| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://www.ibsgroup.ir/froum/ |
|
| چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=53&t=533 |
صفحه 1 از 6 |
| نویسنده: | آشنا [ چهارشنبه مرداد 15, 93 9:42 pm ] |
| عنوان پست: | چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد |
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد___________من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک (حافظ) دوستان عزیز، یکی از علایق من خواندن مطالب در مورد افرادی است که غیر ممکن ها را ممکن می کنند. وقتی که اکثریت افراد تسلیم می شوند و دنبال بهانه و یا دلیل برای نشدن می گردند اینها به شدن و انجام دادن فکر می کنند و دنبال دلایلی هستند که شدن را باعث شوند. مسلما خودباوری بالا و اعتماد به نفس عالی و عزت نفس کافی، لازمه و پشتوانه همچین تفکری می باشد. افرادی که با آغوش باز به استقبال شکست می روند و تسلیم شدن در لغت نامه زندگی آنها وجود ندارد و نکته جالب آنجاست که با این بینش و نگرش به زندگی و مسایل آن، اکثر مواقع شاهد پیروزی را هم در آغوش می کشند. زمانی که بقیه ناامید شده اند و بلندی و استحکام "دیوار نشدن" را نظاره می کنند و با تعریف از دیوار ، به تنبلی و عدم تلاش خود صحه می گذارند و منتظرند دستی از غیب برسد و فرجی حاصل شود اینها بلند می شوند و دیوار را سوراخ می کنند. برای این افراد تلاش حداکثر جایگاه اول را دارد و نتیجه گرفتن در جایگاه بعدی است. معنی شکست برای این افراد با معنایی که شکست برای بقیه دارد متفاوت می باشد. خوشحالم می شوم شما هم همراهی کنید. و با قراردادن داستانهای این افراد بتوانیم نگاهمان را به "آی بی اس" تغییر دهیم. برای شروع "مصاحبه خانم جوان" ---- http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=53&t=449 |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 16, 93 9:13 am ] |
| عنوان پست: | تفاوت میان انسانها |
++ تفاوت من و شما در سطح هوش و ذکاوتمان نیست٬ بلکه فقط در میزان تلاش و توانایی در کنترل احساساتمان است٬ من آموخته ام از «شکست » نترسم. ++ تنها در صورتی شکست خواهیم خورد که به خودمان بگوییم «شکست خوردم». ++ تصمیم گیری وسیله ای است که در هر لحظه می توانید از آن برای دگرگون کردن تمام شئونات زندگی خود استفاده کنید. همه پیشرفت های انسانی با یک تصمیم آغاز شده است. ++ در هنگام سختی ها ، و یا هنگامی که احساس می کنید راهی برایتان نمانده و هنگامی که حادثه ای برایتان اتفاق می افتد ، اگر یک لحظه به خود آیید و تصمیم بگیرید، می توانید همه ی شرایط را دگرگون سازید. منبع: http://life28.blogfa.com |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 16, 93 9:33 am ] |
| عنوان پست: | منبع بهترین اتفاقات کجاست؟ |
اگر یک تخم مرغ توسط نیروی بیرونی بشکند،زندگی پایان می یابد. اگر یک تخم مرغ توسط نیروی درونی بشکند،زندگی آغاز می شود. بهترین چیز ها از درون اتفاق می افتد! منبع: http://2050.blogfa.com |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 16, 93 6:51 pm ] |
| عنوان پست: | آنتونی رابینز |
آنتونی رابینز (Antony robinz)در سال 1961 در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن 22 سالگی در آپارتمان 40 متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد. موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم. پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد. او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت. در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید. در سال 1984 شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک 1984 نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط 70% بود، به 100% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود. این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد. رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است. تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال 