| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://www.ibsgroup.ir/froum/ |
|
| خاطره ای از آرون گاندی http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=53&t=220 |
صفحه 1 از 1 |
| نویسنده: | abbas [ جمعه مرداد 18, 92 9:53 am ] |
| عنوان پست: | خاطره ای از آرون گاندی |
دکتر آرون گاندی، نوۀ مهاتما گاندی و مؤسّس مؤسّسۀ "ام کی گاندی برای عدم خشونت"، داستان زیر را به عنوان نمونه ای از عدم خشونت والدین در تربیت فرزند بیان میکند: شانزده ساله بودم و با پدر و مادرم در مؤسّسه ای که پدربزرگم در فاصلۀ دوازده مایلی دِربِن (Durban)، در افریقای جنوبی، در وسط تأسیسات تولید قند و شکر،تأسیس کرده بود زندگی میکردم. ما آنقدر دور از شهر بودیم که هیچ همسایه ای نداشتیم و من و دو خواهرم همیشه منتظر فرصتی بودیم که برای دیدن دوستان یا رفتن به سینما به شهر برویم… یک روز پدرم از من خواست او را با اتومبیل به شهر ببرم زیرا کنفرانس یک روزه ای قرار بود تشکیل شود و من هم فرصت را غنیمت دانستم. چون عازم شهر بودم، مادرم فهرستی از خوار و بار مورد نیاز را نوشت و به من داد و چون تمام روز را در شهر بودم، پدرم از من خواست که چند کار دیگر را هم انجام بدهم، از جمله بردن اتومبیل برای سرویس به تعمیرگاه بود. وقتی پدرم را آن روز صبح پیاده کردم، گفت: "ساعت 5 همین جا منتظرت هستم که با هم به منزل برگردیم." بعد از آن که شتابان کارها را انجام دادم، مستقیماً به نزدیکترین سینما رفتم. آنقدر مجذوب بازی جان وین در دو نقش بودم که زمان را فراموش کردم. ساعت 5/5 بود که یادم آمد. دوان دوان به تعمیرگاه رفتم و اتومبیل را گرفتم و شتابان به جایی رفتم که پدرم منتظر بود. وقتی رسیدم ساعت تقریباً شش شده بود. پدرم با نگرانی پرسید، "چرا دیر کردی؟" آنقدر شرمنده بودم که نتوانستم بگویم مشغول تماشای فیلم وسترن جان وین بودم و بدین لحاظ گفتم، "اتومبیل حاضر نبود؛ مجبور شدم منتظر بمانم." ولی متوجّه نبودم که پدرم قبلاً به تعمیرگاه زنگ زده بود. مچ مرا گرفت و گفت، "در روش من برای تربیت تو نقصی وجود داشته که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده که به من راست بگویی. برای آن که بفهمم نقص کار کجا است و من کجا در تربیت تو اشتباه کرده ام، این هجده مایل را پیاده میروم که در این خصوص فکر کنم." پدرم با آن لباس و کفش مخصوص مهمانی، در میان تاریکی، در جادّه های تیره و تار و بس ناهموار پیاده به آهستگی راه افتاد. نمی توانستم او را تنها بگذارم. مدّت سه ساعت و نیم پشت سرش اتومبیل میراندم و پدرم را که به علّت دروغ احمقانه ای که بر زبان رانده بودم غرق ناراحتی و اندوه بود نگاه میکردم…همان جا و همان وقت تصمیم گرفت دیگر هرگز دروغ نگویم. غالباً دربارۀ آن واقعه فکر میکنم و از خودم می پرسم، اگر او مرا، به همان طریقی که ما فرزندانمان را تنبیه میکنیم، مجازات میکرد، آیا اصلاً درسم را خوب فرا میگرفتم. تصوّر نمیکنم. از مجازات متأثّر میشدم امّا به کارم ادامه میدادم. امّا این عمل سادۀ عاری از خشونت آنقدر نیرومند بود که هنوز در ذهنم زنده است گویی همین دیروز رخ داده است. این است قوّۀ عدم خشونت. |
|
| نویسنده: | zar [ جمعه مرداد 18, 92 4:24 pm ] |
| عنوان پست: | Re: خاطره ای از آرون گاندی |
واقعا چه برخورد زیبایی کمتر کسی با بچش این طوری برخورد میکنه.مرسی خیلی آموزندست.ماها اگه باشیم یه کشیده دوتا نا کشیده میزنیم بقیشم میدیدیم بکشه....... |
|
| نویسنده: | ...mohamad... [ یکشنبه مهر 27, 93 10:22 pm ] |
| عنوان پست: | Re: خاطره ای از آرون گاندی |
اموزنده بود مرسی |
|
