انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:33 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 90 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: یکشنبه بهمن 26, 93 10:09 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
سلام .شما نه متوجه خروج گاز میشی و نه بوش رو حس میکنی پس از کجا میدونی lg داری?


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 3, 93 5:02 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
هر مقدار پول که برای ماشینتان خرج می کنید برای مغزتان هم خرج کنید. چون سرمایه گذاری در ماشین فقط افت قیمت برای ماشین را با خود دارد و سرمایه گذاری در روی خودتان باعث پیشرفت شما می شود و برایتان پول و موفقیت می آورد برایان تریسی

من که تازه کار بازاریابی را شروع کرده ام در راستای لبیک گویی به حرف برایان عزیز، استاد بازاریابی و موفقیت، با یکی از دوستانم، جمعه پیش برنامه گذاشتیم بریم سمینار بازاریابی یک روزه در تهران و قسمتی از این بودجه را خرج کنیم.
برنامه رفتنمان از تبریز به تهران با قطار بود. این روزها وضع ال جی من شدید بود که هیچ، یبوست هم شده بودم و ال جی ام بوی واقعا وحشتناکی داشت. سمینار هم سمینار خوبی بود مخصوصا که قرار بود استاد شعبانعلی هم صحبت کند. قطار ساعت 5 عصر پنج شنبه حرکت کرد.
داخل کوپه علاوه بر من و دوستم، یک زن و مرد مسنی هم بودند. از همان اول در کوپه را باز گذاشتیم و پنجره را هم کمی باز کردیم و خوشبختانه تو هوای سرد زمستان باز هم داخل کوپه مثل سونا گرم بود. شب هم موقع خواب، اول در و پنجره را بستند ولی دیدند خفه می شوند فورا بازش کردند. من هم با خود می گفتم چکار کنم دست خودم نیست . بالاخره با این بیماری باید زندگی کنم و اصلا شرمنده نبودم.

سمینار ساعت 8 صبح جمعه شروع شد. سالن پر بود و جای ما در ته بالکن بود و ارتفاع سقف از بالکن کم بود از همان اول بو کشیدن ها شروع شد و بدبختانه یادم رفته بود ادکلن با خود ببرم سمینار هم روز جمعه بود و همه جا تعطیل ، نتوانستم ادکلن بخرم ولی خوشبختانه چند تا از همسایه هایم در سمینار، ادکن هایشان را آورده بودند و با من کاملا هماهنگ بودند و مرتب ادکلن می زدند!!!!
هر چند که اطرافیانم گاهی با کمی عصبانیت با کاغذ خود را مثلا خنک می کردند ولی اهمیت ندادم. دو بار هم مسئول سالن آمد و با مسئولان سمینار هماهنگ شدند ولی ظاهرا سیستم تهویه سالن، قسمت تعویض هوای سالنش خراب بود و فقط می توانست هوای داخل سالن را سیرکوله کند و گرم کند. حال از شانس بد من بود یا از شانس بد بالکن نشین ها ، نمی دانم.

بعد ظهر هم تا ساعت 5 در سمینار بودم نشستم و به هیچ چیز اهمیت ندادم موقع خروج برای استراحت 20 دقیقه ای ، شنیدم که یکی به دیگری می گفت که لامذهب هر چه ادکلن هم می زنی اثر نمی کند.
من دیگه از رو رفتم و ساعت 5 تا 7 سمینار را در سالن آمفی تئاتر بودم و تصویر نداشتم و فقط صدا بود. صدای آقای عظیم زاده به عنوان کارآفرین نمونه می آمد و از رمز موفقیتش می گفت که:
من از همان کودکی بچه سمجی بودم و با همین سماجت از یک کودک یتیم 7 ساله فقیر که قالی می بافت خود را به بزرگترین صادر کننده فرش در ایران رسانده ام و برند عظیم زاده برند مشهور در 37 کشور دنیاست و الان 1500 کودک یتیم را تحت سرپرستی دارم

من هم با خودم گفتم: با شما موافقم با سماجت به هر چیز می توان رسید.

