انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 2:35 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 9 پست ] 
نویسنده پیغام
 عنوان پست: كليشه ها
پستارسال شده: جمعه مهر 11, 93 7:22 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
کلیشه یا تفکر قالبی به یک نظر از پیش تشکیل‌شده در ذهن جمعی گروه‌هایی از جامعه اشاره دارد، که مانع قضاوت و شناخت منطقی افراد نسبت به دیگران شده و ویژگی‌های خاصی را به تمام اعضای یک گروه‌ دیگر یا مجموعه‌ای متفاوت نسبت می‌دهد. این امر سبب می‌گردد افراد برپایهٔ اطلاعاتی ناچیز و تصورهای کلیشه‌ای خود که غالباً برگرفته از جامعه و یا رسانه‌ها است، بدون آنکه شناخت کافی از دیگران داشته‌ باشند، نسبت به آنها قضاوت کنند.
این لغت اگر در معنی منفی آن به کار رود، فرضی ساده‌انگارانه، اغراق شده، و تحقیرآمیز را به اعضای یک گروه به‌دلیل عضویت در آن گروه نسبت می‌دهد. کلیشه‌ها احترام یا مشروعیت را از اشخاص به دلیل تعلّقشان به آن گروه می‌گیرند و یا برعکس، کلیشه مثبت احترام، ارزش و محبوبیتی غیرواقعی و برپایه‌ای غیرمنطقی برای عده‌ای بدون دلیل خاصی بوجود می‌آورند. به عنوان مثال قضاوت در مورد افراد برپایهٔ نوع لباس آنها و یا شکل ظاهری آنها.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9% ... 8%B4%D9%87


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه مهر 11, 93 7:26 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
برخی مححقان می‌گویند تحقیقاتی که صرفا بر اساس نمره امتحان بوده باعث ایجاد این کلیشه‌ شده که پسرها در ریاضی و علوم بهتر هستند.
تقریبا از ابتدای دهه هشتاد شمسی، ایران خود را با پدیده تازه‌ای مواجه دید، تعداد دخترانی که از سد کنکور گذشته و وارد دانشگاه شدند از پسران بیشتر شد. روندی که تا به حال ادامه داشته است.
امسال نیز مثل سال‌های اخیر ۵۸.۴۳ درصد از تازه‌واردان به دانشگاه‌های را دختران تشکیل می‌دهند.

این در حالی است که بنابر اطلاعات مرکز آمار ایران، در سال تحصیلی ۷۱-۷۰ تنها ۲۹% پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی را دختران تشکیل می‌دادند.
اما در طول یک دهه بعد، دختران با رشدی ۲۵ درصدی از پسران پیش افتادند و این آمار در سال ۸۱-۸۰ به ۵۱%، در سال ۸۲-۸۱ به ۵۳%، در سال ۸۷-۸۶ به ۶۳% و در سال ۸۸-۸۷ به ۶۴% رسید.
از زمانی که این پدیده در ایران مشاهده شد، نهادها و کارشناسان به دنبال پاسخ این سوال بودند که چرا چنین شده و پیامدهای آن چیست و گزارش‌ها و تحلیل‌ها و تحقیق‌هایی در این زمینه صورت گرفت و میزگردها و جلسات بحث و بررسی برگزار شد.

از میان دلایل بی‌شماری که برای این پدیده مطرح شد نقش "محدودیت‌هایی" که دختران با آن مواجهند و "تحولات اجتماعی" و "پیامدهای دختران تحصیل‌کرده" بیشتر از همه عنوان شده است.
مرکز تحقیقات استراتژیک در پژوهشی که در سال ۸۶ منتشر کرد، ۳۱ دلیل برای این پدیده ذکر کرده است.

اما این دلایل تا چه حد افزایش داشگاهیان دختر را توضیح می‌دهند و آیا این پدیده مختص ایران است؟

کلیشه
تا دو دهه پیش باور رایج این بود که پسرها در برخی از جنبه‌های تحصیلی مثل ریاضیات و علوم بهتر از دخترها هستند و دخترها در درس‌هایی مثل زبان بهترند که به خواندن و درک مطلب ارتباط دارد.
در کنکور سال ۹۳ در ایران سه شاگرد اول کنکور ریاضی و نفرات دوم و سوم کنکور تجربی دختر بودند.

اما بررسی‌های جدید نشان می‌دهند نه تنها فاصله دخترها و پسرها در ریاضیات و علوم بسیار کم شده یا حتی از بین رفته، بلکه دخترها در تمام جنبه‌های تحصیلی از پسرها پیش هستند، و این موضوع محدود به یک کشور دنیا هم نیست.
بررسی محققان داشگاه نیوبرانسویک کانادا که وضعیت تحصیلی دختران و پسران را در مقاطع تحصیلی مختلف در سی کشور دنیا از جمله ایران بررسی کرده‌اند نشانگر روند مشابهی در تمام این کشورهاست.
محققان در این پژوهش ۳۰۸ تحقیق را بررسی کردند که در مجموع بیش از یک میلیون دانش آموز و دانشجو را از دوره ابتدایی تا دانشگاه در بر می گرفت.
"با در نظر گفتن اینکه چقدر توجه رسانه‌ها به این پدیده جهانی کم بوده، به نظر می‌رسد این حقیقت که دخترها عموما بهتر از همسالان پسرشان تحصیلات عمومی را می گذرانند، رازی است که بخوبی مخفی نگه داشته شده است."

این در حالیست که از بیست سال پیش سعی شده تا توحه به این موضوع را جلب شود که دخترها در ریاضی عملکرد بهتری دارند.