| نویسنده: | ssaaeedd [ دوشنبه مهر 28, 93 7:06 am ] |
| عنوان پست: | Re: خاطره ای از آرون گاندی |
عالی بود...سپاس |
|
| نویسنده: | بی خواب [ دوشنبه مهر 28, 93 10:27 am ] |
| عنوان پست: | Re: خاطره ای از آرون گاندی |
بسیار عالی بود. |
|
| نویسنده: | abbas [ سه شنبه اردیبهشت 22, 94 10:19 pm ] |
| عنوان پست: | ایرانیان بهترین بازیگران هستند |
به نقل از روبرتو چولی سرپرست گروه بازیگران تئاتر آلمان در مورد بازیگری در ایران: «من پتانسیل قوی در بازیگران ایرانی می بینم. این فرهنگ زبان ایرانی دارد و این زبان امكان بازیگری و نمایش را پدید می آورد كه انحصاراً مربوط به تئاتر و جایگاه نمایش نیست در جاهای دیگر هم وجود دارد. من موضوعی را تعریف می كنم و آن این كه از شخصی كه حرف می زنم بی نام و نشان است. در چند سال پیش كه به ایران آمده بودم و به اصفهان رفته بودم در یكی از روزهای تعطیل و عزاداری دسته ای را دیدم. مطمئنا در آن روز در بازار اصفهان من تنها فرد خارجی بودم. در آن دسته شیون و گریه زاری زیادی می شد و انسانهای زیادی رنج می بردند. اما از آن جا كه من شیعه نیستم موقعیت بسیار مشكلی داشتم و تنها كسی بودم كه در این دسته گریه نمی كردم. من بازیگر بسیار خوبی هستم ولی آنجا خجالت می كشیدم كه گریه كنم. كنار من چند مرد ایستاده بودند كه زار زار گریه میكردند یكی از آنها كه به من نزدیكتر بود هنگام عزاداری و وسط گریه زاری رو به من كرد و گفت می خواهی فرش بخری؟ و در عین حال به سختی گریه میكرد. این بزرگترین بازیگری بود كه من دیدم.» مقاله «مردمان بازیگر» / یازدهم بهمن ماه 77 / روزنامه مشاركت |
|
| نویسنده: | آشنا [ چهارشنبه اردیبهشت 23, 94 8:45 am ] |
| عنوان پست: | Re: ایرانیان بهترین بازیگران هستند |
abbas نوشته است: .... یكی از آنها كه به من نزدیكتر بود هنگام عزاداری و وسط گریه زاری رو به من كرد و گفت می خواهی فرش بخری؟ و در عین حال به سختی گریه میكرد. این بزرگترین بازیگری بود كه من دیدم.» شاید بزرگترین مشکل من و امثال من این باشد که اولا باورمان نمی شود که یک عده بازیگر هستند آنچه می گویند و می کنند فیلم است نه باورشان. دوم اینکه بلد نیستیم فیلم بازی کنیم. و وقتی هم متوجه شویم که بقیه فیلم بازی می کنند حرص می خوریم که چرا مردم این طوری هستند. و احمقانه تر اینکه می خواهیم این بازیگران فیلم را اصلاح کنیم و به راه راستی که در ذهن داریم بیاوریم. به نوعی می شود گفت که قدرت درک واقعیت و قبول واقعیت را نداریم. شاید یکی از ریشه های آی بی اس در من و امثال من همین امر باشد. |
|
| نویسنده: | آرش [ چهارشنبه اردیبهشت 23, 94 8:57 am ] |
| عنوان پست: | ایرانی |
نقل قول: شاید بزرگترین مشکل من و امثال من این باشد که اولا باورمان نمی شود که یک عده بازیگر هستند آنچه می گویند و می کنند فیلم است نه باورشان. دوم اینکه بلد نیستیم فیلم بازی کنیم. و وقتی هم متوجه شویم که بقیه فیلم بازی می کنند حرص می خوریم که چرا مردم این طوری هستند. به نوعی می شود گفت که قدرت درک واقعیت و قبول واقعیت را نداریم. شاید یکی از ریشه های آی بی اس هم همین امر باشد. این بهترین تحلیلی بود که میشد برای این حکایت ارائه داد، آفرین. من هم بعضی مواقع فکر می کنم علی رغم ایرانی بودن در این کشور کاملا غریبه هستم و آنها را درک نمی کنم. مثال های زیادی می شود در مورد پیچیدگی شخصیت ایرانی ها ارائه داد که این مسئله یکی از عیب های ایرانی هاست. |
|
| نویسنده: | سحر [ سه شنبه مرداد 6, 94 11:51 pm ] |
| عنوان پست: | Re: خاطره ای از آرون گاندی |
| صفحه 1 از 1 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|