بچه ها بالاخره رئیسم امروز زهرشو ریخت از اولی که اومدم تو این بخش تو یه جلسه با رئیسم که خانومه و خیر سرم فک کردم حالا که خانومه درکم می کنه مشکلاتمو براش توضیح دادم و بهش گفتم حاضرم بیشتر از توقعش کار کنم چون به شدت آدم مسئولیت پذیری هستم فقط منو درک کنه و تو جلسات که اصلا بودن من لزومی نداره مجبورم نکنه و یجورایی درکم کنه خودش هم می دونه با این وضع داغونم چقد به کارم اهمیت میدم اینکه خوب انجامش بدم تو این یه ماهی هم که نبودم همه ی کارا ریخته بود رو هم تا برگشتم سر کار انقد کار ریخت رو سرم که آی بی اسم بدترم شد الان که دارم کارای خودمو اونم انجام می دم امروز گیر داده بود که باید تو جلسه باشم اونم تو جلسه ای که اصلا ربطی به کار من نداشت و مربوط به دو سه نفر دیگه می شد هر چی هم بهش گفتم مثل احمقا همش می گفت حالا بیا به نظرم می خواست اذیتم کنه به خدا یه جوریه سادیسم داره وقتی تو خونش با شوهرش دعواش می شه سر همکارا خالی می کنه هر بار که می خواد کارای اونم انجام بدم همش قربون صدقه م می ره بعد که کاراشو تحویل می گیره دوباره شروع می کنه به اذیت کردن.حالم از اینهمه نفهم بودنش به هم می خوره بچه ها چشمتون روز بد نبینه نتونستم تو جلسه بمونم اومدم بیرون رفتم تو یه اتاق خالی کلی گریه کردم

اما حالا که فک می کنم می بینم نباید گریه می کردم باید از این به بعد کارای کامپیوتریشو که خودش بلد نیست یه مدت دیر تحویلش بدم تا حالش جا بیاد به خاطر امروزم حالشو می گیرم حالا ببینین

آخه حق من این نیست من تو این چن سال به خاطر مشکل آی بی اسم و اینکه صدای رئیسم در نیاد کارای خودمم انجام دادم کارای اونم که اصلا ربطی به من نداره رو می آرم تو خونه انجام می دم اونوقت اون جای تشکر همش اذیت می کنه نه لطفا نخواین منو به راه راست هدایت کنین باید حالشو بگیرم