با توجه به نتایج تحقیقات جدید، این نظریه مطرح شده که در سال‌های اخیر پسرها دچار افت تحصیلی شده‌اند اما دانیل و سوزان وُیر، زن و شوهر روانشناسی که این تحقیق را انجام داده‌اند این نظریه را هم زیر سوال برده اند.
بررسی این محققان سال‌های ۱۹۱۴ تا ۲۰۱۱ را در بر می‌گیرد و نشان می‌دهد که این پدیده مختص سال‌های اخیر نیست بلکه نزدیک به یک قرن قدمت دارد.
دانیل و سوزان وُیر معتقدند تحقیقاتی که بر اساس آن این باور کلیشه‌ای بوجود آمده که که پسرها در ریاضی و علوم بهتر هستند و دخترها در درس‌های مرتبط به زبان و صرف و نحو، بر اساس نتیجه امتحان‌ها بوده نه بر اساس بررسی عملکرد دانش آموزان در یک سال تحصیلی و معدل نهایی.
دخترها در کشورهای مختلف با مولفه‌های اجتماعی و فرهنگی متفاوت در زمینه تحصیلی از پسرها پیش افتاده‌اند.

"پسرها معمولا در امتحان نمره بهتری در ریاضی و علوم می‌گیرند اما دخترها در معدل نهایی، جلوتر هستند."

آنها معتقدند نمره یک درس خاص، توانایی دانش آموز را از نظر فراگیری و بکارگیری اطلاعات پایه یا تخصصی در یک زمان خاص ارزیابی می کند بدون اینکه عامل جمعی را در نظر بگیرد در حالیکه معدل نهایی عملکرد هر دانش آموز را در بستر جمعی کلاس قرار می‌دهد و عواملی مثل تلاش و پشتکار را در یک بازه زمانی طولانی نشان می دهد.

دانیل و سوزان ویر معتقدند در علت یابی این پدیده باید تحقیقات بیشتری صورت گیرد اما علل فرهنگی و اجتماعی را برای آن مطرح می کنند.
آنها می گویند این باور کلیشه‌ای که دخترها در ریاضی و علوم ضعیف هستند شاید باعث می‌شود پدر و مادرها آنها را تشویق کنند برای این دروس بیشتر فعالیت کنند و این باعث عملکرد بهتر آنها در مجموعه دروس می شود.
تحقیقات دیگر هم حاکی از این هستند که دخترها به درک و فهم مطالب بیشتر اهمیت می دهند اما پسرها به نمره و نتیجه امتحان هر درس.
علاوه بر این دخترها بیشتر بر رفتار و انضباط خود تسلط دارند و رفتارهای جمعی‌شان بهتر است و این به عملکرد تحصیلی بهتری منجر می‌شود.
تحقیق دیگری که در آمریکا انجام شده نشان می‌دهد در کودکستان دخترها از نظر نظم و انظباط به اندازه یک سال تحصیلی از پسرها پیش هستند.
بر اساس تحقیقی دیگر دختران در کالج با جزئیات و دقت بیشتری از درس استاد یادداشت بر می دارند و بعدا درس را بهتر از پسران به یاد می آورند.
از این رو پسرها شاید در حضور ذهن، تکنیک‌های امتحانی و کنترل اضطراب مهارت دارند اما دخترها برای تسلط به مطلب، پشتکار و استمرار نشان می دهند و بی حوصلگی و حواس‌پرتی را بهتر از پسرها کنترل می‌کنند و وقتی نتیجه مطلوب نمی‌گیرند واکنش بهتری به آن نشان می‌دهند.
همانطور که دانیل و سوزان ویر اشاره کرده‌اند برای فهم پدیده‌ای که در نقاط مختلف دنیا (اروپا، آمریکا، آسیا و آفریقا) با درجات متفاوت توسعه‌یافتگی و مولفه‌های متفاوت اجتماعی و فرهنگی دیده می‌شود برررسی‌های بیشتر و همه‌جانبه‌تری نیاز است.
http://www.bbc.co.uk/persian/science/20 ... oys_school


آخرین بار توسط آرش در شنبه مهر 12, 93 10:59 am ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه مهر 12, 93 10:56 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
عنوان مقاله: كليشه هاي جنسيتي سريال هاي تلويزيوني ايراني (سال 1383)
چکیده:
برنامه هاي تلويزيوني خواه آشكار، خواه نهان مملو از گفتمان هاي جنسيتي هستند. اينكه ما به عنوان زن يا مرد كيستيم و چگونه بايد در فضاهاي مختلف رفتار كنيم، بخشي از فرهنگ جنسيتي است كه توسط نهادهايي چون رسانه باز توليد مي شود. در عصر فراواقعيت كه تمايز ميان امر واقع و مجاز مخدوش گشته است بازنمايي هاي جنسيتي در سريالهاي تلويزيون اهميت افزون تري يافته است. دلالت هاي ضمني و صريح جنسيتي اين سريال ها براي تاثيرگذاري نيازي به شناخته شدن در سطح خودآگاه ندارند. برنامه هاي تلويزيوني بدين ترتيب نقشي مهم در بازآفريني تصورات جنسيتي جامعه ما دارند. آنها بيان كننده تصورات فرهنگي از نقش هاي مناسب زنان و مردان، هويت هاي جنسي و جنسيتي هستند. هدف اين مقاله بررسي اين مطلب است كه آيا در تلويزيون ايران، كليشه هاي جنسيتي برگرفته از فرهنگ سنتي ايراني در حال باز توليد هستند؟
هدف از اين گونه تحقيقات توليد دانش جديدي است كه مي تواند در برگيرنده مفاهيم مهمي براي تغيير سياست هاي اجتماعي باشد.
در اين تحقيق مجموعا پنج كليشه شخصيتي سنتي در فرهنگ سنتي ايراني شناسايي شد. زن فريبكار،‌ ناقص العقل، بي وفا، منفعل و فرودست و مرد صادق، عاقل، وفادار،‌ فعال و فرادست. از ميان اين كليشه ها، كليشه هاي زن فريبكار و زن منفعل در حال باز توليد هستند و ناقص العقلي به زن منتسب شده و در مجموع زنان فرودست مردان هستند. در مقابل مردان صادق، عاقل، فعال و در مجموع فرادست زن توصيف مي شوند. بي وفايي كليشه اي فراموش شده است كه از گردونه باز توليد خارج شده است.
http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=52070


