انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:34 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 73 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: چهارشنبه مرداد 1, 93 10:29 am 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
آقای آشنا همچنان ازتون ممنونیم بابت اینکه اینطور دقیق مارو درجریان مشاورتون میذارین

میتونم کامل اعتراف کنم که آی بی اس من همون نشخوار فکری هس!ینی من ازبس فکرای منفی و بد میاد به ذهنم که آی بی اسم خودنمایی میکنه
کاش میشد درمورد نشخوارهای فکریم بگم ولی یقین دارم کسایی که میخونن این نوشته هامو روشون اثر منفی بذاره و اونام به دردمن دچار بشن!‏

بچه ها یه سوال من تاحالا پیش روانپزشک نرفتم!بنظرتون با روانپزشک هم میشه اینطور حالت مشاوره برقرار کنیم؟یا اوونا فقط دارو میدن و تراپی صورت نمیگیره؟

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: وسواس فکری
پستارسال شده: چهارشنبه مرداد 1, 93 11:18 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
همانطور که نگار گفت نشخوار فکری همان وسواس فکری است که حالتی است که شخص به یک موضوع یا سری موضوعات بیش از حد و بطور غیر طبیعی فکر می کند. البته لزوما این افکار منفی نیست. بیماری وسواس در روانشناسی و روانپزشکی یک بیماری کاملا شناخته شده است که درمان آن مصرف دارو و همزمان روان درمانی است. درمان این بیماری طولانی بوده و امکان بازگشت وجود دارد. داروهای وسواس کلومیپرامین یا سیتالوپرام است.

روانپزشک اصولا به مشاوره اعتقادی ندارد، طبق علم روانپزشکی، مشکلات روانی به برهم خوردن نظم هورمون های مغزی مربوط میشه و درمان آنهم دارو است. اما چون روانپزشک ها میدونن که مردم اعتقاد دارن که برای مسائل روانی روان درمانی موثرتر است خیلی مواقع ادای روانشناسان را در می آورند و مثلا نکاتی در مورد دوران کودکی و غیره می پرسند.
روانشناسی شاخه ای از علوم انسانی و یک روانشناس حق تجویز دارو ندارد. مشاوره در تخصص روانشناس است که بطور کامل دیدش نسبت به قضیه با روانپزشک متفاوت است و دلیل این بیماری را چیزهای دیگری می داند.
در حال حاضر اعتقاد به این است که بیمار روانی ابتدا به روانپزشک مراجعه کرده و بعد از مدتی مصرف دارو برای تکمیل درمان به روانشناس ارجاع داده شود.


آخرین بار توسط آرش در چهارشنبه مرداد 1, 93 2:46 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه مرداد 1, 93 12:37 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
دوستان اجازه بدهید روشی که من به مشاوره رفتم را خدمتتان عرض کنم.

1- اعتقاد پیدا کردم و به این باور رسیدم که مشکلات زندگی من و نیز بیماری من منشاء ذهنی و فکری دارد و ریشه مشکلات در خودم است نه در بیرون از من. برای توضیح بیشتر به لینک زیر می توانید مراجعه کنید.
http://www.ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=48&t=339

2- قبل از رفتن به مشاوره پیش یک روانپزشک رفتم و مشکل آی بی اسم را گفتم و دو تا داروی اعصاب نوشت. تشخیص دکتر روان پزشک این بود که اضطراب دارم. از دکتر خواستم برای مشاوره یک مشاور خوب به من معرفی کند و ایشان یک نفر را معرفی کردند و من به ایشان مراجعه کردم( که یک و نیم ماه دیگر به من وقت دادند) . در کارت ویزیت دکتر نوشته است: دکتر [...] روانپزشک - روان درمانگر - شناخت رفتار درمانی .

3- قبل از مراجعه به دکتر روانشناس ، یک جمع بندی از خودم و بیماریم و دیدگاهم نسبت به خود و دیدگاهی که فکر می کنم دیگران نسبت به من دارند و مشکلات فکری و رفتاری که در گذشته داشته ام و یا حالا دارم و اقداماتی که انجام داده ام و نیز از دو سه نفر هم خواستم نظرشان را راجع به من بگویند را تایپ کرده و در جلسه اول به دکترم دادم. خوبی این نوشته این است هم دکتر راحت تر متوجه مشکل من می شود و هم بعد از مشاوره متوجه می شوم که آیا پیشرفتی در مشاوره داشته ام و نتیجه ای داشته است یا نه؟ ( که این متن را در پست دوم همین تاپیک آورده ام)

4- به نظر من رفتن پیش مشاوره باید با انگیزه و تمایل به تغییر باشد و گر نه کسی را با صحبت کردن، نه می شود فکرش را عوض کرد و نه رفتارش را. البته نه که نشود شاید بهتر است بگویم که کار مشکلی است.

5- از جلسه سوم به بعد با اجازه گرفتن از آقای دکتر ، جلسه مشاوره را با موبایل گازوئیلیم؟!!، ضبط می کنم. چون بعدا که گوش می دهم مطالب زیادی دستگیرم می شود که در جلسه متوجه نشده بودم. و بارها می توان گوش داد و کارایی مشاوره را افزایش می دهد.

6- جلسات بصورت هفتگی انجام می شود و زمان آن نیم ساعت الی 45 دقیقه است و هزینه هر جلسه 50 تومن است. تا الان 11 جلسه هفتگی، رفته ام . قرار است جلسات هر سه هفته یکبار ادامه یابد.

