| انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر http://www.ibsgroup.ir/froum/ |
|
| مطالب متفرقه اجتماعي فرهنگي http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=54&t=731 |
صفحه 1 از 5 |
| نویسنده: | shkofe [ شنبه اردیبهشت 21, 92 7:58 pm ] |
| عنوان پست: | قسمتی از کتاب بسیار زیبای قدرت صبر از خانم ام.جی.ریان |
«اين روزها ظاهرا همه ما زندگي را با شتاب ميگذرانيم. دائم در جنبشيم و در اطراف خود از همه چيز و همه كس انتظار داريم با حداكثر سرعت حركتكنند. نويسندهاي ميگويد: ما به «مرض زود باش» مبتلا شدهايم. ميدانم كه خودم هم اين مرض را دارم. تحملكُند بالا آمدن رايانه خودم را هم ندارم. در واقع اخيرا زمان گرفتم. 2دقيقه طول ميكشد و در تمام اين مدت من در جا، هي تكان ميخورم. من جزو كساني هستم كه دكمه آسانسور را بيشتر از يكبار فشار ميدهند بلكه سريعتر برسد.عبارت ديگر براي«مرض زود باش»، بيقراري است و من اطمينان دارم تنها كسي نيستم كه مبتلا به بيقراري است. جنون سرعت در جادهها، خشونت به هرشكل ممكن، رشد انفجاري مشاجره در ادارات و شركتها، طلاق، داد زدن سربچه... همه اينها و بسياري ديگر از مرضهاي اين دنيا را ميتوان تمامايا حداقل بخشي از آن رادر بيقراري رديابي كرد. قانوني در ايالت كاليفرنيا رانندگان را ملزم ميكند در مناطق ساختماني، سرعت خود را از 105 كيلومتر بر ساعت به 86 كيلومتر برسانند، زيرا در اين مناطق تاكنون كارگران زيادي بر اثر حوادث رانندگي كشته شدهاند. در اين اطلاعيه آمده است كه تفاوت زماني رانندگي با سرعت 105 كيلومتر بر ساعت با سرعت 86 كيلومتر بر ساعت در طول 2 كيلومتر منطقه ساختماني، 10 ثانيه است. مردم كشته ميشوند، چون ما حاضر نيستيم در هر 2 كيلومتر، 10 ثانيهديرتر به مقصدمان برسيم! در حقيقت هر چه سرعتبيشتر ميشود، ظاهرا ما بيقرارتر ميشويم. اين موضوع به صورت معضل درآمده، چون در زندگي ما بعضي تاخيرها مانند صف، ترافيك سنگين و سيستم اتوماتيك پيامها به طرز اجتنابناپذيري وجود دارد. مهمتر اينكه صبر نداشتنروز به روز بيشتر برايمان مشكلساز ميشود، زيرا هر چه چالشهاي زندگي مانند بيماريها، ناتوانيها، تضاد در روابط، بحرانهاي كاري و... پيچيدهتر ميشوند، ما به صبر و تحمل بيشتري نياز پيدا ميكنيم. نه فقط براي كنارآمدن با اين پيچيدگيها كه براي رشد كردن در محبت و عقل به صبر نياز داريم. بدون صبر حقيقتا قادر نخواهيم بود از درسهايي كه زندگي سر راهمان قرار ميدهد، چيزي ياد بگيريم. بدون صبر بهبلوغ فكري نخواهيم رسيد. در مرحله نوزاد كج خلق و تحريكپذيري باقي خواهيم ماند كه طاقت ندارد ارضا و لذت را بيش از چند لحظه به تاخير بيندازد. اگر بخواهيم وسيعتر و عميقتر زندگي كنيم، نه فقط سريعتر كه بايد صبوري ياد بگيريم. صبوري با خودمان، صبوري با ديگران و صبوري با شرايط كوچك و بزرگ زندگي.» *** «دنيا سريعتر به پيش ميرود و همه ما سعي ميكنيم با سرعت آن همگام شويم. هرگز پيش از اين، صبر تا اين حد مورد نياز نبوده است و هرگز پيش از اين تا اينحد در مضيقه صبر نبودهايم. ولي ما ميتوانيم شرايط را تغيير دهيم. با نگرشي صحيح و با كمي صبر،ميتوانيم مهار قدرت صبر را در زندگيبه دست گيريم. اگر من،زن ميانسالي با مشغلههايي بيش از حد و اندازه توانستهام،پس شما هم ميتوانيد. شرط موفقيت، تركيبي از انگيزه (خواستن)، آگاهي (توجه به چشماندازهاي درونيمان) و پرورش (تمرين كردن) است. ماميتوانيم، زيرا صبر كيفيتي انساني و قابل تقويت است. ما آنچه را لازم است در اختيار داريم.