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: پیش‌داوری
پستارسال شده: یکشنبه مهر 13, 93 8:54 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
چگونه پیش‌داوری بر درک ما از دنیای اطراف تاثیر می‌گذارد
فکر کردن در قالب پیش‌داوری‌ها ویژگی‌ای است که ما معمولا به دیگران نسبت می‌دهیم. اما در واقع پیش‌داوری به نوعی در طرز تفکر و رفتار همه ما وجود دارد. خوشبختانه ما در مقابل آن کاملا بی‌اراده نیستیم.
خارجی‌ها خطرناک هستند، جای زنان در آشپزخانه است و مسلمانان خشن و ناشکیبا هستند. این تصاویری است که در آلمان در ذهن بسیاری از افراد وجود دارد. در این کشور ۵۲ درصد مردم اعتقاد دارند که وجود مهاجران برای این کشور عاملی تهدیدآمیز است. بیشتر اروپایی‌ها خواستار جدی‌تر گرفتن نقش زن در خانه و تربیت کودکان هستند و تصور می‌کنند که اسلام دینی ناشکیبا و خشن است.
حتی در ذهن کسی که نسبت به مهاجران، زنان و مسلمانان این پیش‌داوری‌ها را ندارد، تصاویر قالبی و ثابتی نسبت به گروه‌های دیگر در جامعه وجود دارد، مانند اینکه آرایشگران مرد هم‌جنس‌گرا هستند و آسیایی‌ها فقط برنج می‌خورند. داشتن نظرات از پیش شکل گرفته از خصلت‌های انسانی است و در ذهن ما جای محکمی دارد.

مارتین کورته، پژوهشگر در زمینه مغز و اعصاب از دانشگاه فنی شهر براون‌شوایگ (آلمان) می‌گوید که کلیشه ‌و پیش‌داوری ترفند مغز است برای اینکه هنگام پردازش اطلاعات انرژی ذخیره کند.
پیش‌داوری‌های موجود در مورد زنان یکی از عواملی است که باعث می‌شود تا شمار زیادی از افراد خواستار جدی‌تر گرفتن نقش زن در خانه و تربیت کودکان باشند

تاثیر پیش‌داوری بر واقعیت
اما پیش‌داوری‌ها بیشتر اوقات هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند. پیش‌داوری بیشتر تصوری است که در بسیاری مواقع کاملا اشتباه است و می‌تواند آسیب‌های اجتماعی متعددی به همراه داشته باشد.
کلیشه‌ها همزیستی اجتماعی را دشوار می‌کنند، اما رها شدن از دست آنها کار آسانی نیست. افرادی که به چگونگی تاثیر کلیشه‌ها بر درک ما از دنیای اطراف آگاه هستند، می‌توانند بهتر با این پدیده ‌کنار بیایند و احتمالا تصمیمات بهتری بگیرند که تنها بر پایه نظرات از پیش شکل گرفته در ذهن نباشد.

فکر کردن در قالب کلیشه‌ها نه تنها برداشت ما از واقعیت را مخدوش می‌کند، بلکه حتی می‌تواند پیش‌داوری‌ها را به واقعیت تبدیل کند. در دهه‌ی شصت میلادی رابرت روزنتال، روانشناس دانشگاه هاروارد در جریان آزمایشی در یک دبستان به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافت. او و همکارانش پس از برگزاری تست هوش برای دانش‌آموزان، برخی از آنها را انتخاب کرده و به معلم‌ها اعلام کردند که آنها بسیار بااستعداد هستند و پیشرفت درسی خوبی خواهند کرد. این در حالی بود که پژوهشگران این دانش‌آموزان را خودسرانه و نه بر اساس نتیجه تست هوش آنان انتخاب کرده بودند.
هشت ماه بعد پژوهشگران دوباره برای مقایسه وضعیت این دسته از دانش‌آموزان با دیگران بازگشتند. آنها پس از گرفتن تست هوش متوجه شدند که دانش‌آموزان انتخاب شده واقعا نسبت به دیگران به نتایج بهتری دست یافته‌اند. انتظاری که از این دانش‌آموزان به معلمان القا شده بود و نحوه برخورد معلمان با این دسته از دانش‌آموزان باعث شده بود تا آنچه تنها در ذهنشان وجود داشته به واقعیت تبدیل شود.
راه مقابله با پیش‌داوری؛ آگاه شدن به وجود آن
نکته عجیب‌تر این است که پیش‌داوری‌های موجود در جامعه حتی می‌تواند تصویر افراد از خود را تحت تاثیر قرار دهد. در جریان یک تست هوش در دانشگاه استندفورد شهروندان آفرو-آمریکایی هنگامی که بایستی نام، سن و رنگ پوست خود را نیز ذکر می‌کردند، نتایج بدتری نسبت به دیگران در تست کسب می‌کردند.

بنابراین کلیشه‌هایی که فرهنگ ‌یک جامعه به افراد انتقال می‌دهد، می‌تواند به طور منفی و مثبت تاثیر مستقیمی روی توانایی‌های ما بگذارد. در چین افراد مسن به خردمندی و فعال بودن شهرت دارند و در جامعه از جایگاه مهمی برخوردار هستند. "بکا لوی"، پژوهشگری از دانشگاه ییل در بررسی‌های مختلف نشان داده است که بر خلاف آمریکا، در چین تفاوت چندانی بین توانایی‌های ذهنی جوانان و پیران وجود ندارد.
اما با این وجود ما در برابر پیش‌داوری‌ها کاملا بی‌اراده نیستیم. بخشی از مغز در لوب پیشانی که مسئول پردازش و کنترل احساسات به طور آگاهانه است، به ما کمک می‌کند تا شرایط را تجزیه و تحلیل کنیم. مارتین کورته می‌گوید: «با کمک این بخش ما می‌توانیم با کمی تامل واکنشی متناسب با شرایط از خود نشان دهیم.» نکته مهم این است که ما قبول کنیم که پیش‌داوری‌هایی در ذهنمان وجود دارد. با شناخت آنها راحت‌تر می‌توان با آنها مقابله کرد.
منبع: دويچه وله


