سلام آقای دکتر، خوشحالم که در این انجمن پزشکی که همدرد ماست حضور دارد و می توانیم از نظراتشان استفاه کنیم. دوست دارم همچنان حضور داشته باشید و کمکمان کنید .
فرمودید که یکی از علل عدم موفقیت درمان ، عدم اعتماد بیماران به پزشکان است. من هم حرف شما را قبول دارم ولی سئوال اینجاست که برخورد درست با عدم اعتماد چیست؟ و چطور می توان عدم اعتماد را به اعتماد تبدیل نمود؟ به نظر می رسد تلاش برای قانع کردن راه حل خوبی می تواند باشد.
حدود یک ماه پیش بچه 5 ساله خود را بعلت احساس سرما در وسط تابستان بردیم دکتر. به دکتر گفتم که قبل از مراجعه به شما در اینترنت تحقیق کردم و دیدم شاید از فقر آهن باشد یا فقر ید. در نتیجه دو هفته ای است که به بچه ماهی و ویتامین ب کمپلس مید هیم. دکتر گفت خودتان که متخصص هستید و دارو هم می نویسید( با حالت مسخره) . خلاصه رفتاری کرد که من پشیمان شدم اقداماتی که انجام داده ام را به پزشک توضیح دهم. به فرض روش های خود درمانی که من رفته ام اشتباه بوده است ولی آیا بهتر نبود دکتر بجای سرزنش من ، راه درست را به من نشان می داد و مرا تشویق می کرد که سایر اقداماتی را که کرده ام توضیح دهم.
اشتباهی که من کرده بودم بعلت عدم تخصص در حوزه پزشکی بود ولی آیا رفتاری که برخی دکترها با بیمارن انجام می دهند نشان از عدم آشنایی ایشان با حوزه انسان شناسی نیست؟
mostafapnahk نوشته است:
........
1- منشا اصلی این بیماری فشارهای روحی و روانی هست. شما باید تمام این فشارها رو از خودتون بردارین (گفتنش آسونه ولی انجام دادنش سخته).......... :
همچنین یک سئوال داشتم:
اینکه منشاء این بیماری فشارهای روحی و روانی است که خارج از تحمل فرد می باشد را شما در پست اول اشاره کرده اید و در ادامه اش رژیم غذایی و داروهایی را برای مقابله با منشا ء بیماری یا مقابله با اثرات ایجاد شده توسط بیماری بیان کرده اید . سئوال من این است آیا غیر از این است که درمان ریشه ای بیماری، یادگیری نحوه مقابله با فشارهای روانی است و آیا این امر نیاز به مراجعه به فرد متخصص اینکار یعنی مشاوره را بیان نمی کند. چرا پزشکان از ارجاع بیماران آی بی اس به مشاور روانی خودداری می کنند؟ تا در انجام اینکار سخت، کمکشان کنند.
متشکرم