موقع برگشت از سمینار به پارک سوار بیهقی برای سوار شدن به اتوبوس برگشت، جریان ال جی خود را به دوستم توضیح دادم. ساعت 9 در سالن انتظار بودیم و من ادکلن خریدم ولی چون دیدم اتوبوس دیگه مثل قطار نمی شود شیشه اش را پایین کشید. و حتما هسفران خیلی اذیت می شوند 5 دقیقه مانده به حرکت اتوبوس، از سوار شدن به اتوبوس منصرف شدم بلیطم را پس دادم و دوستم تنهایی برگشت تبریز.

قرار شد من شب در خانه خواهرم در تهران بمانم. خوشبختانه خواهرم و شوهرش از ال جی من خبر داشتند و آنجا راحت بودم( البته برای اینکه در رفت آمد با فامیل راحت باشم تقریبا به همه فامیل درجه یک و دو خودم و درجه یک و دو خانمم ال جی خود را گفته ام و آنها توجیه هستند!!!!!).

فردای آنروز بلیط قطار برای ساعت 5 عصر گرفتم. ولی واقعا خودم هم دیگه بوی ال جی را نمی توانستم تحمل کنم چه رسد به دیگران. تصمیم گرفتم شب را در راهرو قدم بزنم و به هم کوپه ای هایم گفتم که به علت یک ناراحتی نمی توانم بشینم من بیرون خواهم بود. تا ساعت 2 شب در راهرو قدم زدم و دیدم دیگه نمیشه بیدار ماند . رفتم گرفتم در کوپه خوابیدم. خوشبختانه ، پنجره کوپه هم باز گذاشته بودند برای تهویه. احتمالا یکی از همسفریهایم هم مشکلی مثل من داشتند اگر از اول می دانستم با هم هماهنگ می شدیم!!!! و زودتر به کوپه بر می گشتم.

جریان سفر را به خانم تعریف کردم و کلی با هم خندیدیم.

در طول این سه روز، تلاش کرده بودم که رعایت حال همسفرهایم و دوستان شرکت کننده در سمینار را بکنم ولی از اینکه ال جی داشتم اندکی هم ، خودم یا بیماریم را ملامت نکردم چون
تصمیم گرفته ام با ال جی زندگی کنم.

چون به این نتیجه رسیده ام که: یافتن راه درمان با دکترهاست و یافتن راه زندگی با ال جی با من

فکر می کنم تقسیم کار خوبی باشد.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اسفند 4, 93 10:10 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
:D جالب بود


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اسفند 4, 93 10:14 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
خیلی شجاعی که به فامیلای خودت و همسرت گفتی من 13 ساله ال بی دارم چند ساله که ال جیم دایمی بود تازه موضوعو به شرهرم گفتم البته الان خداروشکر تقریبا ال جیم درمان شده


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 5, 93 2:08 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
به نظرم همانطور که کسی که بیماری قند دارد پنهان کردن بیماریش بی معنی است و دیگران مخصوصا فامیل ها ، با اطلاع از آن دیگر به او شیرینی و غیره تعارف نمی کنند و رعایتش می کنند آی بی اس هم مثل سایر بیماری ها. فقط نام و علایمش متفاوت است.

آیا یک نفر که بیماری قند دارد باید شرمنده باشد؟

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 5, 93 10:07 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
سلام اشنا جان شما ازین تغیرات تو افکار و رفتارتون خوشحالین ?یعنی لذت میبرین?


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه اسفند 6, 93 10:03 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: جمعه مهر 18, 93 9:07 pm
پست: 44
سایه روشن نوشته است:
سلام .شما نه متوجه خروج گاز میشی و نه بوش رو حس میکنی پس از کجا میدونی lg داری?


