انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 7:26 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 23 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: تجربيات معين
پستارسال شده: جمعه خرداد 2, 93 7:04 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 13, 93 9:42 pm
پست: 7
سلام به همه
من 26 سالمه و از 20 سالگی دچار آی بی اس شدم. به نظرم دلیل اصلی که من آی بی اس گرفتم این بود که تحت استرس شدید به مدت دو سال بودم و همراه با استعداد ژنتیکی (از اونجایی که در خانواده پدرم مشکلات گوارشی مثل نفخ و ... داشت) کم کم این بیماری در من به وجود اومد. منم خیلی خیلی اذیت شدم اعم از تجویز داروهای اشتباه و بدتر کننده توسط دکترا، آزمایش های مختلف آندوسکوپی، ترانزیت، درک نشدن و تحقیر و توهین شدن توسط اطرافیان، ده کیلو کاهش وزن، بی خوابی، احساس خستگی شدید، مبتلا شدن به سینوزیت، آلرژی و پیدا کردن مشکلات نقص ایمنی بدن و .... . ولی الان میتونم بگم در مورد من تا وقتی درمان قطعی این بیماری بیاد بهترین راه درمان؛ پرهیز از استرس، داشتن فعالیت به همراه یه قرص به اسم دونئورین در دوز پایین و توسط روانپزشک برام تجویز شد، بوده است. این قرص دقیقا مثل آبی که رو اتیش بریزن معده و روده من رو آروم کرده. الان سه ساله که تقریبا مثل بقیه عادی هستم خوابم و خوراکم خیلی بهتر شده و فقط ماهی یک بار تحت استرس دچار حمله آی بی اس میشم که سریع با زدن یه سرم به همراه چند آمپول مسکن درد معده مثل رانیتیدین آروم میشم. جالب اینه که هر بار که مسموم میشم در اثر غذا یا آب آلوده، آی بی اس من به شدت عود میکنه که باعث شده به احتمال وجود عامل باکتریایی شک کنم ولی از طرفی روده ام به خوردن داروهایی مثل مترونیدازول به شدت واکنش آلرژیک نشون میده به همین دلیل به فکر امتحان کردن قارچ کفیر هستم. ولی در کل بدون قرص دونرین و فرار از استرس من هیچ وقت نمیتونستم مثل افراد عادی زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم و موفق بشم
در ادامه برای افرادی که دچار افسردگی شدن میگم من هر وقتی امید و انگیزه در زندگیم نبوده و رنجی برای کشیدن نداشتم این بیماری به شدت برام مهم میشده! کتاب انسان در جستجوی معنا (ویکتور فرانکل) رو خوندم و فهمیدم که انسان ناگزیره که در رنج زندگی معنایی پیدا کنه و با بی تحرکی و آسایش دچار افسردگی میشه


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: دوكسپين
پستارسال شده: جمعه خرداد 2, 93 7:56 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
اگر اشتباه نكنم دارويي را كه اسم برديد همان دوكسپين هست كه از گروه داروهاي ضدافسردگي سه حلقه اي است كه اثر آنتي هيستاميني هم دارد و براي بعضي آلرژي ها هم بكار ميره. اين دارو خواب آور هم هست. نورتريپتيلين هم مصرف كرديد ؟


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: شنبه خرداد 3, 93 9:05 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 13, 93 9:42 pm
پست: 7
بله فکر میکنم اسم پزشکی اش دوکسپین باشه. من به اسم تجاریش یعنی دونئورین ساخت آلمان نه ایرانی رو میخرم. خیلی رو خوابم اثر داشته از عوارض بدش کاهش حافظه و کاهش فعالیت مغز بود برا من ولی به درد کشیدن می ارزه.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: شنبه خرداد 3, 93 9:17 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 13, 93 9:42 pm
پست: 7
قبلا نورتوپتیلن هم خوردم ولی کوچکترین اثزی نداشت. کلوفک هم خوردم که به شدت بدتر شدم خیلی خیلی بدتر شدم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: یکشنبه خرداد 4, 93 8:13 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
پرند نوشته است:
برای افرادی که دچار افسردگی شدن میگم من هر وقتی امید و انگیزه در زندگیم نبوده و رنجی برای کشیدن نداشتم این بیماری به شدت برام مهم میشده! کتاب انسان در جستجوی معنا (ویکتور فرانکل) رو خوندم و فهمیدم که انسان ناگزیره که در رنج زندگی معنایی پیدا کنه و با بی تحرکی و آسایش دچار افسردگی میشه

درست متوجه نشدم!
من مدتی بعد از ای بی به خاطر مشکلات این بیماری دچار اضطراب و بعد از اون دچار افسردگی شدم،
تصور اینکه آسایش باعث افسردگی بشه برایم مشکله.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: یکشنبه خرداد 4, 93 8:21 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
پرند نوشته است:
قبلا نورتوپتیلن هم خوردم ولی کوچکترین اثزی نداشت. کلوفک هم خوردم که به شدت بدتر شدم خیلی خیلی بدتر شدم.