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه مهر 16, 93 9:53 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
مردها اصولا کمتر از زن‌ها حرف می‌زنند. اما این امر کاملا صحیح نیست. تحقیقی جدید نشان می‌دهد که زن‌ها در گرو‌ه‌های بزرگ‌تر تمایلی به صحبت ندارند. این در حالی است که مردها در چنین گروه‌هایی تازه سر صحبت را باز می‌کنند.
خانم‌ها معمولا بیشتر از آقایان صحیت می‌کنند؛ مخصوصا درباره مسائل روزمره. بر پایه پژوهش دانشگاه هاروارد آمریکا این کلیشه تا حدودی درست است اما نه به‌طور کامل. بنابر این پژوهش، میزان صحبت کردن زن‌ها به شرایطی که آن‌ها در آن هستند بستگی دارد. در برخی شرایط مردها حتی بیشتر از زن‌ها حرف می‌زنند!

دیوید لیزر، مدیر این پژوهش، به همراه دیگر دانشمندان برای سنجش میزان صحبت زن‌ها و مردها از دستگاهی که به اندازه یک تلفن هوشمند و حاوی یک میکروفون بود، استفاده کرد.
نادرستی کلیشه‌ها
این دانشمندان در اولین آزمایش گفتار ۹۷ دانشجوی دختر و پسر که در یک کار گروه همکاری می‌کردند را ضبط کردند. آن‌ها برای مقایسه در یک آزمایش دیگر، زمان نهار کارمندان یک شرکت را مورد بررسی قرار دادند و نتایج تحقیق خود را در نشریه علمی Scientific Reports منتشر کردند.

گروه بزرگ‌تر برابر با سکوت زن‌ها
این دو آزمایش نشان دادند که زن‌ها در کار گروه‌هائی که تعداد افرادشان کمتر از ۵ نفر است بیشتر و در کارگروه‌های بزرگ‌تر کمتر حرف می‌زنند. اگر گروهی بیشتر از ۵ نفر داشت، این بیشتر مردها بودند که حرف می‌زدند و در صحبت‌ها شرکت می‌کردند.
استدلال پژوهشگران این است که زن‌ها در گروه‌های نسبتا کوچک‌تر احساس امنیت بیشتری می‌کنند و به همین خاطر بیشتر حاضر به همکاری هستند.

نادیده گرفتن برخی عوامل
نتیجه اصلی این پژوهش آن است که شرایطی که گفت‌گو در آن برقرار می‌‌شود بر رفتار گفتاری زن‌ها و مردها تاثیر می‌گذارد. اما قابل توجه است که این پژوهش از بررسی چند عامل چشم‌پوشی کرده است. برای مثال سن افراد و سطح تحصیلات آن‌ها در این آزمایش‌ها یاد نشده‌اند. بنا به گفته پژوهشگران، این عوامل باید در یک تحقیق مستقل دیگر، مورد بررسی قرار گیرند.
دويچه وله


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه مهر 24, 93 8:31 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
مجردها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟
تشکیل خانواده و زندگی مشترک، زمانی بدیهی‌ترین چشم‌انداز انسان‌ها بود. در دنیای مدرن اما دو نیاز بنیادین روان بشری یعنی پیوند عاطفی و فردیت در تضاد با هم قرار می‌گیرند. معنا و مفهوم تجرد و تاهل نیز تغییرات زیادی کرده‌اند.
آنها که رابطه‌ای دائمی دارند، راضی‌ترند و عمرشان بیشتر از مجردهاست. این نظریه‌ای قدیمی است اما آیا منطبق با واقعیت است؟ پژوهشگران به درستی این دیدگاه تردید دارند و مبنای تردیدشان نیز تحقیقات جدیدی است که جنبه مثبت زندگی مجردی بر احساس رضایت را تایید می‌کنند.

در سال ۱۹۷۰ از مجموع خانوارهای آلمان، حدود ۲۵ درصد تک نفره بودند، این میزان در سال ۲۰۰۹ به ۴۰ درصد یعنی به ۱۶ میلیون نفر رسید. این روند رو به تزاید که ‌پیش‌تر در کشورهای غربی مشاهده می‌شد، در کشورهای رو به توسعه یا سنتی‌تر نیز جای خود را گشوده است. مبنای این جابجایی نیز، چیزی جز تحول در مناسبات اجتماعی و انسانی نیست.
از منظر بیولوژیک، هم‌زیستی یا همکاری امری بسیار انرژی‌بر است. مغز ما در جمع یا در برابر دیگری، مدام در حال محاسبه و تنظیم رفتار، گفتار، حرکات بدن و زبان اشاره است تا مانع هر واکنش یا داوری ناخواسته شود.
روشن است که بعضی‌ها راحت‌تر با زندگی بدون همسر کنار می‌آیند. زندگی تک‌نفره به نظر بسیاری از مجردها، آزادی کامل است. تصمیم‌گیری با رای شخصی انجام می‌گیرد و فرد می‌تواند بدون ملاحظه و رعایت دیگری، در پی امیال و علاقمندی‌های خود باشد. لزومی به توافق‌های اعصاب خردکن به عنوان سدی در برابر انجام کارهای ناگهانی نیست.
آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی که به بدبینی شهرت دارد می‌گوید: «ازدواج یعنی آن که همه کار ممکن را برای بیزاری از یکدیگر انجام دهی. حقوق فردی‌ات را نصف کنی و وظایفت را دوبرابر...»

