انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر
http://www.ibsgroup.ir/froum/

ايران و ايراني
http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=56&t=536
صفحه 1 از 2

نویسنده:  آرش [ یکشنبه مرداد 19, 93 8:25 pm ]
عنوان پست:  ايران و ايراني

شیری که آب و روغن قاطی کرده! فرزین پورمحبی (ايسنا)

والت دیسنی سال‌ها قیل انیمیشنی ساخت به‌نام «آشغال‌سازها» که در صحنه ای نشان می داد، همسایه های دیوار به دیوار، آشغالهایشان را در منزل یکدیگر خالی می کردند! هر یک خوشحال از اینکه شر آشغالشان کنده شده اما غافل از آنکه در حیاطشان کلی زباله ریخته شده ...

این زرنگی احمقانه گریبان ما را هم گرفته و دودش هم به چشم خودمان رفته ... حال و روزمان شده: از ماست که بر ماست! (حالا به‌جای «ماست»، «شیر» بگذارید.)

هر کس در کارش یا کم می گذارد یا یه چیز دیگر را می گذارد و گاه حتی یه چیز دیگر را هم کمتر از حد معمولش می گذارد! در یک چرخه حیات نتیجه اش این می شود که همه ما صاحب یک چیز کمتر یا بدتریم! اما باز خوشحالیم که کمتر و بدترش رابه دیگران انداخته ایم. خب طنزی از این بهتر؛ چه می خواهید؟ تا می توانید بخندید که خنده بر هر درد و مرضی دواست!

گاودار در شیرش آب می ریزد، کارخانه دار این شیر رقیق شده را به حساب شیر کم چرب می گذارد و برای درست کردن شیر پرچرب، داخل همان شیر رقیق شده روغن می ریزد و با این آب و روغن قاطی شده – و البته به اضافه کمی وایتکس برای ماندگاری بیشتر!- همه چیز ختم به خیر می شود. اگر هم تاریخ مصرفش گذشته باشد، موردی نیست، مغازه دار محترم زحمت خدشه دار کردن تاریخ درج شده را می کشد و بدین ترتیب چرخه انداختن و پا اندازی ها به پایان می رسد. به این اوضاع اصطلاحا می گویند: «شیر تو شیر» ... لطفا بازهم بخندید!

اما انتقاد ما سازنده است، به قصد پنبه زدن نیست، با این حساب فقط یک خواهش کوچولو از نوع سازنده اش می کنیم و می رویم رد کارمان ...

به‌طورکلی ایران کشوری است که همه چیزش درهم است، البته به جز زن و مردش که به‌شدت روی تفکیک شان حساسیم... از این رو در یک پروسه تاریخی ما ملت کم توقعی شده ایم، مثلا از اینکه کفش نداریم خدا را هم شکر می کنیم، چون می دانیم که اگر ناشکری کرده و کفش بخواهیم، معمولا دو کوچه پایین تر با شخصی مواجه خواهیم شد که پا ندارد! پس ما هم ناشکری نکرده و نسبت به این موضوع، موضع خاصی نمی گیرم. فقط خیلی محترمانه و شیک و مجلسی از دست اندرکاران عزیز و زحمتکش می خواهیم: آبی و روغنی را که در شیر قاطی می کنند، حداقل بهداشتی باشد و مانند همان آب معدنی هایی نباشد که از یک جوب کثیف پر می شدند؛ یا آن آبلیموهایی که از کاه آلوده ساخته می شدند و یا روغنش، روغن ترمز و صنعتی نباشد، اگر هم قرار شد که باشد حداقل از آن روغن سوخته هایی نباشد که نذر مسجد می شوند...

همین و بس و خیلی هم سپاس از همینی که هست .