البته آقای دکتر از جلسه 9 به بعد می گویند نیازی به ادامه مشاوره نیست. ولی چون هدف از مراجعه به مشاوره فقط آی بی اس یا حل مشکلات فکری و رفتاریی ام نبود بلکه رساندن نگرشم به جایگاهی بالاتر می باشد و یاد گیری برخی از مهارتهای زندگی. هنوز به آنچه که می خواستم نرسید ه ام، مشاوره را ادامه می دهیم.

انصافا آقای دکتر هم در کارش خبره است و تجربه زیادی در کارش دارد و دلیل عمده موفقیت مشاوره و تمایلی که به ادامه مشاوره دارم همین امر می باشد.

شاداب باشید. :)

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه مرداد 1, 93 6:40 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
اول از آقا آرش تشکرمیکنم چون همیشه مث یه برادر راهنمای من بودن و هستن
از آقای آشنا هم که همینطور دستتون دردنکنه
پس من بهتره بار اول برم روانپزشک بعدش تحت نظراون جلسات مشاوره هم برم

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 2, 93 7:22 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
Negar نوشته است:
...... انسانها چند دسته هستن از نظر طرز گفتار و رفتار :
بصری ، سمعی ؛ لمسی و جنبشی و این احتمال را میدهم که شما یا بصری باشید یا جنبشی ....... با تمرین میتوایند آرامتر صحبت کنید ....

نگار خانم از راهنمایی تان متشکرم . این دسته بندی که فرمودید تا بحال نشنیده بودم برایم تازگی داشت. باید یک سرچی بکنم

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در پنج شنبه مرداد 2, 93 7:44 am ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 2, 93 7:24 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
دکتر: اگر اجازه بدهید این جلسه به مورد "روشهای بهبود کیفیت ارتباط" شما بپردازیم. این مسائلی که عنوان خواهم کرد دال بر ایراد نیست. بلکه هدف بهبود و افزایش کیفیت روابط می باشد.

مورد اول که لازم است گفته شود. "حرف زدن" شما می باشد. همانطور که جلسه قبل گفتید سرعت حرف زدن شما زیاد است و از آن مهمتر حرف زدن شما یکنواخت و یک ریتم است و آهنگ و لحن ندارد. بقول معروف بدون روح است. آهنگ کلمات اهمیت فوق العاده ای در تاثیر کلام دارد. بطوریکه در بسیاری موارد در روابط اجتماعی از خود کلام هم مهتر می شود. به مخاطب اصطلاحا انرژی مثبت می دهد و تاثیر مثبت می گذارد.

این آهنگ کلام باید ایجاد شود. آهنگ کلام به مکث هایی که در پایان جملات و یا در بین کلمات ایجاد می کنیم و نیز میزان این مکث مربوط می شود همچنین به کم و زیاد کردن سرعت حرف زدن در مواقع لزوم و تغییر شدت صدا در جاهای لازم مربوط می شود. برخی جاها باید بلند حرف بزنیم و برخی جاها باید یواش حرف بزنیم و من که آلان با شما حرف می زنم دارم این روشها را اجرا می کنم.

می توانید از یک جمله شروع کنید یا از یک دیالوگ. از یک گفتگوی ساده شروع کنید یا از یک شعر. شعر را با آهنگ آن تمرین کنید. مکث های لازم و مقدار مکث را رعایت کنید بلندی و آهستگی را رعایت کنید کجا آرام بخوانم کجا تند بخوانم. شعری که بدون ریتم خوانده شود تاثیر لازم را نخواهد داشت. چون شعر لحن دارد براحتی از این لحن شعر برای تقویت و اصلاح آهنگ حرف زدنمان می توانیم استفاده کنیم.
جهت تمرین حرف زدن از ضبط صدا، و حرف زدن جلوی آینه می توانیم استفاده کنیم. با لحن حرف بزن و آنها را ضبط کن و بعد و گوش کن. با لحن های مختلف حرف بزن و گوش کن و با هم مقایسه کن.

می توانی جلوی آینه حرف بزنی. می دانید که هنرپیشه ها ، بیش از همه جلوی آینه تمرین می کنند. چون میمیک ها، رفتارها، واکنش ها و حرکات اندام شان در جلوی آینه مشخص می شود. ابزار مورد نیاز بازیگر، بیان، حرکات بدن و حس می باشد. اینها ابزارهای عالی در تاثیر گذاری بر روی مخاطب می باشد.


آشنا: فکر کنم تمرین زیادی لازم داشته باشم.

دکتر: بله. اصولا مسائل رفتاری و فکری نیاز به تمرین زیاد دارند. مورد دوم افزایش کیفیت ارتباط، " تماس چشمی" است. در این مدتی که با شما ارتباط داشته ام به نظرم می رسد که شما لازم دارید که مهارت تماس چشمی تان را افزایش دهید.

آشنا: راستش آقای دکتر. خودم می دانم که در نگاه به مردم، مخصوصا خانمها، مشکل دارم ولی نمی دانستم که می توانم از شما کمک بگیرم.
در نگاه کردن به مردم راحت نیستم نمی دانم موقع حرف زدن به مخاطب به کجا باید نگاه کنم. بیشتر مواقع یا به چشم های مخاطب نگاه می کنم و یا به زمین و یا تقریبا به سقف. نمی دانم علتش چیست. از اعتماد به نفس پایین است. در ارتباط با مخاطبم، عوض اینکه حواسم به مخاطبم و ارتباطم و احساسات خودم و مخاطبم باشد حواسم به این است که به کجا نگاه کنم.