تجرد و سلامتی
جامعه‌شناسان دانشگاه تگزاس آستین معتقدند که مجردها از سلامت جسمی بهتری برخوردارند و احساس رضایت‌مندی بیشتری دارند. این مدعا بر نتایجی استوار شده که از طرح "پرسشنامه سلامتی ملی" این دانشگاه با شرکت یک میلیون و دویست هزار نفر به دست آمد. این طرح در فاصله سال‌های ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۳ انجام شد و نتایج آن در سال ۲۰۰۸ انتشار یافت.
این پرسشنامه روشن کرد که تفاوت میزان سلامتی مجردها و متاهل‌ها از دهه هشتاد میلادی به بعد به شدت کاهش یافته و به ویژه نزد مردان به صفر رسیده است. آمارهای پیشین حاکی از آن بودند که میزان بیماری نزد مجردها به مراتب بیشتر از متاهل‌هاست. بر همین مبنا، ازدواج و تشکیل خانواده، یک نسخه بهداشتی برای مجردها نیز محسوب می‌شد.
پروفسور اشتفان هاردل (استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ماینس) معتقد است که زندگی مجردی مزایای بسیاری دارد: مجردها حلقه‌ گسترده‌ای از دوستان دارند، در فعالیت‌های اجتماعی فعال‌ترند و از امکانات مالی و شغلی بهتری برخوردارند؛ اما در شرایط سخت مانند بیماری و یا مشکلات مالی، وضعیت مجردها از متاهل‌ها نامناسب‌تر است.
پژوهش‌های دیگر نشان می‌دهند که اکثر مجردها در سنین بالا به دنبال یافتن شریک مناسبی برای دوران سالخوردگی هستند؛ دورانی که هر فرد نیاز بیشتری به تیمار و پرستاری و پرکردن تنهایی دارد. جالب آن که در میانسالی، مردان مجرد به مراتب بیشتر از زنان مجرد در جستجوی همدم هستند.
این تحقیقات می‌توانند پاسخی به آرتور شوپنهاور، فیلسوف "ضد زن" آلمانی باشند که می‌گفت: تنها مردی که نمی‌تواند بدون زنان زندگی کند، دکتر زنان است!

تاهل و استرس
محققان دانشگاه روتردام هلند هم که در زمینه "خوشبختی" تحقیق می‌کنند، به نتایجی مشابه جامعه‌شناسان دانشگاه آستین رسیده و می‌گویند مجردها نه تنها در مقایسه با متاهل‌ها سالم‌ترند، بلکه خوشبخت‌تر هم هستند.
زمانی مجرد ماندن افراد، به معنای آن بود که متقاضی یا خواستگار ندارند و این خود به خود عیب تلقی می‌شد. یافته‌های جدید جامعه‌شناسان نشان می‌دهد که زندگی مجردی معنای دیگری یافته و مجردها با وضعیت خود بهتر کنار می‌آیند. ازدواج نکردن، دیگر ننگ و عار یا ناکامی شخصی محسوب نمی‌شود.

مشکل مجردها در رابطه با داشتن یک همدم یا سنگ صبور در دوران جدید، به دوستان و روانشناسان محول شده است! دوست‌یابی و آشنایی و برقراری حاشیه امن اجتماعی، در عصر شبکه‌های اینترنتی، به مراتب آسان‌تر ار پیش شده و تنهایی، موجب تشکیل خانواده نیست.

پژوهشگران هلندی تاکید می‌کنند که فشار اجتماعی بر متاهل‌ها بیشتر است؛ مجردها به دلیل دور ماندن از این فشارها، استرس کمتری دارند و این تاثیر مثبتی بر تندرستی جسمانی آنها دارد.
تنها چیزی که می‌توان روی آن انگشت گذاشت، ارتباط جنسی پایدار و منظم است که در میان مجردها و متاهل‌ها متغیر است. سکس نقش مهمی در سلامتی جسمی و روانی دارد. زوج هایی که ارتباط جنسی ندارند، بیشتر مشاجره می کنند و به روش‌های دیگری برای رفع تنش نیاز دارند. کسی که زندگی جنسی فعالی دارد، بهتر و بیشتر عمر می‌کند.
با وجود این، تنهایی می‌تواند تبدیل به معضل شود. روانشناسان معتقدند که "تنها بودن" موقعیتی واقعی و "انزوا" موقعیتی حسی است. یعنی مجردها می‌توانند علی‌رغم ارتباط اجتماعی دچار "انزاوی درونی" شوند که وضعیت نادری نیست.
و باید گفت که انزوا برای جسم هم زیان‌بار است؛ چیزی که در تحقیقات متعدد ثابت شده است. از عوارض انزوا می‌توان به بی‌خوابی، اختلال در دستگاه گردش خون، تضعیف سیستم دفاعی بدن یا افسردگی اشاره کرد. تحقیقات علمی روشن می‌کنند که افراد دارای ارتباط‌های اجتماعی فعال، به طور میانگین بیشتر از افراد منزوی عمر می‌کنند.
نتیجه این‌که زندگی مشترک مهم است و تاثیر مثبت بر سلامتی دارد اما مجردها هم تا وقتی که به انزوا دچار نشده باشند، چیزی از رضایت و سلامت کم ندارند.

یکی از دست اندر کاران این تحقیق هشدار می‌دهد که "فیس‌بوک" و شبکه های اجتماعی مشابه آن جایگزینی برای شبکه‌های واقعی اجتماعی نیستند: «رابطه‌های انسانی برای آدم‌ها امری بدیهی است. ما مانند ماهی‌ها هستیم که وجود آب را حس نمی‌کنند اما به آن نیاز دارند.»