نویسنده:  آرش [ چهارشنبه شهریور 12, 93 9:23 am ]
عنوان پست:  اعتماد به نفس ایرانی

یک جراح قلب، اتومبیل خود را برای تعمیر به تعمیرگاه می‌برد. مکانیک وقتی متوجه تخصص مشتری‌اش می‌شود، با غرور از مهارت‌های خود تعریف می‌کند و می‌گوید: «سیستم این اتومبیل هم مثل بدن انسان است. من در یک دقیقه مشکل را تشخیص می‌دهم و در کمتر از یک ساعت هم موتور ماشین را پیاده و دوباره سوار می‌کنم. این هم یک نوع جراحی است. حالا فرق من و شما چیست؟»

جراح با خونسردی می‌گوید: «لطفا اتومبیل را روشن کنید.» مکانیک با پوزخند این کار را انجام می‌دهد. جراح ادامه می‌دهد: «حالا لطفا موتور را پیاده کنید.» مکانیک با تعجب می‌گوید: «الان که نمی‌توانم، چون موتور روشن است.» جراح می‌گوید: «خب فرق من و شما هم روشن شد».

نویسنده:  آرش [ جمعه آذر 7, 93 8:14 pm ]
عنوان پست:  جوان ايراني

تصویر

نویسنده:  آرش [ پنج شنبه آذر 27, 93 9:34 am ]
عنوان پست:  جریمه رانندگی فضیلت یا رذیلت

در بودجه سال آینده دولت پیش‌بینی کرده است که در سال آتی، رانندگان بیش از دو هزار میلیارد تومان جریمه خواهند شد و بر همین اساس، درآمد حاصل از جرایم رانندگی مندرج در لایحه بودجه سال ١٣٩٤ کل کشور را با ٣٥ درصد افزایش، گنجانده است. دقیقا نمی‌دانیم به جز کشور ما، در کدام یک از ١٩٢ کشور دیگر جهان می‌توانند پیش‌بینی کنند که در آینده، شهروندان‌شان چه اندازه مرتکب خلاف می‌شوند.
چگونه ممکن است از یک سو، تخلفات رانندگی را جرم بدانیم و برای‌شان کیفر (جزای نقدی) تعیین کنیم و از سوی دیگر، امیدوار بمانیم که هموطنان با ارتکاب تخلفاتی تا حد نصابِ مورد نیاز دولت، سهمی در تامین مخارج اداره کشور و ایضا کمک حال دولت باشند؛ به عبارتی با ارتکاب جرم بیشتر مانع از ایجاد کسری بودجه شوند. شاید در چنین شرایطی است که دادرسی پنهانی ماموران پلیس ترافیک و استقرار ایشان در مخفیگاه، توجیه بردار و بلکه ضروری نمایانده می‌شود.

در چنین اوضاع و احوالی، چگونه می‌توان رانندگان متخلف را در این زمینه نکوهش و آنان را به اعمال مقررات قانونی تهدید کرد؟
روزنامه اعتماد

نویسنده:  آشنا [ جمعه آذر 27, 93 12:02 am ]
عنوان پست:  شوخی با طرح درآمد از جرایم رانندگی

موارد زیر هم می تواند برای رهایی از اقتصاد تک محصولی به اجرا در بیاید:

- برای افراد فراری از خدمت مقدس سربازی، طرح خرید خدمت به اجرا گذاشته می شود.

- برای کاهش هزینه نگهداری زندانیان و کسب درآمد از زندانیان، طرح خرید حبس به اجرا گذاشته می شود.

- جهت کاهش هزینه های پلیس، کسانی که به جرمهای مختلف تحت تعقب هستند طرح خرید اتهام به اجرا گذاشته می شود.

- کسانی که درس را نیمه تمام گذاشته اند در هر مقطعی، طرح خرید مدرک اجرا می شود.

-اعطای مجوز قانونی و دائمی به دارندگان ماهواره در منزل، با طرحی ظربتی بنام " طرح خرید آنتن گرد"

- جهت مبارزه با قاچاق کالا، طرح اعطای مجوز قاچاق اجرا می شود.