دکتر: تماس چشمی یک عامل مهم در ارتباط است و عمده پیام ها با نگاه کردن مبادله می شود. طرز نگاه کردن ، حرفهای زیادی از درون مخاطب به ما انتقال می دهد.

یک از ایرادهای نگاه کردن شما، این است که موقع حرف زدن، ناگهان نگاهتان را می دزدید و به جای دیگری سریع نگاه می کنید این حرکت در طرف مقابل تاثیر منفی می گذار د و فکر می کند که اعتماد به نفس تان پایین است. نگاه کردن ما باید طوری باشد که طرف مقابل ما احساس راحتی بکند.
اولین نقطه در نگاه کردن آن است که به یک نقطه بصورت طولانی نگاه نخواهیم کرد. و محل های نگاه را باید دائما عوض کنیم. می توانیم عوض آنکه به یک نقطه نگاه کنیم. تمرکز نگاه مان به یک نقطه باشد ولی چند ثانیه، با زاویه ملایم، به نقاط دیگر مثلا به گوش ها نگاه کرده و دوباره به نقطه تمرکز برگردیم. دوباره به نقطه دیگری نگاه کرده و باز به نقطه تمرکز برگردیم.

دومین نقطه آن است که از نگاه چشم در چشم خودداری کنیم چون که آزار دهنده است.

سومین نقطه آن است که در نگاه به خانمها باید به منطقه بالای چشم یعنی به پیشانی و مو و ابرو نگاه کرد و به هیچ وجه به منطقه زیر چشم بخصوص به بالاتنه اصلا نباید نگاه کرد.به منطقه زیر چشم ، مثلا بینی و لب و بالا تنه اصلا نگاه نمی کنیم چون سوء تعبیر می شود و ارتباط چشمی خراب می شود و تاثیر منفی در مخاطب خانم می گذارد. شما نیم ساعت هم با خانمی صحبت کنید و تمرکز نگاه به پیشانی و پیرامون پیشانی باشد هر سه چهار ثانیه ، با زاویه ملایم، به کناره ها مثلا به گوش ها نگاه کرده و برگردید به پیشانی. در گفتگو کاملا راحت خواهید بود وای اگر یک لحظه به بالا تنه نگاه کنید دیگر ارتباط خراب شده و طرف مقابل، ناراحتی خود را به نوعی نشان خواهد داد.

در نگاه با آقایان غیر از چشم به همه جا می توانیم نگاه کنیم ترجیها پیشانی، ابرو، گوش، بینی، دهان و چانه.

نقطه چهارم آن است که در تماس چشمی سر را نباید زیاد تکان داد یا چرخاند مخصوصا به طرف بالا و پایین. حتی ترجیحا به چپ و راست. نقاط دید چشم را ، با زاویه ملایم، عوض می کنیم ولی سر را تکان نمی دهیم.

نقطه پنجم آن است که در نگاه کردن، به بالا و پایین نگاه نخواهیم کرد. نگاه به بالا علامت اضطراب است و نگاه به پایین علامت خجالت. همیشه در سطحی که با مخاطب نگاه می کنیم ، با زاویه ملایم، به اطراف و نقاط دیگر هم نگاه کنیم بدون آنکه سر را تکان دهیم.

پس در نگاه به خانم ها به پیشانی و ابرو نگاه می کنیم و در آنجا متمرکز هستیم، 1 ال 4 ثانیه در همین سطح ، با زاویه ملایم، به نقطه ای در کنار نگاه می کنیم بدون آنکه چرخش سر وجود داشته باشد. و بر می گردیم به پیشانی و چند ثانیه بعد به نقطه دیگری بدون چرخش سر در همان سطح نگاه می کنیم و دوباره به پیشانی برمی گریم و هی تکرار می کنیم و به چشم نگاه نمی کنیم .

در نگاه به آقایان به منطقه بالا یا پایین چشم نگاه می کنیم و به یک نقطه زل نمی زنیم و بدون چرخش سر ، در افق سطح دید مخاطب، 1الی 4 ثانیه ، با زاویه ملایم، به جاهای دیگر بدن مخاطب یا اطراف نگاه می کنیم و دوباره به نقطه تمرکزمان برمی گردیم و هی تکرار می کنیم و به چشم نگاه نمی کنیم .

دقت شود که در هر دقیقه مثلا یکبار می توانیم سرمان را به اطراف ( نه بالا و پایین ، بچرخانیم) ولی در هر حالت نباید یکنواختی در نگاه کردن ایجاد شود و خیره شد و از نگاه کردن پیوسته به یک نقطه که حالت زل زدن ایجاد شود باید پرهیز کنیم.