زندگی مشترک، آری یا نه
تشکیل خانواده و زندگی مشترک، زمانی بدیهی‌ترین چشم‌انداز انسان‌ها بود. اما در دنیای مدرن، دو نیاز بنیادین روان بشری، یعنی پیوند عاطفی، عشق ورزیدن و فردیت و استقلال، در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند.
بنیان نظریه تکامل، بر خلاف تصور عمومی بهبود نیست؛ بلکه سازگاری با شرایط جدید است. پژوهشگران مناسبات انسانی می‌گویند، زیست مشترک در سازگاری با زندگی اجتماعی نوین دستخوش تغییرات جدی و البته گام به گام خواهد شد. فردیت در جوامع پیشرفته صنعتی با مفهوم از خودگذشتگی در رابطه طولانی و پایدار تضاد دارد.
به اعتقاد محققان علوم رفتاری، چیزی به نام نیاز به خانواده در بین نیازهای بنیادین بشر وجود ندارد و این مفهوم که قبلا توسط مذهب، دولت، مناسبات اقتصادی و اجتماعی، تعیین‌کنندگی داشت، به مرور به حاشیه خواهد رفت و قطعیت و اهمیت خود را از دست خواهد داد.
اما چرا زندگی مشترک هنوز واجد امتیازات است و اکثریت جامعه هم‌چنان تشکیل خانواده می‌دهند؟ شاید بتوان یکی از دلایل را ساختار ذهنی انسان‌ها دانست که در کودکی شکل می‌گیرد. اکثریت قریب‌ به اتفاق جوامع بشری نزد مادر و پدر و خواهر و برادر و بستگان بزرگ شده‌اند و خوشبختی یعنی خانواده و به سر بردن نزد افراد نزدیک. "کانون گرم خانواده" یعنی محبت لایزال و احساس امنیتی سرشار از آرامش.
اینک در آلمان یک‌چهارم بچه‌ها در خانواده‌های تک‌والد و بدون ارتباط تنگاتنگ خویشاوندی متولد می‌شوند. تصور این نسل در بیست‌سال دیگر می‌تواند از سعادت و آرامش و امنیت چیز دیگری باشد. در نتیجه پیش‌شرط بحث در این زمینه و نتیجه‌گیری در مورد آن باید منوط به این باشد که در باره چه کسانی و رشد یافته در چه جوامعی صحبت می‌کنیم.
و پرسش آخر این‌که آیا زندگی مشترک ایده‌‌آل امری میسر است؟ در پاسخ باید گفت که ایده‌آل هر فرد، محصول تربیت خانوادگی، اجتماعی و تجربیات شخصی اوست و تاکید کرد که چنین چیزی به شکل مرسوم آن، یعنی کلیشه داستان‌ها و فیلم‌های رمانتیک دیگر عملی نیست.
کسانی که در سنین میانه زندگی مشترک را شروع می‌کنند، معمولا درک منطقی‌تری از "ایده‌آل" دارند و به خاطر متعادل شدن فعالیت هورمون‌ها، تجربه و امنیت مادی، سازگاری بیشتری نیز با همدم خود نشان می‌دهند.
پیوند عمیق عاطفی و یگانگی روحی، تنها در رابطه‌ای طولانی و پایدار به وجود می‌آید. ارضای نسبی دو نیاز بنیادین روان بشری، یعنی عشق‌ورزیدن و استقلال، تنها در صورت بازتعریف هم‌زیستی و عدم چشم‌پوشی از نیازهای فردی امکان‌پذیر است. در غیر این صورت حتی زندگی مشترک پایدار، نوعی "شرکت سهامی" است که سرمایه‌های آن می‌توانند فرزندان یا اهداف و منافع مشترک باشند.

منبع: دويچه وله ، نویسنده مقاله: بابک نصیری، مترجم و پژوهشگر مسائل علمی


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه آذر 26, 93 10:16 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
یک تحقیق جدید نشان می‌دهد مردهای عصر مدرن بیش از همیشه درباره ظاهرشان وسواس دارند و 4 سال از عمر خود را برای رسیدگی به سرووضعشان می‌گذراند. این مدت در بین زن‌ها 3 سال است.
هم‌چنین معلوم شد، مردها یک سال و 3 ماه از عمرشان را در سالن‌های ورزش می‌گذرانند تا بدن خوش‌فرمی داشته باشند، یعنی 6 برابر خانم‌ها که 2 ماه را صرف این کار می‌کنند.
نتیجه این تحقیق که با نظرسنجی از 2 هزار بریتانیایی انجام شد، نشان داد یک مرد معمولی 2 سال و 3 ماه از زندگی‌اش را زیر دوش حمام می‌گذراند و زن‌ها یک سال و 8 ماه را صرف تمیز کردن خودشان می‌کنند.

سايت سلامانه به نقل از «دیلی میل»


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه فروردین 28, 94 4:59 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
سکس در ذهن
این نظریه که مردها هر 7 ثانیه یکبار درمورد سکس فکر می کنند، مثل این ادعا که ما فقط از 10% مغزمان استفاده می کنیم، در همه جا شنیده می شود اما کسی منبع موثقی از آن ذکر نمی کند. طبق گزارشات کینسلی (رفتار جنسی در مردان) 54% از مردها هر روز، یا چندین بار در روز به سکس فکر میکنند؛ 43% از آنها چند بار در هفته یا چند بار در ماه به این موضوع فکر میکنند و 4% آنها کمتر از یک بار در ماه به این موضوع فکر می کنند. گرچه این گزارش برای نتیجه گیری خود به ادعاهای افراد درمورد این موضوع تکیه کرده است، اما هنوز هم خیلی جالب است که می بینید تقریباً نیمی از مردان حتی یکبار در روز هم به سکس فکر نمی کنند.

- آن مرد تشنه سکس و زن بی علاقه چیزی بیشتر از یک کلیشه مسخره است. آنطور که پیداست، زمانی که زن وارد یک رابطه مطمئن می شود، میل جنسی او کاهش پیدا می کند. یک تحقیق آلمانی نشان داده است که کمتر از نیمی از خانم ها به سکس مداوم تمایل نشان می دهند. و بعد از 20 سال، فقط 20% از آنها.
اما میان آقایون میل جنسی حتی باگذشت سالها از رابطه، همچنان ثابت می ماند. محققان یک توجیه بسیار متحول کننده برای این ارائه می دهند، میل جنسی خانم ها برای آسان کردن ازدواج، در ابتدای کار بالاست.

