انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:38 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 9 پست ] 
نویسنده پیغام
 عنوان پست: دروغگويي
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:46 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
دروغگويي مي ميرد و به جهان آخرت مي رود.
در آنجا مقابل دروازه هاي بهشت مي ايستد سپس ديوار بزرگي مي بيند که ساعت هاي مختلفي روي آن قرار گرفته بود.
از يکي از فرشتگان مي پرسد “اين ساعت ها براي چه اينجا قرار گرفته اند؟”
فرشته پاسخ مي دهد :”اين ساعت ها ساعت هاي دروغ سنج هستند و هر کس روي زمين يک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد يک دروغ بگو يد عقربه ي ساعت يک درجه جلوتر ميرود”.
مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کيه؟!”
فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتي يک دروغ هم نگفته بنابراين ساعتش اصلاً حرکت نکرده است.
- واي باور کردني نيست . خوب آن ساعت کيه؟
فرشته پاسخ داد : ساعت آبراهام لينکلن(رئيس جمهور سابق آمريکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!
- خيلي جالبه راستي ساعت من کجاست ؟
فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفي استفاده مي کنند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:48 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
یه روز تو جنگل یه شیر و روباه وایستاده بودند و حرف می زدند که یه خرگوشه میاد به شیره میگه چطوری دی/وث ؟ روباهه یه نگاه به شیره میکنه میگه چرا نمی ری بخوریش ؟ شیره میگه ولش کن بابا بچه اس! فرداش اینا باز داشتن حرف میزدند که خرگوشه باز میاد به شیره میگه چطوری دی/وث ؟ روباه باز بهشیره نگاه میکنه و میگه تو سلطان جنگلی برو بخورش باز شیره میگه ولش کن بابا بچه اس تا اینکه فرداش خرگوشتا میادو به شیره میگهچطوری دی/وث روباهه دنبالش میکنه . خرگوشه میره تو یه سوراخ . روباهه تا میره ببینه کجاست کله ش گیر میکنه . خرگوشه هم از اون طرف میادو ترتیب روباهه رو میده . فرداش روباهه و شیره وایستاده بودن خرگوشه میاد میگه چطورین دی/وثا !!! شیرهبه روباهه میگه چرا نمیری بخوریش ؟ روباهه میگه ولش کن بابا بچه اس!


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: دروغگويي
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 11:51 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
جالب بود من از دروغ به شدت متنفرم وهم وحشت دارم
با خوندن مطلب دروغ یادیه ماجرایی افتادم که حالمو بد کرد دروغ خیلی بده اعتماد ادمو سلب میکنه
چند روز پیش میلی داشتم با عنوان دروغ مطلب خیلی خوبی توش بود


آخرین بار توسط فرشته در یکشنبه اردیبهشت 22, 92 2:03 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: دروغگويي
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 1:28 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
سلام میناجون خوبی آجی اگه مطلب خوبی داری به ایمیل منم بفرست استفاده کنم ممنون میشم ایمیلمو برات کجا بذارم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 22, 92 3:28 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
می دانید داستان ” گربهرا دم حجله کشتن” چیست؟
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیممی گیرد که با وی ازدواج کند.
بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند.
خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و….چند دقیقه از زفاف کهمیگذرد پسرک احساستشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد.
چند بار تکرار میکندکه ای گربه برو و برای من آب بیاور.
گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بودهاز جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلافبیرون می کشد و سر ازتن گربه جدا میکند.
سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار….‬
خب معلومه دختر از ترس سریع میره اب میاره


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 23, 92 10:00 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
اه پس داستان از این قراربود چه بد
:(


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 23, 92 10:06 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 21, 92 3:03 pm
پست: 98
محل اقامت: اهواز
مینا جون خودمم دوست داشتم بدونم ماجراش چی بوده که اتفاقی مطلبش و دیدم و فهمیدم بنظرم خیلی جالب و خنده دار ه بخند آجی : :D


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 23, 92 10:15 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
نه از این جهت ناراحت شدم که بازم مردا برنده شدن
پس خانما چی :?:
باز مرد ستیزیم گل کرد :lol:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه خرداد 1, 92 10:43 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 2:36 pm
پست: 28
برعکسش نبود. خانوما نزارین مردا همیشه برنده باشه شما بر عکشو انجام بدین خودتون سوسکارو بکشین حساب کار دستشون بیاد :D


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 9 پست ] 

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com