آشنا: آقای دکتر،هر چند به نظر مسئله پیش پا افتاده ای می آید ولی واقعا مسئله مهمی است. سئوالی که به ذهنم می رسد این است که چرا یک مهارت ساده تماس چشمی را من نمی توانم بدرستی انجام بدهم؟

دکتر: البته در کمبود مهارت تماس چشمی دو جنس مخالف ، شما تنها نیستند و افراد زیادی در جامعه داریم که بلد نیستند چطور با جنس مخالف خود حرف بزنند یا تماس چشمی درست داشته باشند. ولی وقتی ارتباط با همجنس مطرح می شود موضوع فرق می کند. علت این مسئله هم معمولا این است که وقتی در دوران کودکی اضطراب داشته باشیم و یا خجالتی باشیم یا بزرگتر های ما خشن باشند اینها مانع از آن می شوند که این مهارت و یا مهارت های مشابه دیگر کسب شده و به عادت تبدیل شوند و این عدم مهارت در ما می ماند.

آشنا: این عدم مهارت ، خللی در انگیزه من برای آموختن و جلو رفتن ایجاد نمی کند و فقط احساس می کنم تلاشم را باید افزایش دهم. به قول شما مهارت تماس چشمی باید در کودکی آموخته می شد و یا خجالت کشیدن و اضطراب باید خیلی وقت پیش اصلاح و بر طرف می شد و بطور کلی هوش هیجانی ام را خیلی وقت پیش باید دنبالش می رفتم و بهبود می دادم. عدم داشتن این مهارت ها در قبل از 17 سال پیش ،که آی بی اس شروع شده ، هر چه بوده باشد به نظر من اینها عامل شروع آی بی اس بوده اند و ای بی اس هم باعث شده که منزوی شده و این مهارت هایم رشد نکنند و یا اصلاح نشوند. که این مهارت های ارتباطی را اختصارا با نام هوش هیجانی نام می برم.

دکتر: هوش هیجانی یک چیز اکتسابی است و از کودکی باید رشد داده شود ولی فهمیدن اینکه ما در کجا ها مشکل داریم و دنبال راه حل رفتن مهم است.خیلی ها مشکلاتی که ناشی از پایین بودن سطح هوش هیجانی است را دارند ولی نمی دانند که مشکل دارند و یا مشکل شان را به درستی تشخیص نمی دهند و یا اراده لازم برای اصلاح و برطرف کردن مشکلشان را ندارند.
در رابطه با اهمیت هوش هیجانی یک عکسی است که یک کوه یخی شناور بر روی آب را نشان می دهد قسمت کمی از کوه یخی در بیرون است و قسمت عده کوه یخی در زیر آب است .

( منظور آقای دکتر این عکس می باشد http://hprn.persianblog.ir/post/19 )
شخصیت ما نیز همانند کوه یخی ، قسمت نمایان کوه یخی IQ ماست و قسمت غیر نمایان آن EQ ما می باشد. همانطور که عامل شناور ماندن کوه یخی قسمت زیرین آن است عامل پایداری و عدم تزلزل آدمی نیز EQ آدمی است نه IQ او. که متاسفانه طبق عادت وقتی در زندگی به مشکل بر می خوریم در IQ تجسس میکنیم نه در EQ و در بچه ها روی IQ سرمایه گذاری می شود نه روی EQ آنها.
ولی مطمئن باشید که من در شما استعداد پیشرفت در این مسائل را می بینم و با این علاقه و پشتکار ، کسب این مهارتها کاملا ممکن است.


آشنا: ممنونم که امید می دهید.

پایان قسمت اول جلسه هفتم مشاوره.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در پنج شنبه مرداد 2, 93 7:29 pm ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 2, 93 9:39 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
دکتر: اجازه دهید بحث را با "سبک های ارتباط" با مردم ادامه بدهیم. ما به سه نوع سبک و روش می توانیم با مردم ارتباط داشته باشیم:
1- ارتباط پرخاشگرانه: یعنی من برنده ام و طرف مقابلم بازنده. فقط دنبال حقوق خود هستم و حقوق فرد مقابل برایم مهم نیست.
2- ارتباط منفعلانه: یعنی خود را بازنده می کنم و حق خود را به طرف مقابل می دهم.
3- ارتباط جراتمندانه: یعنی بازی برنده - برنده. یعنی هم من به حقم می رسم و هم طرف مقابلم.

سبک های ارتباطی و رفتاری، در ارتباطات خیلی ساده تا ارتباطات جدی ، قابل مشاهده است. نوع سبک ارتباطی که برای ارتباط با مردم انتخاب می کنیم بهمراه سطح هوش هیجانی مان، باعث شود که مهارت های ارتباطی ، که برای ما در روابط اجتماعی مان لازم هستند، زمینه رشد شان فراهم شود.


آشنا: با این تقسیم بندی که فرمودید فکر می کنم رفتارهای من اکثرا منفعلانه و پرخاشگرانه بوده اند که در چند سال اخیر رفتار پرخاشگرانه زیاد تر شده است. در محل کارم با رئیسمان حدودا 8 نفریم. احساس می کنم نوع ارتباط من با بقیه و بقیه با من فرق می کند با ارتباطی که آنها با هم دارند آنها می توانند یک ارتباط صمیمی و راحت با هم داشته باشند ولی من این طور نیستم. گاها تفاوت را به آی بی اس ربط می دهم و می گویم چون من غذایم خاص است و یا چون نشت دارم در نتیجه در ارتباطم تاثیر گذاشته است. نمی دانم آیا آی بی اس بهانه است و من مهارت ارتباطی ام کم است یا واقعا تقصیر آی بی اس است؟

دکتر: ما دو نوع اضطراب اجتماعی داریم. "اضطراب اجتماعی اولیه" که از بودن در جمع راحت نیستیم. دیگری "اضطراب اجتماعی ثانویه" است یعنی مثلا به خاطر یک بیماری یا یک نقص از بودن در جمع ناراحت هستیم.
این آی بی اس عملا باعث شده بود که یک مانع مهم در ارتباطات شما باشد. همچنین چون مهارت های ارتباطی با ایجاد ارتباط رشد می کنند و بهبود می یابند آی بی اس اجازه رشد این مهارت ها را هم از شما گرفته بود.


