انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر
http://www.ibsgroup.ir/froum/

دید گاه و زندگی من با ibs
http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=53&t=129
صفحه 1 از 2

نویسنده:  mokhtare [ جمعه خرداد 3, 92 1:24 pm ]
عنوان پست:  دید گاه و زندگی من با ibs

با عرض سلام و خسته نباشید.
منم از سن 25 سالگی خداوند مهربانم این به اصطلاح ای بی اس را به من اهدا کرد تا از او دور نشوم و تنها توکل به او کنم و امید به او داشته باشم و از دیگران قطع امید کنم. این بیماری را من بیشتر به چشم محبت الهی میبینم تا مصیبت الهی.
به چنددلیل:

اول اینکه بیماری کفاره گناهان و پاک کننده آنهاست و سوال و جواب از بیمار در آن جهان بسیار راحتتر از افراد سالم است.

دوم اینکه خود خداوند در قران فرموده است که بسی بلاها هست که برای شما عین نعمت است و بسی نعمتها که برای شما عین بلاست.و از کجا معلوم که این به اصطلاح بلا برای ما عین نعمت نباشد.

سوم اینکه وقتی این بیماری میاید سراغم بیشتر به یاد خداوند مهربانم میافتم و بیشتر از این دنیا و انسانهایش فاصله میگیرم و نسبت به انها بی توجه میشم.

بهرحال دید هر شخصی فرق میکنه ولی اینجوری قابل تحمل تره

من در سن 25 سالگی یعنی 4 سال پیش ،وقتی تازه میخواستم همسری انتخاب کنم به این بیماری مبتلا شدم. بیشترم هم به دلیل فشار درسهای ارشدم بود و مصرف آنتی بیوتیک به خاطر میکروب معده و تشخیص بد دکترهای پر مدعا

من برای کسب علم و درس خوندن خیلی زحمت کشیدم و همیشه شاگرد اول مدرسه و دانشگاه بودم. به قول بچه ها خر خون بودم. ولی این بیماری منو متوقف کرد اونم درست وقتی که میخواستم پایان نامه ارشدم رو انجام بدم و از خیلی از سازمان ها دعوت به همکاری شده بودم.. و الان دو سالی میشه که نتونستم دفاع کنم. ولی بهر حال خداروشکر شاید حکمتی در این امر باشد.

این مریضی منو از زندگی حدود 4 سال عقب انداخته. و بعد از دو سال دل درد تازه دکترها فهمیدن مریضیم چیه. بهرحال الان خداروشکر حداقل میدونم مریضیم چیه و فکرو خیال الکی نمیکنم و میتونم کمی کنترلش کنم.

برای همه بچه ها آرزوی سلامتی و خوشبختی میکنم و اطمینان میدهم که اگر با یکدیگر تلاش کنیم ، این مریضی را از وجودمان ریشه کن خواهیم کرد زیرا خداوند مهربانمان در قرآنش فرموده است که و لیس انسان الی ما سعی
انسان چیزی نیست جز تلاشش

پس اگر با یکدیگر تلاش کنیم میتوانیم سالم شویم.
در ضمن قصد دارم پرسشنامه ای رو طراحی کنم و بدم بچه های ibs پر کنند و آن را تجزیه و تحلیل کنم تا شاید بشود از داخل جوابها به یک سری نکات کلیدی برای درمان این بیماری یا طرز ابتلا به آن و ... پیدا کرد. اگر میشود دوستان و مخصوصا مدیر این انجمن منو در طراحی و طرز تکثیر بین بچه ها و پر کردن پرسشنامه یاری کنند. در مورد این طرح به صورت مفصل تر در بخش اخبار ibs توضیح داده ام. لطفا به آن بخش مراجعه و پیشنهاداتتان را بیان نمایید.
ومن الله التوفیق

نویسنده:  administrator [ جمعه خرداد 3, 92 1:33 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

مرسی
خیلی خوش اومدی به جمع ما
با حرفات تا حدودی موافقم
بازم از این پستای قشنگ بزار

نویسنده:  فرشته [ جمعه خرداد 3, 92 1:40 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

با نظرتون موافقم دوست گرامی
من خودم به عینه چندین بار تجربه کردم خواستم یه خرده از خدا فاصله بگیرم با یه تلنگر دوباره خدامنو متوجه خودش کرد منظورم عود بیماریست
به همین خاطره که گاهی دوست ندارم خوب شم !!!!!!!!!!
یه اخوندی توی تی وی میگفت نگین گرفتاری بگین گرفت یار
حالا ما دچار گرفت یار شدیم یار ما خداست :P