ما همين حالا هم صبور هستيم، وگرنه نميتوانستيم به مدرسه برويم، دوست داشتيم ياد بگيريم و كار پيدا كنيم. مساله اين است كه معمولا نسبت به چيزيكه كمكمان ميكند صبور باشيم. مهمتر از همه اين است كه بدانيم صبر، عملي است كه بايد انجامش دهيم، نه چيزي كه داشته يا نداشته باشيم. صبر مثل عضله است. همه ما عضله داريم، اما بعضي قويتر هستند، چون عضلاتشان را ورزش دادهاند. صبر هم همين طور است. ممكن است بعضي از ما همين حالا هماز ديگران صبورتر باشيم، اما همه ما ميتوانيم صبر را در خود پرورش دهيم. اين كتاب درباره همين است.» *** «قدرت صبر» به اهميت صبر توجه ميكند. اين كه صبر چه كاري ميتواند براي ماانجام دهد، چرا امروز تا اين حد تعيينكننده است و چطور ميشود صبورتر بود. اين كتاب برآمده از خواست خودم براي زيستن زندگياي شاد و پرمعناست و برآمده از اشتياقم براي كمك به ديگران در زيستن چنين زندگياياست. اين براي من جستجويي در همه عمر بوده است. در واقع هر چه بيشتر صبر را مطالعه و تجربه كردم، بيشتر فهميدم كه صبر عاملي تعيينكننده در رضايت داشتن از زندگي است. صبر به ما خويشتنداري ميبخشد و به ما ظرفيت ميدهد كه توقف و در لحظه حاضر زندگي كنيم. از آن موضع ميتوانيم عاقلانهتر انتخاب كنيم. صبر كمكمان ميكند محبت بيشتري نسبت به ديگران داشته باشيم. با شرايط زندگيمان راحتتر برخورد كنيم و بهتر بتوانيم به آنچه ميخواهيم برسيم. پاداش هميشگيصبر، دستيابي به بلوغو تعقل است؛ دستيابي به روابط سالمتر، شغل باكيفيتتر و آرامش فكري. صبر، چنين كار جادويي را با تركيب اين3 كيفيت اصلي ذهن و قلب انجام ميدهد و به ما امكانميدهد بهترين بشويم و بهترينها را انجام دهيم. اين 3 كيفيتعبارتند از: پايداري، آرامش و پذيرش. *** صبوري، آرامش روح هم ميدهد. با صبر، تجربيات دروني ما بيشتر مانند يك درياچه آرام است تا يك رودخانه خروشان. به جاي آن كه با هر شرايط ناخوشايندي كه زندگي سر راهمان قرارميدهد آنچه خوانديد بخشي از فصل اول كتاب «قدرتصبر» بود. فصلي كه نويسنده، اين عنوان جالبرا برايش انتخاب كرده است «چطور اين فضيلت از مد افتاده مي تواند زندگي شما را بهتر كند. |
|
| نویسنده: | shkofe [ شنبه اردیبهشت 21, 92 8:04 pm ] |
| عنوان پست: | برای لذت بردن از زندگی کافی ست کمی احمق باشی |
اگر بدانید این جمله را چقدر دوست دارم! این را چند سال پیش از قول یک نویسنده یا بزرگ خارجی خواندم. اگر دقت کنید، زندگیهای افراد تحصیل کرده بیشتر به طلاق میانجامد تا یک زن و شوهر بیسواد و کمی احمق. دلیل آن هم این است که آن تحصیل کردهها همین یک جمله را نمیدانند: برای لذت بردن از زندگی، کافیست کمی احمق باشی! البته منظور از این جمله طبیعتاً «احمق بودن» نیست. منظورش این است که گاهی خودت را به حماقت بزن Wink دیدهاید گاهی به یک انسان احمق هر چقدر هم که توهین میکنند بنده خدا میخندد؟ خوب، حالا فرضاً همسر تو یک جمله به تو گفت که کمی توهین به حساب میآمد! نمیخواهد همه چیز را به هم بریزی! مثل آن انسان احمق به آن جمله بخند و عبور کن! اگر بخواهم در مورد همین یک جمله صحبت کنم، باور کنید میتوانم به اندازه یک کتاب بنویسم چون روزانه دارم با آن زندگی میکنم و آنرا به کار میگیرم و چیزهای شگفتی از آن دستگیرم شده است. اصلاً گاهی اوقات ندانستن بهتر است. دیدهاید این تهرانیها چطور به شهرستانیها نگاه میکنند؟ چون (فکر میکنند) کمی بیشتر از شهرستانیها میدانند! همین دانستن باعث میشود خیلی چیزها را از دست بدهند. حداقلش این است که به دیگران کمتر احترام میگذارند، خود را برتر میدانند، بعد مینشینند برای بقیه جوک میسازند، توهین میکنند و خلاصه دهها گناه، فقط به خاطر «کمی بیشتر دانستن» اگر به انسانهای ساده در اطرافتان نگاه کنید، میبینید چقدر بیشتر از ما از زندگی لذت میبرند! گاهی اوقات به حالشان غبطه میخورم. بیخود نیست یکی از بزرگان دین گفته بود: خدایا! مرا به مرگ عوام بمیران! |
|
| نویسنده: | shkofe [ شنبه اردیبهشت 21, 92 8:24 pm ] |
| عنوان پست: | منطق از دیدگاه هر کس متفاوت |
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟ حالا پسرها می گویند : تمیزه ! معلم جواب داد : .... نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت است |
|
| نویسنده: | administrator [ یکشنبه اردیبهشت 22, 92 8:17 pm ] |
| عنوان پست: | Re: منطق از دیدگاه هر کس متفاوت |
جالبه و منم قبولش دارم |
|
| نویسنده: | zar [ سه شنبه اردیبهشت 24, 92 2:49 pm ] |
| عنوان پست: | Re: برای لذت بردن از زندگی کافی ست کمی احمق باشی |
شکوفه با بعضی حرفات موافقم راست می گی ولی همیشه نمی شه آدم خودشو به حماقت بزنه. در ضمن همه تهرانی ها هم این جوری نیستن عزیزم .مرسی . |
|
| نویسنده: | فرشته [ دوشنبه اردیبهشت 30, 92 11:49 am ] |
| عنوان پست: | آیا تحمل بیماری های بدون علاج موجب پاک شدن گناه می شود؟ |
از متون دینی استفاده می شود که تحمل مقابل بیماری برای خدا هم موجب پاک شدن گناه می شود و هم ثواب اخروی را به دنبال دارد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «السقم یمحو الذنوب؛(1) بیماری گناهان را نابود می کند». در حدیث دیگری از حضرت نقل شده . «لحظه ها و ساعت هایی که انسان گرفتار همّ و غم ها است، ساعات کفارة گناهان است».(2) از این گونه روایات در معارف اسلامی فراوان است، چنان که امام صادق (ع) فرمود: «هنگامی که «عبد خدا» گناهش زیاد می شود و اعمالی که آن را جبران کند نداشته باشد، خداوند او را گرفتار حزن و اندوه می کند تا کفارة گناهان او باشد».(3) حضرت در مورد صبر در برابر حوادث تلخ زندگی می فرماید :«هر کس از مؤمنان به بلایی گرفتار شود و شکیبایی را از دست ندهد، پاداش هزار شهید دارد».(4) البته این بدان معنا نیست که انسان خود را در سختی ها و مشکلات قرار دهد یا در راه سلامتی و حفظ حیات خود کوتاهی کند، به این نیت تا این که از گناهان پاک شود. چون با حکم عقل مخالف بوده و روایات شامل این مورد نمی شود. از دیدگاه معارف اسلامی اولین و مهم ترین نعمتی که انسان از خداوند دریافت می کند، نعمت «حیات» است. هرگونه سهل انگاری که باعث کوتاهی حیات یا اختلال در سلامتی گردد، جرم و گناه به شمار می آید و موجب عقوبت الهی است. بنابراین از آیات و روایات نباید نتیجه تخدیری گرفت و خود را تسلیم گرفتاری ها و مصایب و مشکلات نمود و حتی از آن استقبال کرد، چه این که هیچ گاه قرآن نمی گوید: در برابرمصائب تسلیم باش و در رفع مشکلات تلاش مکن و تن به ستم ها و بیماری بده، بلکه می گوید: اگر با تمام تلاش و کوششی که انجام دادی، باز گرفتاری ها به تو چیره شد، به اعمال گذشته ات بیندیش و از گناهانت استغفار کن(5) و درصدد اصلاح نفس خویش و جبران ضعف ها باش. بیماری ها و سختی ها و مصائبی که انسان باعث پیدایش آن یا طولانی شدنش نباشد، بلکه برای رفع آن تلاش لازم را