اندازه گیری
از آن زمان که چیزی به اسم خط کش به وجود آمد، مردها همیشه از آن برای اندازه گیری آلت تناسلی خود استفاده می کردند. :) همینگوی می گوید، "شما ایرادی ندارید! فقط خودتان را از بالا می بینید و این باعث می شود که آلتتان کوتاه تر به نظر برسد. سایز آلت در حالت خوابیده اهمیت زیادی ندارد. مهم این است که بعد از تحریک تا چه حد بزرگ شود. مسئله زاویه هم مطرح است."
مسئله اینجاست که اکثر تحقیقاتی که درمورد اندازه آلت تناسلی انجام گرفته، چندان علمی و قابل اطمینان نیست. تحقیق کینسلی بازهم به خود مردان برای گزارش سایز آلت تناسلشان اطمینان کرده که البته ایده چندان خوبی نیست. اما سختگیرترین تحقیقات سایز متوسط آلت تناسلی مردان را 14.75 سانت و در جایی دیگر 13.59 سانت برآورد کرده است.

سه دقیقه و تمام
آنهایی که تابه حال سکس واقعی نداشته اند، از گوشه و کنار چیزهایی درمورد 40 دقیقه سکس پیوسته می شوند، اما اگر به طور واقعی وارد یک رابطه شوند، آنوقت است که به کلی ناامید و مایوس می شوند. چنین جلسات ماراتنی استثناء هستند. تحقیقات نشان داده است که یک جلسه سکس به طور متوسط سه تا ده دقیقه طول می کشد. :!:

برگرفته از سایت مردمان


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 22, 94 11:04 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
- آیا نقاط ضعف و قوت زن و مرد مي‌تواند به‌دليل تفاوت‌هاي جنسيتي آنها باشد؟! مغز هم زنونه مردونه داره؟

صادق باشيد! اين روزها چند جوک در مورد دست‌فرمان خانم‌ها و ناتواني براي پارک کردن خودرو و حتي روحيه‌ها و عکس‌العمل‌هاي زنانه به دستتان رسيده و به چند تا از آنها از ته دل خنديده‌ايد؟! شايد براي دوستانتان هم ارسال کرده يا شايد از همه اين جوک‌ها دلگير شده باشيد و حس بدي نسبت به کساني که اين جوک‌ها را منتشر مي‌کنند، پيدا کرده باشيد. به ندرت مي‌بينيم که جوک‌هايي هم در مورد نقطه‌ضعف‌ها و خلق و خوهاي مردان دست به دست شود؛ به نظر شما منشا اين جوک‌ها کجاست؟ آيا واقعا مغز خانم‌ها از مغز آقايان کوچک‌تر است؟ آيا مغز آقايان توانمندتر از مغز خانم‌هاست؟ اصلا مغز زنانه و مغز مردانه با هم تفاوت دارند؟

چرا من زنم و تو مرد؟!
اساسي‌ترين تفاوتي که باعث شکل‌گيري جنس زن و مرد مي‌شود، تفاوت‌ در کروموزوم‌هاي جنسي است؛ يعني همان کروموزوم‌هاي معروف XX خانم‌ها و XY آقايان و همين موضوع باعث تفاوت‌هاي ژنتيکي و تنوع ژن‌هاي روي اين کروموزوم‌ها مي شود. کروموزوم X نسبت به کروموزوم Y بزرگ‌تر و درشت‌تر است و تعداد ژن‌هاي بيشتري نسبت به Y روي آن قرار مي‌گيرد و همين موضوع باعث ايجاد تفاوت‌هاي جنسيتي در خانم‌ها و آقايان مي‌شود؛ يعني خانم‌ها با داشتن ? کروموزوم X و آقايان با داشتن يک کروموزوم X و يک کروموزوم Y -که در مقايسه با کروموزوم X کوچک‌تر است- با هم تفاوت‌هاي اساسي دارند که از همان ابتداي شکل‌گيري نطفه ايجاد مي‌شوند. برخي از بيماري‌ها وابسته به جنس هستند به‌طوري که بروز برخي از بيماري‌ها مثل کوررنگي و هموفيلي در آقايان شايع‌تر از خانم‌هاست و بيماري‌هايي مثل ميگرن و ام‌اس بيشتر خانم‌ها را گرفتار مي‌کند تا آقايان را.

هورمون‌هاي زنانه و مردانه
موضوع ديگري که باعث متفاوت شدن جنس زن و مرد مي‌شود، هورمون‌ها هستند. البته اين تفاوت‌هاي هورموني هم ناشي از همان تفاوت در کدهاي ژنتيکي روي همان کروموزوم XY آقايان است که باعث ژن هورموني مردانه، اندام‌هاي تناسلي مردانه و همين‌طور ويژگي‌هاي مردانه، فنوتيپ و شکل مردانه مي‌شود و متقابلا کروموزوم‌هاي XX خانم‌ها هم مسئول بروز همه اين موارد در خانم‌هاست. پس هورمون‌ها، دومين عامل ايجاد تفاوت‌هاي جنسيتي است. بعد از آن نوبت به تفاوت‌هاي فيزيولوژيک است. مثلا همين که آقايان بدن و عضلات پرحجم‌تري نسبت به خانم‌ها دارند يا مثلا تفاوتي که در ميزان و حجم موهاي صورت آقايان و خانم‌ها وجود دارد، همين‌طور طول قد، دانسيته استخوان‌ها و ... همگي موارد ديگري است که از لحاظ فيزيولوژيک در آقايان و خانم‌ها وجود دارد.