آشنا: از سبک های ارتباطی که فرمودید چه استفاده ای می توانم داشته باشم؟

دکتر: از بین سبک های ارتباطی، سبک جراتمدانه را باید همیشه در نظر داشته باشیم. باید با اصول رفتار جراتمندانه آشنا شویم و بتوانیم وارد بازی برنده - برنده شویم. تا بتوانیم چهارچوب روابطمان را مدیریت بکنیم و بدانیم چطور باید ارتباط ایجاد کنیم. رفتار جراتمندانه باید یاد گرفته شود و تمرین شود که در یک جلسه آینده به این موضع خواهیم پرداخت.

آشنا: آقای دکتر، در رفتار و طرز فکرم، گاهی میان ارزشهایم و منافعم تضاد می بینم و اکثرا ارزشهایم را انتخاب می کنم و بعد که به گذشته نگاه می کنم از خود می پرسم آیا علت ناکامی های من می تواند همین ارزشهای من باشد یا من توانایی و مهارت این را ندارم که روشی را در زندگی و ارتباطاتم انتخاب کنم تا ضمن حفظ ارزشهایم ، به منافعم نیز برسم . یعنی آیا مشکل در ارزشها و معیارهای من است یا در روش پیدا کردن و طریقه پیاده کردن ارزشهایم، مشکل دارم؟

دکتر: فکر می کنم مشکل در هر دو تاست. وقتی در یک جاده راه می رویم باید متناسب با شرایط جاده راه برویم. باید در نظر داشته باشیم ما در یک جامعه زندگی می کنیم. واقعیت های موجود در جامعه را باید بدانیم و قبول کنیم و باید بتوانیم متناسب با شرایط مختلف خود را تطبیق دهیم. اینکه باید دنبال منافع خود باشیم این یک امر مسلم است ولی ، اینجا یک ولی مهم هم وجود دارد، با احترام به حقوق دیگران. در نتیجه می توانم راهم را در جامعه پیدا کرده و پیشرفت کنم. این نگرش و رفتار مورد قبول جامعه هم است. این همان رفتار جراتمندانه است. ولی من اگر فقط به منافع خود فکر کنم و حقوق دیگران برایم مهم نباشد، این همان رفتار پرخاشگرانه است و در این روش در جایی به مشکل برخواهیم خورد. اینکه منافع دیگران را در نظر بگیرم و منافع خودم مهم نباشد این روش هم درست نیست و همان رفتار منفعلانه است.

وقتی در یک جمع یک نفر را خراب و ضایع می کنیم. در واقع حقوق او را پایمال کرده ایم این رفتار، یک رفتار پرخاشگرانه است. هرچند هم که آن فرد نخست ما را در جمع خراب کرده باشد یعنی شروع کننده رفتار پرخاشگرانه آن فرد بوده باشد. بعبارت دیگر، رفتار پرخاشگرانه در مقابل رفتار پرخاشگرانه نیز درست نیست. ما باید با بهبود مهارت هایمان از جمله مهارت حل مسئله ، ، قادر باشیم حتی در مقابل رفتارهای پرخاشگرانه، باز رفتار جراتمندانه نشان دهیم.

بحث بعدی مسئولیت های ماست. اولویت هایی که در این مسئولیت ها متوجه ماست. ما مسئول رفتارهای دیگران ، طرز فکر دیگران نیستیم مسئول تغییر رفتار و تغییر طرز فکر دیگران هم نیستیم.


آشنا: یعنی مسئولیت در مقابل اختیار معنی پیدا می کند. وقتی که ما اختیاری در امری نداریم می توانیم بگوییم مسئولیتی هم نداریم. مخصوصا در محیط کار، که گاها من دخالتهایی انجام می دهم که مسولش من نیستم و بعد تقریبا با واکنش " به تو چه ربطی دارد" مواجه می شوم.

دکتر: شما در محیط کار ، گاهی فراتر از مسئولیت های تان فکر کرده و عمل می کنید و این عملا باعث می شود که هزینه این عمل از سودش برای شما بیشتر باشد. وقتی از مسولیتهای مان فراتر برویم یعنی مرزها را می شکنیم و وقتی کسی به مرز من تجاوز کند من دفاع خواهم کرد. شاید حق و شاید هم منطق با شما باشد ولی باید در نظر داشته باشیم که انسانها حریم دارند هرکسی احساس کند حریمش مرد تجاوز قرار گرفته است به روش خود از حریمش دفاع خواهد کرد.