انجام داده، و صبر و تحمل در آن نموده و خداوند را یاد نموده باشد ، کفارة گناهان است و باعث شکوفایی استعدادهای نهفته درون انسان می گردد. تحقق این مطلب به نوع برخورد انسان با سختی ها و مشکلات بستگی دارد. قرآن کریم می فرماید: «ما شما را به وسیله شرور یعنی بدی ها و بیماری ها و خیرات و نعمت ها امتحان می کنیم»(6) یعنی آن چه را شما خیر یا شر می نامید، معلوم نیست صد درصد همان گونه باشد که می پندارید، بلکه بستگی دارد به نحوه استفاده ای که از آن می کنید و یا به برخوردی که با آن دارید. در سوره بقره پس از آن که سختی ها و مصائب و مشکلات را به عنوان امتحان ذکر می کند می فرماید : «و بشر الصابرین؛ بشارت بده به کسانی که در مقابل سختی ها و مشکلات شکیبایی و خویشتن داری نشان می دهند» خویشتن داری و صبری که مبتنی بر ایمان به خدا است . وقتی انواع سختی ها را می بیند ، متوجه خدا می شود و می گوید : «انا لله و انا الیه راجعون». تنها این گونه افراد هستند که تحمل سختی ها و مصائب باعث گشوده شدن درهای رحمت پروردگار به سوی آنان می شود.(7) و قطعا چنین برخوردی با مصائب و مشکلات ، باعث پاک شدن گناهان و کفارة آن به شمار می آید. بدیهی است اگر انسان در برابر بیماری، طریق کفر و ناسپاسی پیشه گیرد و به قضاء و قدر الهی اعتراض کند، اجری نخواهد داشت و موجب کفاره گناهش نخواهد شد. هم چنین کسی که اصولا ایمان و باوری به خداوند نداشته باشد. |
|
| نویسنده: | فرشته [ سه شنبه اردیبهشت 31, 92 7:18 pm ] |
| عنوان پست: | لحـظه های عمر را غنیـمت بشماریـم … |
زندگی همچون یک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است و تو در آن غرق … این تابلو را به دیوار اتاق مىزنى آن قالیچه را جلو پلكان مىاندازى راهرو را جارو مىكنى مبلها به هم ریخته است، مهمانها دارند مىرسند و هنوز لباس عوض نكردهاى، در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم كارهایت مانده است یكی از مهمانها كه الان مىآید نكتهبین و بهانهگیر و حسود و چهار چشمى همه چیز را مىپاید … از این اتاق به آن اتاق سر مىكشى، از حیاط به توى هال مىپرى، از پلهها به طبقه بالا میروى، بر میگردى … پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و شهرام و رامین و مهین و شهین ... غرق در همین كشمكشها و گرفتاریها و مشغولیات و خیالات مىروى و مىآیى و مىدوى و مىپرى كه ناگهان سر پیچ پلكان جلوت یک آینه است … از آن رد مشو …! لحظهاى همه چیز را رها كن خودت را خلاص كن بایست و با خودت روبرو شو نگاهش كن خوب نگاهش كن! او را مىشناسى؟ دقیقا وراندازش كن كوشش كن درست بشناسیاش درست بجایش آورى فكر كن ببین این همان است كه مىخواستى باشى؟ اگر نه پس چه كسى و چه كارى فوریتر و مهمتر از اینكه همهی این مشغلههاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تكرارى و زودگذر و تقلیدى و بیدوام و بىقیمت را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى و او را درست كنى فرصت كم است! مگر عمر آدمى چند هزار سال است؟! چه زود هم مىگذرد مثل صفحات كتابى كه باد آن را ورق مىزند، آنهم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد … |
|
| نویسنده: | shkofe [ جمعه خرداد 3, 92 7:33 pm ] |
| عنوان پست: | تخیل |