خانم‌ها احساساتي و بي‌منطق هستند؟!
مساله مهمي که ميان تفاوت‌هاي خانم‌ها و آقايان به چشم مي‌خورد، مربوط به مهارت‌هاي شناختي و هيجاني است؛ مثلا اينکه گفته مي‌شود خانم‌ها در چرخه عادت ماهانه خود، افسرده‌تر و زودرنج‌تر مي‌شوند، به‌دليل تغييرات استروژن است و باعث رفتارهاي هيجاني‌تر خانم‌ها در اين بازه‌هاي زماني مي‌شود، اما اين اتفاق فقط مخصوص خانم‌ها نيست و هورمون مردانه تستوسترون هم تحت‌تاثير عوامل مختلف، از تغذيه و خوراک گرفته تا...، کم و زياد مي‌شود و به همين دليل است که مردان گاهي صبور و گاهي پرخاشگر مي‌شوند يا زود از کوره درمي‌روند. البته همان‌طور که گفته شد، اين طور نيست که تمام رفتارهاي ما فقط تحت‌تاثير هورمون‌هايمان باشند؛ بخش‌هايي در مغز وجود دارد که مشغول کنترل و تنظيم هورمون‌ها و رفتارهاي متعاقبشان هستند. مثلا وقتي فردي عصباني مي‌شود، فرياد مي‌زند يا وقتي ناراحت است، گريه مي‌کند اما اين عکس‌العمل‌ها هميشه به همين شکل است؟! مسلما نه! ما مي‌توانيم عصبانيت، ناراحتي و ... را کنترل کنيم و با توجه به موقعيت‌هاي مختلف، عکس‌العمل‌هاي مناسبي از خود نشان دهيم.

مغز خانم‌ها کوچک‌تر است؟
امروز ثابت شده تفاوت حجم و اندازه مغز در زنان و مردان تحت‌تاثير حجم و توده بدني آنهاست بنابراين نمي‌توان گفت مغز خانم‌ها کوچک‌تر از آقايان است بلکه مغز هرکس به نوعي متناسب با جثه اوست! ضمن اينکه تعداد سلول‌هاي مغزي و ارتباط اين سلول‌ها با هم است که در مهارت‌هاي شناختي، حرکتي و... نقش زيادي دارد. همچنين تا امروز شواهد علمي موجود تفاوت‌هاي شناختي-ذهني چنداني در مغز زنان و مردان تاييد نکرده است و يکي از عوامل مهم در شکل‌گيري اين تفاوت‌ها، محيط پيرامون ماست. ضمن اينکه هنوز قسمت‌هاي زيادي از مغز ناشناخته هستند. به همين دليل است که هميشه در مورد اين مسائل و تفاوت‌هاي مغز مردان و زنان با احتياط صحبت مي‌شود چراکه هنوز شواهد مطلق و دقيقي پيدا نشده که نشان دهد درک آقايان بيشتر است يا خانم‌ها؟ يا سرعت پردازش مغز خانم‌ها بيشتر است يا آقايان؟

مغز جنسيتي!
جدا از مسائل ژنتيکي، بايد ببينيم آيا ساختار مغزي زن‌ها و مردها واقعا با هم متفاوت هستند يا نه؟ همان‌طور که انتظار مي‌رود، نتايج پژوهش‌هاي انجام‌شده نشان داده‌اند تفاوت‌هايي در بخش‌هايي از مغز زنان و مردان وجود دارد؛ از آنجا که مغز فرمانرواي بدن است و تمام اتفاق‌هايي که در بدن مي‌افتد، تحت‌امر مغز هستند، ارگان تناسلي زنانه و مردانه هم که با هم تفاوت دارند، تحت‌ فرمان بخش‌هايي از مغز فعاليت دارند. اما مغز يک بخش واحد نيست بلکه از قسمت‌هاي متفاوتي تشکيل شده که هر کدام، سازماندهي و فرماندهي بخش يا بخش‌هايي از بدن را به عهده دارند و بنابر علم نوروساينس يا علوم اعصاب امروزي، در مغز مدارهايي وجود دارد و ارتباطي که مدارها و نورون‌هاي مغزي با هم دارند، باعث ايجاد بسياري از ويژگي‌هاي زنانه و مردانه مي‌شود. مثلا آقايان توانايي جهت‌يابي بهتري دارند اما خانم‌ها حافظه کلامي و تصويري بسيار خوبي دارند و در مسائل تحليلي تواناتر از مردان هستند. آقايان کلي‌نگر هستند و به کليات هر چيز توجه دارند اما خانم‌ها هر موضوعي را با ريزترين جزئيات مي‌توانند به خاطر بسپارند. خانم‌ها توجه بسيار بهتري دارند و در تشخيص هيجان چهره نسبت به آقايان کمتر مي‌کنند، و اگر با دقت به اين تفاوت‌ها نگاه کنيم، متوجه مي‌شويم تمام اين موارد لازمه تکامل نوع بشر است و براي بقاي نسل بشر، تفاوت‌هايي در اساس ساختار فيزيکي و مغزي‌ زن و مرد وجود دارد و هيچ‌کدام نشانه ضعف يک جنس و قدرت ديگري نيست! مثلا در بخشي از مغز غده کنترل‌کننده رفتارهاي جنسي وجود دارد که اين غده در آقايان بزرگ‌تر است و در خانم‌ها کوچک‌تر. به همين دليل است که تمايلات جنسي آقايان قوي‌تر از خانم‌هاست و اين موضوع کاملا با اساس ادامه بقاي نسل بشر همخواني دارد. از طرفي، بخشي در انتهاي نخاع وجود دارد که مسئوليت مربوط به ارگاسم را در هر 2 جنس آقايان و خانم‌ها به عهده دارد اما اين غده در آقايان بزرگ‌تر است چراکه آقايان عضلات قوي‌تري براي اين کار نياز دارند و بهتر است نورون‌هاي بيشتري اين فعاليت را کنترل کنند، بنابراين تمام تفاوت‌هاي ساختاري مغز زنان و مردان ناشي از مسائل فيزيولوژيکي است که از جنس زن و مرد انتظار مي‌رود.

دکتر ملاحت اکبر فهيمي ، استاديار گروه کاردرماني دانشکده علوم توانبخشي دانشگاه علوم پزشکي ايران
تصویر


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 9 پست ] 

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com