- به منظور جلوگیری از خروج ارز و ارز آوری در کشور، اعطای مجوز به کنسرت های خوانندگان لس آنجلسی با طرح خرید آواز ایرانی به اجرا در می آید.

- دانش آموزانی که نتوانند نمره قبولی در امتحانات بگیرند می توانند از طرح خرید نمره استفاده کنند.

- به منطور کاهش بروکراسی اداری و رفاه حال ارباب رجوعان و مبارزه با زیرمیری، طرح خرید رومیزی اجرا می شود.

- برای کاهش بیکاری طرح خرید مشاغل دولتی اجرا می شود.

- ...

تصویر
به کسانی که سه طرح را همزمان خرید کنند طرح سوم به رایگان ، با قابلیت انتخاب طرح از طرف متقاضی اعطا می شود.

همچنین جهت تشویق وزارتخانه ها جهت فروش بیشتر طرح و ارائه طرح های خلاقانه بیشتر و نیز ایجاد فضای رقابت سازنده، درآمد حاصل از هر بخش در همان بخش هزینه خواهد شد.

نویسنده:  آرش [ چهارشنبه دی 10, 93 5:43 pm ]
عنوان پست:  کاش بادی بوزد و بارانی ببارد

هوا آلوده است و تا دو روز دیگر هم آلوده می‌ماند. آلودگی چیزی نیست که پنهان بماند و ملت متوجهش نشوند. در خبرها هم نیاید همین که نفس بکشیم و به سرفه بیفتیم و سردرد بگیریم و آب از سر و چشم‌مان راه بیفتد، می‌فهمیم که هوا کثیف و مسموم است و ممکن است روی جسم و روح‌مان تاثیر جبران‌ناپذیر بگذارد. منتها فقط می‌فهمیم و کاری نمی‌کنیم و برای پاک شدن هوا پا از روی مار برنمی‌داریم. به قول عبید، دور از جان، به مار که برسیم می‌گوییم دریغ مردی و سنگی.

انگار وظیفه آمریکایی‌ها، یا مریخی‌ها، یا ملائکه است که نازل شوند و هوای شهرمان را سالم کنند. انگار فقط باد است که باید بوزد و ما را از این شرایط نکبت‌بار نجات دهد. اگر باد نوزد، این شهر را گند هم بردارد و نفس هم نتوانیم بکشیم امکان ندارد شخصا به فکر چاره بیفتیم و به سهم خود هوا را تمیز کنیم.

دم غروب که ترافیک سنگین و اعصاب خرد‌کن شهر را می‌بینیم، می‌فهمیم که هیچ‌کس جز غر زدن، کاری نمی‌کند و قدمی برای پاک شدن شهرش برنمی‌دارد. انگار هیچکس مسوولیتی در این باره به گردن ندارد و احساس هم نمی‌کند که وظیفه‌یی دارد. یک وقت آدم کاری نمی‌کند اما عذاب وجدان دارد و در درونش ناراحت است که چرا کاری نمی‌کند، اما خوشبختانه در شهر ما هیچ کس عین خیالش نیست و با روان آسوده به کثیف کردن شهرش مشغول است. به هر کس حرف بزنی قیافه حق به جانب می‌گیرد و گناه را گردن بقیه و در راس بقیه به گردن دولت می‌اندازد.

روزنامه اعتماد

نویسنده:  آرش [ شنبه دی 13, 93 3:35 pm ]
عنوان پست:  معنای کلماتی که خانم ها به کار میبرند

1.خب: این کلمه ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه هایی استفاده میکنند که در آن حق با آنهاست و آقا باید ساکت شود.

2 .پنج دقیقه: اگر مشغول لباس پوشیدن باشند یعنی حد اقل نیم ساعت، اما اگر پنج دقیقه حد اکثر مهلت آقا برای تماشای فوتبال باشد دقیقا همان پنج دقیقه است.

3.هیچی: این آرامش قبل از توفان است معنا و مفهوم آن این است که باید آقا به شدت گوش به زنگ باشد .بحث هایی که با هیچی شروع میشوند،با خب تمام میشوند.