آشنا: شاید اشکال کار من آن است که فکر می کنم نگرش من درست است و بقیه راه اشتباه را می روند و باید عمل و فکر من را داشته باشند؟

دکتر: باید بدانیم که به یک مسئله، هرکسی از دید خود نگاه می کند و هیچ موقع نباید فکر کنیم که بقیه هم باید مثل من فکر کنند و یا مثل من رفتار کنند و یا فکر من و ارزش های من درست است و مال بقیه غلط است. بلکه باید به دنبال شناخت نگرش و افکار دیگران باشیم و بتوانیم این توانایی را در خودمان ایجاد کنیم که به مسائل از دید بقیه، آن هم تک تک مردم نه همه با هم، نگاه کنیم. اگر به این مهارت دست یافتیم در ارتباط برقرار کردن با مردم راحت خواهیم بود. ****

من مراجعه کننده ای داشتم که خانمی بود زار زار گریه می کرد. می گفت: "شوهرم مریض است ، مستاجرم، پول ندارم، خودم هم بیمارم و پسرم عقب مانده ذهنی است به چه کنم رسیده ام." من باید سعی کنم از دیدگاه این خانم به مسئله نگاه کرده و برای او راه حل ارائه دهم. مراجعه کننده ای هم داشتم خانمی بود زار زار گریه می کرد می گفت: " گربه ام مرده است و به چه کنم رسیده ام." من باید بتوانم از دیدگاه این خانم هم به مسئله و مشکلش نگاه کنم تا بتوانم کمکش کنم. اگر از دیدگاه خودم به مسئله آنها نگاه کنم نخواهم توانست کمکشان کنم.

رفتار و نگرش مردم نباید برایمان مسخره و غیر قابل قبول باشد باید سعی کنیم درکشان کنیم شناختمان را از آنها افزایش دهیم و از پنجره آنها به مسائل نگاه کنیم نه از پنجره خودمان. تا بتوانیم ارتباط درست را با آنان برقرار کنیم. بدترین رفتار این خواهد بود که از مشکل فرار کنیم و صورت مسئله را پاک کنیم.

برای شروع هم باید نخست حیطه مسئولیت خود را، در هر امری، تعریف کنیم و متناسب با مسئولیت و اختیاراتمان رفتار کنیم چون در این صورت است که بقیه هم می توانند راحتتر رفتار ما را تعبیر کرده و برداشت درست داشته باشند. چون به احتمال زیاد ، از دید خود به رفتارهای تو نگاه می کنند. یعنی عوض اینکه سعی کنند از پنجره تو به مسئله نگاه کنند از پنجره خود به مسئله نگاه می کنند و فکر می کنند تو هم مثل آنان فکر می کنی.


آشنا: جمع بندی شما از مشکلات کاری من چیست؟

دکتر: شما در محیط کار دو مشکل داشتید. یکی بحث آی بی اس که اعتماد به نفس شما را کاهش داده بود و دیگری این بود که حوزه فعالیت خود را حوزه ای انتخاب کرده بودید که برایتان کم سود ولی پرهزینه بود. بقیه شما را اینطور شناخته بودند و به نوعی از این ضعف شما سوء استفاده می کردند. درحالی که اگر ما حوزه مسئولیت مان را درست تعریف کنیم و در آنجا حتی از حق خود دفاع هم بکنیم مشکلی پیش نمی آید و به نظر بقیه هم رفتارمان قابل قبول و قابل درک است چون راحتتر می توانند رفار ما را تعبیر کرده و برداشت درست تری از رفتار ما داشته باشند در نتیجه می توانیم با آنها ارتباط درست برقرار کنیم.

----------------------------------- پایان جلسه هفتم مشاوره.


*** - برای من این سئوال مطرح است که چطور می توانم از پنجره دید دیگران ( آن هم تک تک افراد ، نه همه با هم ) به مسائل نگاه کنم؟

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


آخرین بار توسط آشنا در پنج شنبه مرداد 2, 93 11:08 pm ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 2, 93 7:38 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
همانطور که دکترتون هم گقتن باید خودتون رو بذارین جای اونا
هروقت با کسی رو به رومیشین یه لبخند مهربونانه داشته باشین ‏
این ‏
خودش ‏
خیلی ‏
موثره

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مرداد 2, 93 11:09 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
دکتر: آقای آشنا، هفته قبل اوضاع چطور بود؟ در مورد بحث های قبلی مان ، تجربه جدیدی و یا سئوالی دارید حتما مطرح کنید.

آشنا: بحث نگاه کردن را که فرمودید خیلی به من کمک کرد. لااقل الان راه حل را می دانم و فقط باید تمرین کنم.

دکتر: بله. این موضوعی بود که من در ارتباطاتمان میدیدم و با اجازه تان مطرح کردم و می دانید که ارتباط برقرار کردن فقط با کلمات ایجاد نمی شود. احساسی که با آهنگ کلمات انتقال می یابد، طرز نگاه کردنی که انجام می دهیم حاوی پیام های مهمی هستند. علاوه بر اینها، زبان بدن خود حاوی اطلاعات و پیام های زیادی است که باید سعی کنیم به زبان بدن هم توجه کنیم و پیام های زبان بدن را بگیریم و با زبان بدن هم پیام را انتقال دهیم. **

آشنا: آقای دکتر، می توانیم بگوییم که اگر علائم اضطراب را در خود کاهش دهیم، اضطراب هم خود به خود کاهش می یابد؟

دکتر: بله، رابطه بین اضطراب و علایم اضطراب ، رابطه بین مرغ و تخم مرغ است. اضطراب خود را با علائم نشان می دهد و گرنه از کجا می توانیم متوجه شویم که فرد اضطراب دارد.