1991 بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است . با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد. اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند. علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند. رابینز، در سال 1986، در حالی که بیش از 25 سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در 1987، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد. در سال 1991 کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی 2 ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال 1371 این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند. خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید، می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.” آقای رابینز، در حال حاضر 35 سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند. نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید. منبع: http://snn.ir/print/268600 |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 16, 93 7:14 pm ] |
| عنوان پست: | شاخص موفقیت |
هر کس در زندگی خود اهدافی دارد و برای رسیدن به آن ها تلاش می کند. اما ممکن است خیلی از ماها موفق به رسیدن به اهداف خویش نبوده باشیم. این اینفوگرافیک راه کار های جالب و کارآمدی را برای رسیدن به موفقیت به ما نشان می دهد. http://infogram.ir/downloads/1111-farsi(infogram.ir).zip منبع: http://infogram.ir/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 16, 93 7:48 pm ] |
| عنوان پست: | گزیده ای از سخنان آنتونی رابینز |
نگذاریم چیز های نادرستی که از گذشته ها در ذهنمان جای گرفته اند ،حال و آینده ما را تباه گردانند. زندگی چقدر کسالت بار بود اگر پیش از وقوع حادثه می دانستیم که چه واقعه ای روی خواهد داد! هرگز شادی و نشاط را به تعویق نیندازید.برای بسیاری از مردم مفهوم شادی و لذت از زندگی آن است که بتوانند به موفقیت بزرگی دست یابند. از جمله تعاریف موفقیت این است که بایدبه گونه ای زندگی کرد که بتوان احساس عمیقی از شادی،و احساس اندکی از غم به دست آورد. دانستن اینکه چه باید کرد تنها کافی نیست ، بلکه می بایست به دانسته های خود عمل کنید. اراده کنید که ورزش،جزئی از هویت شما باشد.باورزش مداوم و دارا بودن جسمی سالم می توان از مواهب زندگی بهره مند شد. برای ایجاد عمیق ترین و سریع ترین پیشرفت در زندگی تان ، می بایست هویت را دگرگون کرد و شکوفا ساخت. تو باید زندگی کنی زندگی حق توست. به دنیا نیومدی که بی ثمر و بی بهره بری. اومدی لذت دنیا و ارزش دنیا رو بدونی و ازشون لذت ببری. اولین قدم برای رسیدن به هدف داشتن هدف است. هدف های بزرگ انگیزه های بزرگ ایجاد می کنند افراد دو دسته اند: کسانی که بر ناکامی های خود فائق آمده اند. و کسانی که می گویند کاش بر یآسها و نا کامی های خود غلبه کرده بودیم. هر چه برای رسیدن به هدفتان تعهد بیشتری داشته باشید زودتر به ان خواهید رسید. 20 درصد تغییر منوط به "چگونگی" است در حالیکه 80 درصد آن مربوط به داشتن"چرایی" است. بر هر چه تمرکز کنید همان را به دست می آورید. طرز فکری که ما را به سطح زندگی کنونی رسانده است ما را به مقصدی که در نظر داریم نخواهد رساند. اگر باورداشت های خود را به دیگران نگویید،نباید انتظار داشته باشید که که آنان بر طبق آنها رفتار کنند. نگذاریم چیزهای نادرستی که از گذشته ها در ذهنمان جای گرفته اند،حال و آینده ما را تباه گردانند. حتی قطعی ترین چیزی نیز، در صورتی که خود بخواهیم، جای تشکیک و تردید دارند. برای اینکه بتوانیم به سرعت هر گونه تغییری را به وجود آوریم، کافی است که بدانیم که هم اکنون و در همین لحظه قادر به تغییر هستیم. آنچه که به صورت رنج یا لذت جلوه گر می شود، تعیین کننده سرنوشت آدمی است. رسیدن به هدف هیچ ارزشی نخواهد داشت، مگر اینکه پیش از رسیدن به آن هدف های تازه تر و بزرگتری را برای خود در نظر گرفته باشید. باید به این نکته توجه داشت که داشتن جهت و هدف در زندگی، مهم تر از دستاورد های فردی است. از