که خیلی بچه دوست داشت مادر شدن حس وصف نشدنیه یه عشق تموم نشدنی رحمت الهی سرکارم می خواستم برم بنا به دلایلی نرفتم خودم و با بچه داری و آشپزی و و ورزش و تفریح و موسیقی مشغول می کنم کلا نمی دونم چرا سیستم فکر و ذهنم یه طوریه که همیشه باید نگران یه موضوعی باشم ولی سعی می کنم با تمرین درست بشه

_________________
GOD IS LOVE


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه اردیبهشت 10, 94 9:21 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
نورای عزیزم خدا بچتو بهت ببخشه گلم :-*
عزیزم منم همیشه نگرانم ! خواهرزادم به من میگه خاله نگران ! اخبار حوادث رو به همه چی ربط میدم همش میگم نکنه اینجوری بشه نکنه اونجوری بشه . فکر میکنم بی تاثیر نیست در آی بی اسم
ولی نمیتونم به خاطر خودخواهی خودم قبول کنم بچه دار بشم . بچه دار شدن انگیزه های خودخواهانه ای داره مثلا :
1 - میخوام اسم و نسلمون ادامه پیدا کنه ( خود خواهیه )
2 - میخوام سرم گرم بشه ( خب یه گربه یا سگ هم بخرم تو خونه سرم گرم میشه ! خود خواهیه .....اون انسان چه گناهی کرده برای سرگرم کردن من به دنیای ناقص و پر از سختی و مشکلات و حقارت من بیادو...)؟
3 - بابا مامانم ازمون نوه شونو میخان ! ( خودخواهیه )
4 - مردم نگن نازاست ( خودخواهیه و...)
5.....

تصورشو میکنم اگر من بچه دار شدم با این ال جی روزی بچتون ازتون بخاد برید انجمن اولیا مربیان مدرسه شرکت کنید چی میشه؟ بچه چه گناهی کرده که بعدا همکلاسیهاشم به خاطر من تحقیرش کنند؟
یه جشن تولد آبرومند نمیتونم براش بگیرم جلوی فامیل و دوستاش تتحقیر میشه بهش طعنه میزنند ...
اگر بخام براش یه روز خواستگاری برم چی؟ یا براش خواستگار بیاد..........فرزندی که به خاطر خودخواهی خودم بدنیا میارمش چه گناهی کرده که بخاطر من شرمسار بشه؟...
و...و..و..


آخرین بار توسط نور امید در شنبه اردیبهشت 12, 94 6:57 am ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه اردیبهشت 11, 94 8:42 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 25, 93 10:57 am
پست: 132
عزیزم خودت می دونی؛ من و شوهرم خیلی بچه دوست داشتیم کلا منظورم این بود که افسوس گذشته رو خوردن صدمه بیشتری به روح و روان وارد می کنه

_________________
GOD IS LOVE


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 7 پست ] 

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com