سلام «سایه روشن» عزیز
از عکس العمل اطرافیان. یادمه چندوقت پیش رفته بودم جشن عقد یکی از دوستام که در گذشته شاگردم بوده. پدر عروس، همکار فرهنگیه و با هم رابطه ی خوبی داریم. در اتاق بزرگ ترها نشسته بودیم و با یکی از دوستام صحبت می کردیم که جوانی که پذیرایی می کرد، وارد شد و شروع کرد به فین فین کردن. زیرچشمی اتاق رو پاییدم و متوجه شدم بعضیا چپ چپ نگام می کنند. تازه متوجه شدم اوضاع از چه قراره. خیلی شرمنده شدم.
البته حدود هفتاددرصد اوقات این جوریه. سی درصدش به اشکال مختلفه. گاهی متوجه میشم ولی اون قدر سریع اتفاق می افنه که تا تکون بخورم کار اذ کار گذشته. :o
گاهی متوجه میشم روده هام گاز داره (وقتی زیاد فیبر مصرف می کنم)، ولی متوجه نمیشم کی خارج میشه. در شبانه روز بیش از دو ساعت تو دسشوییم (البته فقط در ایام مدرسه).
ولی هیچ وقت ناامید نشدم. هرروز روز تازه ای است و فرصتی برای دیگر شدن. پس یاید گذشته را کتار بگذاریم و به فکر استفاده از امروز باشیم. ماندن در گذشته امروز و فردای ما را هم خراب می کند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه اسفند 6, 93 10:28 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
سلام .شما یبوست هم دارین?تو شبانه روز چند بار اجابت مزاج دارین?منم خیلی وقتا بعضی عکس العملارو حس کردم بخاطر ال جیه منه اما خیلی جاها هم اشتباه میکردم .منظورم اینه همیشه هم اینجوری نیست . گاهی وقتا ما زیادی حساس میشیم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه اسفند 6, 93 11:04 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
سایه روشن نوشته است:
سلام اشنا جان شما ازین تغیرات تو افکار و رفتارتون خوشحالین ?یعنی لذت میبرین?


خانم سایه روشن عزیز، به نظر من پیمودن مسیری که به درستی آن مطمئن نیستیم از ایستادن و نگاه کردن بهتر است. برای اینکه بقول معروف، ما به شکست هایی که در گذشته داشته ایم افسوس نمی خوریم بلکه به کارهایی که انجام نداده ایم افسوس می خوریم.

من فکر می کنم این روش" یعنی مطرح کردن بیماری با دیگران" درست می باشد.

در جلسه آخری که با مشاور روانشناس داشتم. به ایشان گفتم به نظر من گفتن واقعیت به افرادی که با آنها زیاد ارتباط داریم کمک کننده می تواند باشد. ایشان گفتند " به نظر من درست نیست چون فرهنگ ما اجازه پذیرش این امر به عنوان بیماری را نمی دهد".

ولی من تا کنون با هر کس که مشکلم را مطرح کرده ام جز همدردی و راهنمایی چیزی ندیده ام.
و اگر جایی عکس العمل هایی که خوشایند نبوده دیده ام ناشی از این بوده است که طرف مقابلم فکر کرده است من عمدا گاز روده ام را خارج کرده ام و مطمئنم اگر این شجاعت را داشتم که به او توضیح بدهم که قصد بی ادبی و توهین نداشته ام و مشکل فقط یک بیماری است. رفتار مخاطبم عوض می شد.

یعنی رفتار من ، سازنده رفتار دیگران بوده است و اگر این وسط کسی هم مقصر بوده باشد من بوده ام نه دیگران. چون با سکوت خود ، آن فکرخوانی که در ذهن دیگران ایجاد شده است را تایید کرده ام.

از این که این مسیر را شروع کرده ام خوشحالم. به نظرم کاری مفیدتر و لذت بخش تر از خود شناسی و انسان شناسی وجود ندارد.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه اسفند 6, 93 1:00 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
یچیزی میگم نخندین
من یبار برای خودکشی چندین سوزن رو قورت دادم شنیده بودم به سگ برای کشتنش سوزن میدن تو گوشت فرو میکنن میندازن جلوش ...سگ که بخوره بعد چند ساعت میمیره

منم سوزن رو لای چند تا آدامس بادکنکی فرو کردم و بعد آدامسا رو ورت دادم...هشت تا سوزنو اینجوری خوردم برای خودکشی..ولی نمردم...
نمیدونمم سوزنا کجا رفتند . اینکارو 18 سالگیم کردم الان 28 سالم...روم نمیشه برم عکسی چیزی بگیرم میشم خبر و تیتر سایتها یوقت !
چیکار کنم؟ کجا رفته یعنی؟
معدم خیلی دیر هضم میکنه و بزرگ شده و همیشه ورم معده دارم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 90 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com