تضادها استفاده کنید تا نظر گاهی نو در زندگیتان پیدا شود. در اعتقادتان بازنگری کنید و اگر ناهماهنگی در آنها دیدید، با روش تداعی «عصبی-شرطی» آنها را تغییر دهید. بیا بیاموزیم به جای اینکه با واکنش های غیر ارادی خود زندگی کنیم،آنها را آگاهانه در اختیار بگیریم. خواست واقعی آن است که به تصمیم قطعی بیانجامد،و «تصمیم واقعی» آن است که به «عمل» منجر شود و تنها چیزی که ما را به «نتیجه» می رساند همان «عمل صحیح» است. توجه داشته باشیم که همه تصمیم گیری ها، به روشن بودن ارزش ها بستگی دارد. اگر ارزش های واقعیتان را نمی شناسید،خود را برای رنج آماده کنید. ارزش های خود را دگرگون سازید تا زندگی تان نیز عوض شود. ما چیزی بسیار بیشتر و فراتر از ارزشهای مان هستیم و وجودمان منحصر به ارزش ها نیست. راه راست آن است که بر تجربه و علم خود بیافزاییم و آنها را برای رسیدن به آرزوها و خواسته های پسندیده خود به کار گیریم. هر گاه گرفتن تصمیم مهمی را دشوار یافتید، بدانید که علتش فقط یک چیز است: نداشتن تصور روشن از ارزش های زندگی. تجربه های خود را چونان فرش عظیمی در نظر بگیرید که می توان بر روی آن هر نقش و نگار دلخواهی را طراحی کرد. اولین قدم برای ایجاد تغییر آن است که ببینیم واقعا چه می خواهیم: و در نتیجه هدفی را در نظر بگیریم و به سوی آن حرکت کنیم. تجربه های تازه در صورتی موجب تغییر می شوند که باورهای ما را زیر سوال ببرند. به خاطر داشته باشید که وقتی به چیزی اعتقاد داریم، دیگر درباره آن چون و چرا نمی کنیم. در یک لحظه قادر به گرفتن تصمیمی هستید که می تواند با سرعت زندگی شما را دگرگون سازد. معیار واقعی بودن تصمیم آن است که دست به عملی تازه بزنید.اگر عمل نکنید تصمیم شما واقعی نیست. موفقیت حاصل تصمیمات درست است.تصمیمات درست بر اساس تجربه اتخاذ می شود و تجربه به دنبال تصمیم گیریهای نا درست شکل می گیرد. با هر فرد بسیار موفقی که برخورد کنید اگر صداقت داشته باشد به شما خواهد گفت که میزان اشتباه های گذشته او تصمیم های غلطی که گرفته است بیش از شما بوده و همین امر علت موفقیت او بوده است. تصمیم نیرویی است که امور نامرئی را به مرئی و رویا را به واقعیت تبدیل میکند. در معادله زندگی آینده هیچ وقت با گذشته برابر نیست. در عصری زندگی میکنیم که رسیدن به موفقیت های بزرگ برای هر کسی امکان پذیر است. دانستن کافی نیست. باید عمل را نیز به آن بیفزایید. برخی بسیار می دانند اما قادر به تغییر دادن زندگی خود نیستند. تقدیر این افراد به دست خودشان نوشته خواهد شد:"رنج" همه افراد موفق توانسته اند خود را وادارند تا دائما در جهت تحقق آرزو های خود قدم های موثری بردارند. میان کسانی که موفق می شوند وکسانی که شکست می خورند تفاوت عظیمی از لحاظ اعتقادات هست.عقیده ما درباره آنچه که هستیم و انچه که می توانیم باشیم دقیقا مشخص کننده آینده ماست. شهامت واقعی آن است که برای رسیدن به خواسته خود هر کار لازمی را انجام دهید و بدانید که سعی و تلاش همیشه دارای ارزش است. زیرا تلاش پاداشی است که پاداشهای بزرگتر را به همراه دارد. به محض فکر کردن راجع به هر چیزی می توان آن را بدست آورد. وقتی تصمیم واقعی میگیرید مانند آن است که خطی را رسم کرده باشید. اما نه بر روی ماسه بلکه بروی سیمان. درباره هر چه فکر کنید. هر چه که تمام فکر شما را متوجه خود کند، تحقق خواهد یافت. از خود بیش از آنچه دیگران از شما انتظار دارند، متوقع باشید. * هیچ دیواری نمی تواند در مقابل اراده ی انسانی مقاومت کند. * هدف های محدود زندگی را محدود می سازد. * هر چه برای رسیدن به هدفتان تعهد بیش تری داشته باشید، زودتر به آن خواهید رسید. * تنها در صورتی شکست خواهید خورد که به خودتان بگویید شکست خوردم. * افراد دو دسته اند: کسانی که بر ناکامی ها ی خود فایق آمده اند و کسانی که می گویند کاش بر یأس ها و ناکامی های خود غلبه کرده بودیم. * یادتان باشد که دیروز گذشته است. * دلتان می خواهد شما را چگونه به یاد آورند؟ به صورت انسانی عظیم؟ پس هم اکنون در این جهت حرکت کنید. * می توانید هم اکنون تبدیل به همان کسی شوید که در رویاهایتان می بینید. * اگر خودتان برای زندگی خود برنامه نداشته باشید، کسی دیگر از وجود شما برای برنامه های خود استفاده خواهد کرد. * طرز فکری که ما را به سطح زندگی کنونی رسانده است، ما را به مقصدی که در نظر داریم نخواهند رساند. * در یک لحظه می توانید قدرتی در خود به وجود آورید که تاریخ را دگرگون کند. یکی از معیارهای شناخت یک تصمیم واقعی، عملی است که به دنبال آن تصمیم می آید. منبع: http://2050.blogfa.com |
