انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 7:23 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 80 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6 ... 8  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 25, 92 9:13 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
ممنون عزیز,مردم یزد خیلی دوست داشتنی اند اینو بدون تعارف می گم مخصوصا لهجه شون حرف نداره..


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 25, 92 4:31 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
فریبا جون بنظر منم واقعا کارت قابل تحسینه..بااینکه گرفتاری آی بی اسی ولی داری کار میکنی و نذاشتی این مسئله خونه نشینت کنه و تسلیمش بشی..هرچند که داری سختی های زیادی میکشی.. اما بنظر من زیاد به عکس العمل همکارات اهمیت نده.. اصلا خودتو ناراحت برخوردا و عکس العملهاشون نکن.. اگه خیلی بهت سخت میگذره میتونی درمورد آی بی است بهشون توضیح بدی.. یا اگه دیدی نمی تونن درکت کنن این بار باهاشون برخورد سرسختی داشته باش تا نتونن اظهار نظر کنن.. چون به هرحال اونا همکاراتن فقط.. رابطه ی شمام فقط درحد کاره ..اگه میبینی انقده وسعت نظر و انسانیت ندارن که بتونن مشکل تورو درک کنن اصلا صدسال سیاه درک نکنن! راحتی و آرامش تو ازهمه چی مهم تره.. چرا بخاطر دیگران خودتو آزار میدی..فدای سرت که زود زود میری دستشویی ..با خودت بگو اصلا من اینجوری دوس دارم! زندگی شخصی خودمه و به کسی مربوط نیس!منم جدیدا این رویه رو درپیش گرفتم و خیلی راضیم از اوضاع

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه شهریور 25, 92 8:48 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
ممنونم المیرا جون حرفات خیلی باعث دلگرمیم شد به امید روزی که هممون خوب شیم دیگه هیچ ترس و استرسی تو زندگی نداشته باشیم ان شاء الله.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 7, 92 12:57 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
بچه ها بالاخره رئیسم امروز زهرشو ریخت از اولی که اومدم تو این بخش تو یه جلسه با رئیسم که خانومه و خیر سرم فک کردم حالا که خانومه درکم می کنه مشکلاتمو براش توضیح دادم و بهش گفتم حاضرم بیشتر از توقعش کار کنم چون به شدت آدم مسئولیت پذیری هستم فقط منو درک کنه و تو جلسات که اصلا بودن من لزومی نداره مجبورم نکنه و یجورایی درکم کنه خودش هم می دونه با این وضع داغونم چقد به کارم اهمیت میدم اینکه خوب انجامش بدم تو این یه ماهی هم که نبودم همه ی کارا ریخته بود رو هم تا برگشتم سر کار انقد کار ریخت رو سرم که آی بی اسم بدترم شد الان که دارم کارای خودمو اونم انجام می دم امروز گیر داده بود که باید تو جلسه باشم اونم تو جلسه ای که اصلا ربطی به کار من نداشت و مربوط به دو سه نفر دیگه می شد هر چی هم بهش گفتم مثل احمقا همش می گفت حالا بیا به نظرم می خواست اذیتم کنه به خدا یه جوریه سادیسم داره وقتی تو خونش با شوهرش دعواش می شه سر همکارا خالی می کنه هر بار که می خواد کارای اونم انجام بدم همش قربون صدقه م می ره بعد که کاراشو تحویل می گیره دوباره شروع می کنه به اذیت کردن.حالم از اینهمه نفهم بودنش به هم می خوره بچه ها چشمتون روز بد نبینه نتونستم تو جلسه بمونم اومدم بیرون رفتم تو یه اتاق خالی کلی گریه کردم :cry: اما حالا که فک می کنم می بینم نباید گریه می کردم باید از این به بعد کارای کامپیوتریشو که خودش بلد نیست یه مدت دیر تحویلش بدم تا حالش جا بیاد به خاطر امروزم حالشو می گیرم حالا ببینین :lol: آخه حق من این نیست من تو این چن سال به خاطر مشکل آی بی اسم و اینکه صدای رئیسم در نیاد کارای خودمم انجام دادم کارای اونم که اصلا ربطی به من نداره رو می آرم تو خونه انجام می دم اونوقت اون جای تشکر همش اذیت می کنه نه لطفا نخواین منو به راه راست هدایت کنین باید حالشو بگیرم :twisted:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 8, 92 9:46 am 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
اتفاقا فریبا جون نمیخوام هدایتت کنم فکر خوبی کردی :lol: حالشو بگیر حقشه :lol:
آخی بمیرم.. منم یه مدت تو یه انجمنی کار میکردم که دم به دیقه سر مسائل مسخره جلسه میذاشتن و میتونم درکت کنم که تحمل کردنش چقدر وحشتناکه.. آدم تو اون یه ساعت آرزوی مردن میکنه .. خیلی وحشتناکه ..چقدر آدم از خدا بی خبریه که بااینکه مشکلتو بهش توضیح دادی بازم اذیتت میکنه

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 8, 92 12:57 pm 
آفلاین
Admin

تاریخ عضویت: چهارشنبه بهمن 18, 91 4:13 pm
پست: 133
فریبا جون حالشو بگیر


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 8, 92 3:05 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه مهر 8, 92 11:27 am
پست: 27
سلام دوستان. ای بی اس من از نوع بی اختیاری خروج گاز هست و تقریبا زندگی من فلج شده. پنج دقیقه یکجا مینشینم اطرافیان دچار آبریزش بینی، عطسه و سرفه میشن یا جلوی دهانشون رو میگیرن. خلاصه نمیدانم چطور به این زندگی ادامه بدم. برام دعا کنید.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 8, 92 6:54 pm 
آفلاین
Admin

تاریخ عضویت: چهارشنبه بهمن 18, 91 4:13 pm
پست: 133
سلام داداش امیر
کاملا درکت میکنم، امیدوارم هر چه زودتر یه درمان واسمون پیدا بشه
اگه دوس داشتی دو تا دارویی که حامد معرفی کرده رو بگیر و مصرف کن شاید بهبودی حاصل بشه
http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=46&t=68


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 8, 92 7:31 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه مهر 8, 92 11:27 am
پست: 27
بینهایت سپاسگزارم از شما بابت ایجاد این انجمن و راهنمایی. من آبان ماه وقت پزشک اعصاب و روان دارم انشاالله در مورد این دو دارو با دکتر مشورت میکنم. به امید سلامتی همه دوستانی که از این ناراحتی رنج میبرن.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه مهر 8, 92 7:48 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه خرداد 15, 92 12:00 am
پست: 58
محل اقامت: آذربایجان/29 ساله/مجرد
ممنون دوستان دیروز حالم خیلی گرفته بود اما حالا احساس می کنم ما نباید به خاطر آدمایی که کلا درکشون پایینه خودمونو ناراحت کنیم مشکل از خودشونه نه ما, سندروم ما تو روده مونه که دست خودمون نیست سندرومه اونا تو اخلاقشونه البته می تونن حلش کنن ولی نمی کنن.راستی رئیس من تا یه ماه دیگه می ره مرخصی زایمان تا یه مدت از دستش راحت می شیم :D :D :D انقد از این مسئله خوشحالم
یه سوال از ادمین:ادمین جون اون دو تا دارو چقد روت اثر کرده بهتر شدی؟می خوام بدونم منم بخورمشون یا نه؟


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 80 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6 ... 8  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com