به این دلیل پرسیدم که وضعیت من درست عکس شما بود من اول دوکسپین خوردم که یا بی اثر بود یا بدترم کرد، ولی نورتریپ برایم موثر بود. حالا یه بسته دونئورین آلمانی روی دستم مونده.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: یکشنبه خرداد 4, 93 7:57 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 13, 93 9:42 pm
پست: 7
مشکل این بیماری هم همینه که برای هر کسی یه جوره. مثلا من نمیتونم ماهی بخورم ولی میتونم کنسروشو بخور. شاید در مورد شما این دقیقا برعکس باشه و همین طور من با یه درمان بهتر میشم و شما برعکس. همین هم پزشکا رو گیج کرده و من مجبورم خودم بهشون بگم چه دارویی رو برام تجویز کنن


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: یکشنبه خرداد 4, 93 8:13 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 13, 93 9:42 pm
پست: 7
در مورد علل افسردگی که گفتم من وقتی فارغ التحصیل شدم فکر میکردم با استراحت کردن و آسایش بعد دفاع میتونم سلامتیم رو برگردونم ولی سریع دچار افسردگی و خستگی شدید شدم. صبح ها به سختی از خواب بلند میشدم و آی بی اسم هم عود کرد درحالی که وقتی دانشجو بودم با اینکه تحت فشار و کم خوابی بودم حالم خیلی بهتر بود اصلا بعضی روزها فراموش میکردم این اختلال رو در گوارشم دارم. به نظرم بدون هدف و امید این طوری شده بودم. چون آسایش طولانی مدت ناشی از بیکاری برام معنی نداشت در عوض حس درونی آسایش بعد از کار سخت بهم انرژی میده. من از اون دسته آدمایی بودم که رنج کشیدن رو احمقانه میدونستم ولی با خوندن این کتاب دیدم عوض شد و فهمیدم این مریضی باعث شده چیزایی رو درک کنم که آدم بی درد به ذهنشم نمیرسه. اگه یکسری افراد مثل نویسنده این کتاب رنج کشیدن رو قبول نمیکردن هیچ وقت دنیا به سمت پیشرفت نمیرفت. زیادی قلمبه سلمبه حرف زدم :oops:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: یکشنبه خرداد 4, 93 8:58 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه شهریور 10, 92 6:24 pm
پست: 134
پرند نوشته است:
من از اون دسته آدمایی بودم که رنج کشیدن رو احمقانه میدونستم ولی با خوندن این کتاب دیدم عوض شد و فهمیدم این مریضی باعث شده چیزایی رو درک کنم که آدم بی درد به ذهنشم نمیرسه. اگه یکسری افراد مثل نویسنده این کتاب رنج کشیدن رو قبول نمیکردن هیچ وقت دنیا به سمت پیشرفت نمیرفت. زیادی قلمبه سلمبه حرف زدم :oops:

پرند عزیز اسم کتابی که در حال خوندنش هستید چیه؟
تقریبا منم همین طورم زندگی بدون هدف برام شده کابوس ، همیشه زندگیم هدف داشته از اون موقع که فارغ التحصیل شدم یه کم روحیه ام خراب شده و...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: تجربيات معين
پستارسال شده: سه شنبه خرداد 6, 93 12:59 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 13, 93 9:42 pm
پست: 7
اسم کتاب انسان در جستجوی معنا نوشته ویکتور فرنکل است و از دو بخش خاطرات نویسنده در اردوگاه کار اجباری زمان جنگ جهانی دوم و بخش بعدی روش درمانی لوگوتراپی یا معنا درمانی تشکیل شده. به نظرم بخش دوم خیلی قشنگ تره و جمله به جمله تجربیات من هم بود. تو بخش اول از آدمهایی میگه که از نظر علمی و پزشکی باید میمردن ولی به خاطر داشتن امید زنده موندن. از افرادی میگه که پاهاشون یخ زده و از نظر پزشکی باید قطع میشده ولی باز هم با اون پای یخ زده کار میکردن. خود نویسنده تمام اعضای خانواده شو_ مادر، پدر، همسر و...._ از دست میده ولی سه سال رنج رو تحمل میکنه و دست به خود کشی نمیزنه. وقتی بیرون میاد علم لوگوتراپی رو گسترش میده و میلیون ها آدم رو نجات میده. حالا اگه ما بودیم ترجیح میدادیم خودمونو به مریضی بزنیم تا بی درد با کوره گاز کشته شیم. اگه نویسنده هم مثل ما بود هیچ وقت ویکتور فرانکلی توی دنیای روانشناسی نبود.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 23 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com