|
| نویسنده: | آشنا [ پنج شنبه مرداد 16, 93 8:34 pm ] |
| عنوان پست: | |
آنکه با زندگی می سازد زندگی را می بازد با زندگی نساز زندگی را بساز زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ، زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز . منبع: http://2050.blogfa.com/post/67/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2 |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه مرداد 18, 93 11:14 am ] |
| عنوان پست: | یکی عوامل موفقیت، زندگی کردن در زمان حال است. |
ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد... این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود... پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!! پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟! پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...! در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!! توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد منبع: http://dastanak.com/1387/12/17/post-18 یکی از ویژگیهای برجسته افراد موفق این است که آنها فارغ از خاطرات گذشته و بیم آینده به زندگی خود در زمان حال می پردازند..... باید با کنترل افکارمان به آنها اجازه ولگردی ندهیم، درباره شکستهای گذشته هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم اما میتوان جلوی شکستهای آینده را گرفت، اگر می خواهیم آرامش را در زندگی خود احساس کنیم باید در لحظه حال حضور داشته باشیم ، لحظه حال یعنی همین حالا و زندگی کردن در زمان حال یعنی فارغ از غمهای گذشته و نگرانی های آینده. حکیم عمرخیام می گوید: دیروز که گذشت هیچ از او یاد مکن ------------فردا که نیامد است فریاد مکن بر نامده و گذشته بنیاد مکن -------------- حالی خوش باش و عمر بر باد مکن ....... منبع: http://hoshyarnegahdar.blogfa.com/tag/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84 |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه مرداد 18, 93 6:41 pm ] |
| عنوان پست: | چرا باید به اندازه ی باورهای هر کسی، با او حرف زد؟ |
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . . ------------------- تو رابطه هاتون گاهی سنگ بیندازید تاعمقش براتون مشخص بشه . -------------------- هرگز داشته هایت را به نداشته هایت نفروش شاید وقتی به نداشته هایت رسیدی حسرت داشته هایی را بکشی که ارزان فروختی . . . ---------------- به اندازه ی باورهای هر کسی ، با او حرف بزن بیشتر که بگویی تو را احمق فرض خواهد کرد . . . منبع: http://hoshyarnegahdar.blogfa.com/post/10 |
|
| نویسنده: | آشنا [ شنبه مرداد 18, 93 6:54 pm ] |
| عنوان پست: | بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. |
سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. هر کاری که انجام می دهید در واقع دارید وقتتان را می فروشید . آن را ارزان نفروشید. ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... چه تلخ است قصه ی عادت. آرامش ذهنی را بالاترین هدف خود قرار دهید و وقت و زندگی خود را حول محور آن تنظیم کنید . (برایان تریسی ) بنده آنی که در بند آنی (بوسعيد ابوالخير) تنها کسانی تحقیر می شوند که بگذارند تحقیرشان کنند. شاد ماندن به هنگامی که انسان درگیر و دار کارهای ملال آور و پرمسئولیت است، هنر کوچکی نیست. (نیچه) وسعت دنیای هرکس به اندازه وسعت تفکر اوست. منبع: http://hoshyarnegahdar.blogfa.com/post/9 |
|
| صفحه 1 از 6 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|