در روزگاری زندگی میکنیم که دانشمندان علوم ذهنی میگویند انسان میتواند آنچه را در تخیّل خود تصور میکند بیافریند. تصاویر ذهنی، اوضاع و شرایط و تجربههای زندگی و امور آدمی را میسازد. به عبارت دیگر، اگر در زندگیتان شاهد شکست و تنگنا هستید، نخست آن را در ذهن تا مجسم کرده بودید. از این رو، برای از میان برداشتن این موانع و مشکلات باید نخست در ذهنتان آنها را نابود کنید و همه چیز را به صورت دلخواه ببینید. دکتر امیل کوئه فرانسوی برای نخستین بار اعلام کرد که قدرت تخیّل بسیار نیرومندتر از قدرت اراده است و اگر تخیّل و اراده با یکدیگر در کشمکش و تضاد باشند، همواره تخیّل پیروز میشود. نخستین بار که در ایجاد تصویری ذهنی میکوشیم، اراده آن را نمیپذیرد. اما وقتی تصویر ذهنی به اندازه کافی تکرار شد، هراندازه هم که برای استدلال قدرت اراده نامحتمل بنماید، تخیّل چارهای جز پذیرش و تجلی آن را ندارد. چون آرزومند موهبتهایی عظیمتر هستید، باید تصاویر ذهنی آنها را در اندیشهی خود ایجاد کنید. شاید منطق بگوید این محال است؛ کوچکترین اهمیتی ندهید. شاید قدرت ارادهتان بگوید این رؤیا بزرگتر از آن است که به وقوع بپیوندد. اگر دلاورانه به تخیّل خود بچسبید، آرزوهایتان را متجلّی خواهد کرد. امید و انتظار هر آنچه را به ذهنتان بیاموزید، برایتان خواهد آفرید و جلوه گر خواهد ساخت. وقتی برای تجسّم موهبتهایتان، نیروی قدرتمند تخیلّ را به کار میبرید، از شیوهی غیرمستقیمی سود میجویید که پیروزی بر مشکلات زندگی را تضمین میکند. به جای جنگیدن با فقر و شکست و مشکلات مالی که اغلب بر مشکلاتتان میافزاید، شیوهی غیرمستقیم را به کار گیرید. برگرفته از: قدرت در درون ماست، لوئیس ال هی |
|
| نویسنده: | shkofe [ جمعه خرداد 3, 92 7:43 pm ] |
| عنوان پست: | حقیقت شگفت انگیز در مورد شفا |
قیقت تکان دهنده دربارهی شفا این است که در درون خودتان صاحب درمانگری هستید. حتی اگر آگاه نباشید، درمانگر درون تان همواره به طرزی خاموش سرگرم کار است؛ در حال تعمیر سلول ها و دفع مواد زائد و تغذیۀ اعضا و درمان جراحات. گاه این درمانگر، خود را به شیوه ای بارز نمایان می سازد. زمانی که شخصی بیماری مهلکی دارد و امیدی به نجات یا ادامهی زندگی او نیست، ناگهان بی هیچ توجیه و توضیحی، غدهای ناپدید می شود، زخمی التیام می یابد یا قلبی بیمار به همانند گذشته سلامتی خود را باز می یابد. این امر گواه آن است که تن انسان بی تردید قدرتمندترین و خودکفاترین دستگاهی است که برای بقای حیات بشری وجود دارد! قدرت درونی شفا بخشیدن، قدرت عجیبی نیست. بخش طبیعی جهان درون تان است و در تمام بیست و چهار ساعت شبانه روز سرگرم پیچیده ترین کنش های جسم تان است. این دانشمند بی همتا – بی هیچ تلاشی – در هر یک از سلول هایتان فعل و انفعالاتی را به انجام می رساند که بزرگترین شیمیدان های جهان حتی قادر به تقلید از آن نیستند. میزان قابل توجهی از کار شفا از طریق کنشهای خودکار ذهن نیمه هشیارتان صورت می گیرد. شما به میزان قابل توجهی بر قابلیت و کارایی این درمانگر درونی بیفزایید، تا در صورت نیاز بتوانید از طریق اقتدار اندیشه سنجیده و آگاهانه خودتان از آن سود جویید. این واقعیت که در درون تان صاحب درمانگری هستید که می توانید به طور سنجیده و آگاهانه آن را فعال سازید، به این معنا نیست که نباید از شیوه های معمول مدد جویید. پاراسلسوس، پزشک آلمانی سده شانزدهم گفت: قدرت شفابخشی دارو، نه در مواد آن، که در روح مصرف کننده آن است. |
|
| صفحه 1 از 5 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند |
| Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |
|