4.بفرمایید: این کلمه اصلا ربطی به اجازه دادن ندارد ،عبارت (اگه جرات داری ) در آن پنهان است.

5.آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می شود که به طور معمول درست فهمیده نمی شود. آه بلند یعنی او فکر میکند آقا یک آدم به درد نخور است و او نمیداند چرا دارد وقتش را با بحث با آقا سر هیچی تلف میکند.

6.اشکال نداره: این یکی از خطرناک ترین جملاتی است که زنان ممکن است به کار ببرند.اشکال نداره یعنی :او به زمان طولانی تری احتیاج داره که تصمیم بگیره آقا چگونه باید تاوان اشتباهش را پس بدهد.

7.ممنون: از شما تشکر میکند در این موقع باید گفت خواهش میکنم و هیچ حرف اضافه ای نباید زد اما خیلی ممنون میتواند نشان دهنده ی یک خطر بالقوه باشد.

سایت پارسینه

نویسنده:  آرش [ جمعه خرداد 8, 94 8:49 am ]
عنوان پست:  خوردن خانم ها!

. . . کارگرهای مرد ما که مرتب در حال کار و رفت و امد هستند به همان چای و کیک تغذیه فروشگاه بسنده می کنند ولی خانمها یکی برای خودش یک پارچ اب هویج گرفته و داخل قمقمه ریخته و هر دفعه که یک فاکتور می زند دمی هم به قمقمه می زند! دو نفر دیگرشان ساعت ده صبح که می شود می روند سر یخچال یک الویه بر می دارند و پول می دهند که برایشان یک نان سنگک بخرند و با خنده و هرهر! ترتیب الویه را می دهند! یکی دیگرشان برای خودش سالاد میوه درست کرده و توی ظرف پلاستیکی ریخته و هر دفعه قاشقی از انرا می خورد! یکی دیگرشان که طرفهای ساعت شش بعد از ظهر معمولا در حال خوردن یک همبرگر گنده است! و مرتب هم می گوید:فعلا تو رژیمم و میخوام وزن کم کنم! بعضیهایشان هم که مرتب و البته خیلی ظریف و باکلاس! ارواره هایشان می جنبد! و اینکه مشغول خوردن چه چیزی هستند چندان مشخص نیست!...ما هم اگه خدا قبول کنه یک فنجان چای و دو عدد بیسکوییت ساقه طلایی!....

برگرفته از وبلاگ مدیر یک فروشگاه بزرگ
mehrdad1530.blogfa.com

نویسنده:  آرش [ جمعه مرداد 16, 94 12:04 pm ]
عنوان پست:  ایرانی بودن آدم وحوا اثبات شد

روزی مریدی پرسید یا شیخ ،آیا در باب ملیت حضرت آدم و حوا ، تفحص گشته ؟ برخی آنان را انگلیسی و برخی فرانسوی میدانند!

شیخ گفت: وقتی که نه لباسی برای پوشیدن و نه خانه ای برای سکونت داشته اند و تنها آذوقه آنان یک سیب بوده که خوردن آن هم "حرام" محسوب میشده و با این همه مصیبت باز هم فکر میکردند در " بهشت " ساکن هستند ، بطور قطع الیقین " ایرانی " بوده اند.

نویسنده:  آرش [ سه شنبه شهریور 17, 94 10:51 am ]
عنوان پست:  دروغ رایج

چند دروغ رایج بین ما ایرانیان ؛

۱-کار که عار نیست!
۲-پول که شخصیت نمیاره!
۳-فکر کردی چی ، مملکت قانون داره!
۴-تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی!
۵- پول چرک کف دسته!
۶-بچه دختر ، پسرش فرق نمیکنه!
۷-و پر کاربردترین دروغ ، پشت تلفن"اونم سلام میرسونه" ..

صفحه 1 از 2 همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند
Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group
http://www.phpbb.com/