با اجازه بحث دیگری را مطرح می کنم و آن " عجول بودن " در روابط تان است. مثلا امروز شما وارد اتاق شدید با یک حالت عجله به طرف من آمده و سلام و احوال پرسی کردید و در راه رفتنتان هم این عجله دیده می شود. بهتر است در ارتباطاتمان سرعت واکنش ها و رفتارهایمان را کم کنیم. چون باید به طرف مقابل یک فرصتی بدهیم ما را ببیند و پردازش کند و به یک نتیجه گیری برسد و بعد با آرامش به طرف مخاطب رفته و احوال پرسی بکنیم. در غیر این صورت ، طرف مقابلمان "احساس ناامنی" می کند.


آشنا: منظور من شاید به نوعی احترام می باشد و یا اینکه وقت طرف مقابلم با ارزش است و باید زود مطلبم را بگویم و مزاحم نشوم. ولی آنطور که شما می فرمایید عملا این پیام منتقل نمی شود؟

دکتر: بله مسئله مهم هم همین است که آیا آنچه را که در ذهن داریم را می توانیم به طرف مقابلمان منتقل کنیم؟
ارتباط یعنی ارسال و دریافت پیام. ارتباط کارآمد ارتباطی است که پیام ارسالی و پیام دریافتی نزدیک هم باشند. وقتی پیامی را انتقال می دهیم ولی بجای آن پیام دیگری دریافت می شود یعنی ارتباط ناکارآمد ایجاد شده است. ممکن است ما پیام را به درستی منتقل نکرده باشیم یا طرف مقابل پیام را درست دریافت نکرده باشد در هر حال ارتباط موثری برقرار نشده است.


آشنا: از کجا می توانیم متوجه شویم که پیام موردنظر ما دریافت شده است یا پیام دیگری غیر از پیام مورد نظرمان، توسط مخاطبمان دریافت نشده است؟ ظاهرا باید به هوش هیجانی مربوط شود؟

دکتر: با واکنش های طرف مقابلمان می توانیم نوع پیام دریافتی را متوجه شویم. وقتی من بخاط احترام به طرف مقابلم یک رفتاری را انجام می دهم باید طرف مقابلم در رفتارهایش به نوعی یک قدردانی نشان دهد. ولی وقتی می بینیم طرف مقابل متوجه این ارزش قائل شدن من نیست یعنی پیام دریافت نشده است.

آشنا: شاید هم پیام را دریافت کرده ولی می خواهد پیام دیگری را با رفتارش ارسال کند.

دکتر: بله ممکن است. مثال می زنم وقتی یک نفر وارد اتاق می شود و جلوی میز من می ایستد این پیام را به من می دهد که من به شما احترام می گذارم و منتظر اجازه شما هستم تا بنشینم و اگر من بگویم "خواهش می کنم بفرمائید" یعنی من پیام را گرفته ام. ولی وقتی با بی اعتنایی به صحبت با طرف مقابلم می پردازم یعنی پیام را نگرفته ام که در این حالت مشکل در من است و طرف مقابل خودش بدون اجازه می نشیند.

آشنا: من خودم متوجه عجول بودنم در رابطه ام نشده بودم.

دکتر: چون ما خودمان را نمی بینیم. اکثر مواقع مسائلی که پیش می آید را به تقصیر دیگران می اندازیم. مثلا من یک رفتاری نشان می دهم طرف مقابلم یک واکنشی نشان می دهد و من تعبیر می کنم که رفتار طرف مقابلم درست نیست شاید رفتار من مشکل زا بوده و به نوعی واکنش طرف مقابلم طبیعی بوده باشد ولی چون از رفتارهای خود آگاه نیستیم متوجه مشکل نمی شویم. به عبارت دیگر فکر می کنیم رفتار دیگران کنش است نه واکنش. در نتیجه مسائلی که پیش می آید را تقصیر دیگران می بینیم. مثلا شما الان نشسته اید آیا می دانید پایتان را کجا گذاشته اید و یا دستهایتان در چه وضعیتی قرار دارند؟ نه خیر چون به اینها فکر نمی کنیم.
ذهن ما متوجه رفتارهای خودمان نمی شود. . کجاها چطور راه می رویم چطور حرف می زنیم متوجه نیستیم متوجه تغییر لحن صدایمان نمی شویم. ولی طرف مقابلمان و رفتارهایش را می بینیم.


آشنا: با این حساب ، باید هر از گاهی از دوستان و آشناهایمان که ما را می بینند بخواهیم که رفتارهای ما را تحلیل کنند و به ما بگویند.

دکتر: بلی درست است و یا اینکه تلاش کنیم که به این رفتارهای خود توجه نشان دهیم. مثلا در این جلسه من تغییر را در نحوه نگاه کردن و صحبت کردن شما می بینم ولی هنوز باید به تمرین ادامه دهید. زل زدن هنوز در نگاه شما وجود دارد و من که الان به شما نگاه می کنم گاها از طرز نگاه شما راحت نیستم.
البته این طرز نگاه کردن کاربرد نیز دارد. اگر با زل زدن به چشمهای طرف مقابمان نگاه کنیم این عمل به معنی اعمال قدرت است و می خواهیم طرف مقابلمان را تنبیه کنیم. وقتی یک نفر حق ما را ضایع می کند و بخواهیم بدون حرف زدن به او پیام بدهیم کافیست به چشمان او زل بزنیم. یا بچه ای شلوغی می کند اگر به چشمانش زل بزنیم متوجه اعمال قدرت ما شده و واکنش نشان می دهد.