نویسنده:  امیدوار [ جمعه خرداد 3, 92 2:03 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

سلام خیلی خوووش اومدین
بنظرم طراحی پرسشنامه خیلی فکر خوبیه..
میتونین به اعضا ایمیل کنین اونا هم جوابشو بفرستن

نویسنده:  mehfarj [ جمعه خرداد 3, 92 3:39 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

پیشنهائ پرسشنامه عالیه
به نظر من حتی میشه بچه هایی که تک تک پرمیکنن بگن مشکلشون دقیقا به تفکیک چیه که این فروم هم از نظر کیفی بهتر کار کنه.حتی میشه اول که عضو میشن اعضا اونجا مشکلاتشون رو بگن البته اینجا یه مورد هست که این بیماری برا هرکسی شاید توی یه دوره ای از زندگیش انواع علایم رو داشته ولی منظور اون موردی که الان باهاش روبه رو هست!

نویسنده:  marmar [ شنبه خرداد 4, 92 10:34 am ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

کاملا با حرفاتون موافقم
منم از وقتی گرفتارش شدم بیشتر مراقب رفتارام و ارتباطم با خدا هستم
بارها هم شده که بهش میگم خدایا اگه خوب بشم قول میدم بازم تو رو فراموش نکنم اما فک کنم اون میدونه خرم از پل بگذره همه چی یادم میره ،خوبم نمیکنه :P اما بازم شکرش واسه همه ی نعمتاش!

نویسنده:  delaram [ دوشنبه خرداد 13, 92 12:38 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

سلام.مطلب خوبی بود. من از وقتی که این مشکل برام پیش اومد ارتباطم با خدا کمتر شد ی جورایی قهر کردم چون تا جایی که یادمه فکر نکنم گناهی کرده باشم که اینجوری جوابشو دارم پس میدم. نمیدونم چرا من آخه. نه دل کسی رو شکوندم نه کسی رو مسخره کردم نه...
در مورد میکروب معده هم یکی از دوستامم اینجوری شد پس از مصرف آنتی بیوتیکها. منم که به همون دلیل بود. امیدوارم به نتیجه ای برسیم خدا هم کمکمون کنه. منتظر پرسشنامتون هستم اگه کاری هست بهم بگین شاید تونستم کمک کنم.ممنون

نویسنده:  محمد [ چهارشنبه تیر 26, 92 2:06 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

سلام به همه دوستان.. اما من خودم مقصرم, موضوع واسه نه سال پیشه.. اون موقع من یه جوون خیلی مغرور بودم.. هیچ چیز و هیچ کسی رو نمیدیدم.. راحت دل بقیه رو می‌شکستم.. سخت ورزش میکردم.. یه روز از این داروهای ممنوعه که بهش میگن دوپینگ مصرف کردم که کاش نمیکردم.. بعدها توی یه کتاب خوندم از هر 25 هزار نفر یه نفر ممکنه با مصرف این داروها به ibs مبتلا بشه.. که از شانسم اون یه نفر من بودم.. از اون به بعد زندگی اجتماعی من فلج شد و بقیه ی ماجرا.. که خودتون بهتر از من میدونید...

نویسنده:  نازگلک [ پنج شنبه مرداد 3, 92 11:00 am ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

ببخشیدشمامگه چه نوع ای بی اس دارین؟؟؟؟؟که4سال عقب افتادین؟؟؟؟؟؟چراکسی انلاین نیست جواب سوالای منو بده؟؟؟؟؟؟ :evil:

نویسنده:  m1988 [ یکشنبه مرداد 20, 92 7:16 pm ]
عنوان پست:  Re: دید گاه و زندگی من با ibs

نازگلک جان شما مطمئنی که آی بی اس داری؟؟! یا اگرهم داشته باشی خداروشکر بیماریت خیلی خفیفه. چون یه آی بی اسی حرف یه آی بی اسی رو قشنگ میفهمه. من کاملا متوجه میشم آقای mokhtare چی میگن چون خودمم اینارو تجربه کردم.همه این سختی هارو، همه این گرفتاری هارو، همه این از درس عقب افتادن هارو، همه این از زندگی عقب افتادن هارو. یه آی بی اسی کیفیت زندگیش میاد پایین، ولی باز به قول mokhtare عزیز حتما حکمتی بوده و من هم احساس می کنم بعد از این بیماری یه جورایی به خودم اومدم انگار خدا میخواست بیشتر به یادش باشم... :)

صفحه 1 از 2 همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند
Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group
http://www.phpbb.com/