انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 1:10 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 42 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: طنز
پستارسال شده: شنبه اردیبهشت 21, 92 8:14 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
من کلآ زیاد سوتی کلامی نمی دم ولی اعتراف می کنم از بچگی با کلمه"پست پیشتاز" مشکل داشتم.(کلماتی که میبینید اشتباه املایی نیست!! کل مکالمه ابتدایی من سی ثانیه هم طول نکشید!!)
امروز رفتم اداره پست خیلی هم عجله داشتم بهاولین باجه که رسیدم گفتم:آقا ببخشید,"پشت پیستاژ!!!" کجاست؟
بنده خدا خیلی عادی گفت:کجا بهت آدرس دادن؟
_:نمیدونم,اداره شماست از من میپرسی؟
_:آخه من باید بدونم"پیست...اژ" کجاست که بگم"پشتش"کجاست!!(بیچاره فکر کرد دارم آدرس می پرسم و"پیستاژ" هم اسم جاییه)
_:شما نمیدونی قسمت"پیشتاز"کجاست؟
_:تو میخوای بری"پشت" "پیشتاز" چکار کنی؟اونجا کسی رو راه نمیدن!
_:آقای محترم من"پشت" جایی نمیخوام برم,میخوام برم"پشت پیستاژ"...
یارو که دیگه کلافه شده بود بلند شد گفت:چی میگی بابا تو؟!!"پشت" کجا میخوای بری؟!!
منم شاکی گفتم:میخوام این لامصب رو با پست اکسپرس بفرستم
یارو یه سه ثانیه ای تو چشای من نگاه کرد......دیگه نتونست جلو خودش رو بگیره,افتاده بود کف زمین عین سوسک برعکس شده از خنده دست و پا میزد!!!
منم هم خندم گرفته بود هم مثه این بچه ها که تازه زبون باز میکنن و نمیتونن منظورشون رو برسونن عصبی شده بودم
رفتم پیدا کردم این خراب شده کذایی رو کارم رو انجام دادم دارم میرم بیرون,یارو منو دید دوباره زد زیر خنده,صدام کرد گفت بیا جلو,رفتم جلو آروم میگه:جون مادرت یه بار دیگه بگو "پست پیشتاز"!!!!
منم یه نفس عمیق کشیدم,تمرکز کردم,با یه مکث طولانی گفتم.............:"پشت پیستاژ"!!!!!
از زور ناتوانی میخواستم گریه کنم!!!
بماند که اون بنده خدا چخ حالی داشت دیگه!


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه اردیبهشت 21, 92 9:05 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اسفند 26, 91 3:48 pm
پست: 63
محل اقامت: خوزستان
خخخییییییییییلللللللللییییییییی با حال بود.

من همین جوریش رفتم از خنده :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 10:02 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
فدات آجی نوشین خیلی دوست دارم مطلب طنزی که می خونم و براتون بزارم که شما هم تو خندیدن چند ثانیه ای من شریک بشیدچرا شکلک گل و نمی بینم که براتون بفرستمش :?


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:32 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
عالی بود عزیزم کلی خندیدم مرحبا :D


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: طنز
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:42 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
بابام یه چن روزیٍ رفته شهرستان واسه کارش!!
نصفه شب بودش دیدممامانم وحشتناک اومده میگه؛ امیـــــــــــــــــــــر بیدارشو ایمان(داداشم 5سالشه) تب کرده پاشو ببریمش بیمارستان!! آقا تا اینو گف مثٍ قرقی سوییچو برداشتم ماشینو از پارکینگ بیارم بیرون هیچی مامانمم اومد سوار شد با سرعتٍ نوررانندگی میکردم!! 3تا خیابونو ردش کردم!! میبینم مامانم یا حسین!!!ایمان کو؟؟ امیر؟؟
من؛ کجاس؟؟ مگه تو نیاوردیش؟؟
مامانم؛ آچمز مگه نگفتم تو بغلش کن بیارش؟؟؟ خاک تو سرت!! دور بزن ! جــــــــــــاش گـــــــــــذاشتـیـم!!
رفتم خونه میبینم بچه زده زیرٍ گریه ترسیده زهره ترک شده!!


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: استاد و دخترا
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:44 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
از اساتیدمون میگفت: "یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه میانداخت.یه روزدخترا تصمیم گرفتند با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون....
قضیهبه گوش استاد رسيد (ميدونيد كه، توسط عده اي از آقا پسرهاي جان بر كف!!!!!)، جلسه بعد استاد کمي دیر اومد سر کلاس و براي توجيه دير آمدنش گفت: از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده، رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن!
دخترا پا شدند كه برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود! تمام کلاس رفت رو هوا !!!! "


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 23, 92 11:17 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اسفند 10, 91 3:03 pm
پست: 139
زیبا ودلنشین بود.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 23, 92 4:47 pm 
آفلاین
Admin

تاریخ عضویت: چهارشنبه بهمن 18, 91 4:13 pm
پست: 133
عالی بود


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 6:30 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
واییییییییییییی ترکیدم از خنده :D

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 1, 92 10:37 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 2:36 pm
پست: 28
خیلی با حال بود.. حالا یه بار دیگه بگو :D


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 42 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 1 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com