آشنا: آقای دکتر، یک حالت لبخند در چهره من وجود دارد و موقع صحبت کردن و یا گوش دادن به صحبت های دیگران، لبخند می زنم. شاید اکثر مواقع خوب باشد ولی گاها طرف مقابلم احساس می کند قصد مسخره کردن او دارم و یا فکر می کند به خاطر خجالت کشیدن لبخند می زنم . گاهی هم می خواهم مثلا تسلیت بگویم ولی با لبخند تسلیت می گویم که طبیعتا پیا م همدردی انتقال نخواهد کرد.

دکتر: بله، اگر لحن کلام با محتوی کلام هماهنگی نداشته باشد این مشکلات پیش می آید و عملا پیامهای اشتباه از طرف ما صادر می شود. روزی مراجعه کننده ای به من می گفت وقتی عصبانی می شوم کسی از من حساب نمی برند. گفتم خوب عصبانی شو ببینم. وی کلمات حاکی از عصبانیت بکار برد ولی در چهره لبخندار و لحن آرام او هیچ علامتی از عصبانیت وجود نداشت و طبیعتا پیامی که ارسال می کرد عصبانیت نبود.
هر کس یک مد و میمیک چهره دارد یکی مدل چهره اش طوری است که او را آدم عصبانی نشان می دهد و دیگری اخمو و دیگری جدی. ممیک چهره شما لبخند و شادی را نشان می دهد. این خوب است که در ارتباطاتمان یک لبخند به چهره داشته باشیم. ولی در برخی جاها لازم است بتوانیم این لبخند را کنترل کرده و مثلا در تسلیت گفتن کلمات و لحن صدا و چهره با هم غم را نشان دهند و پیام درستی منتقل شود.می توانیم در جلوی آینه، میمیک و حالت چهره را تمرین کنیم مثلا می خواهیم غمگین باشیم کمی ابروها را فشرده ، لبها کمی آویزان و با لحن غمگین می گوییم " تسلیت عرض می کنم".

این مسائل ریشه اش به عجول بودنمان برمی گردد. وقتی کارها را با عجله انجام می دهیم رفتار و حرف زدنمان سریع می شود در حرف زدنمان به خود فرصت اینکه به کلمات لحن و آهنگ بدهیم را نمی دهیم و فرصت نمی یابیم به چهره و انداممان ، متناسب با حرفهایمان حالت بدهیم. اگر هم فرصت یابیم، آن پیامی را که ما می خواهیم منتقل نمی کنند. همچنین به طرف مقابلمان هم فرصت پردازش و تحلیل و انجام واکنش مناسب را نمی دهیم.


آشنا: یعنی عجول بودن دشمن یک رابطه صحیح و سالم است و قبل از هر کاری باید سرعت خود را در هر کاری، کاهش دهم تا هم به خود و هم به دیگران فرصت نشان دادن هیجانات و انجام تحلیل درست را بدهم.

دکتر: و مثل اصلاح هر رفتاری اول آن را از حالت ناخودآگاه ذهن به حالت خود آگاه آورده و با روش درست انجام دهیم و آنقدر تمرین و تکرار کنیم تا این رفتار اصلاح شده و کارآمد به ضمیر ناخودآگاه وارد شده و تثبیت شود.

پایان جلسه هشتم مشاوره
---------------------------------
**- من در جایی شنیدم که در ارتباطات و انتقال پیام ، نقش کلمات 30 در صد است و 70 درصد بقیه مربوط به لحن و روح کلام و چهره و زبان بدن می باشد.

- موقع حرف زدن در حرفهایم وقفه ایجاد می شود. شاید علت آن هم همین ، سرعت حرف زدن باشد که مغز فرصت لازم برای یافتن مطلب و پردازش اطلاعات را نمی یابد.

به نظرم می رسد نیاز به کاهش سرعت در هر چیزی مخصوصا در روابطم دارم. حسن این عمل:
- رابطه را سالم می کند.
- در من احساس آرامش ایجاد می کند
- به طرف مقابلم احساس آرامش می دهد.
- من و طرف مقابلم از رابطه لذت می بریم و دوست داریم رابطه ادامه پیدا کند.
- از تکرار کلمات که ناشی از سرعت حرف زدن و متوجه نشدن طرف مقابلم به حرفهای من یا عدم وجود زمان لازم در او برای پردازش حرفهایم می باشد جلوگیری می شود.
- اگر سریع حرف بزنم برای خود زمان برای ایجاد لحن در کلمات و در جمله را نمی دهم . به قول آقای دکتر، کلمات بدون روح می شود.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه مرداد 4, 93 8:40 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
این مطالب مفید باعث شد که من در مورد ارتباطم با دیگران به فکر بیافتم.
به این نتیجه رسیدم که مشکلم خیلی عمیق هست. چون من کلا با افراد کمی در ارتباطم و از اینکه با آدم های کمی ارتباط دارم نه تنها ناراحت نیستم که خیلی خوشحالم و کارم را درست می دانم. این وضعیت شروعش به دلیل مسائل آی بی اس بود ولی الان بدون توجه به آی بی ترجیح میدم با آدم های کمی در ارتباط باشم.
بنابراین قبل از هر چیز باید به خودم یادآوری کنم که ارتباطات اجتماعی مهم هستند و در موفقیت تاثیر زیادی دارند.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 73 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com