انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:33 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 80 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5 ... 8  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: شنبه آذر 1, 93 12:50 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am
پست: 65
اینکه بو نمیاد یعنی مشکلی نیست. این تلقین های ذهنی رو بیاید از سرمون بیرون کنیم. بو نمیادها ولی اون افکار داغون رو میندازیم وسط که داره میاد. اصلا میاد ولی اگه یه اعصاب راحت داشته باشید و مثلا در جمع نباشید که نمیاد درسته؟ اگه فیزیکی بود باید همیشه خدا بدون لحظه ای وقفه میومد.
مشکل از ناحیه شکم یا مقعد نیست. چیز مشخصیه خیلی هامون پیش بهترین دکترهای مربوطه بودیم و انواع آزمایشات رو انجام دادیم و گفتند که شما هیچ مشکلی از این دو تا اندام نداری. وقتی دکتر متخصص تمام موارد رو با بهترین وسایل و امکانات چک کرده و قاطعانه میگه مشکل فیزیکی نداری یعنی نداری. من بعد از ماه ها که همه آزمایش ها رو روی من انجام دادن جلسه آخر دکتر نشست گفت شما کاملا سالمی. از نظر فیزیکی کاملا سالمی. هیچ دارویی هم نیاز نداری. اشاره کرد به اینکه مشکلم از اعصابه.
عملکرد مقعد و دفع کاملا مشخصه و چیز زیاد پیچیده ای نیست که اگه مشکل فیزیکی هست نشه تشخیص داد اونم وقتی با قاطعیت میگن مشکلی نیست. ما میخوایم به زور بگن فلان جراحی میکنیم و خوب میشید ولی خودتون هم میدونید مشکل ما از اعصابه.

بریم اعصاب رو چک کنیم ببینیم اونجا چه خبره.
میشه آسیب های اعصاب رو دو نوع در نظر گرفت یکی آسیب فیزیکی که مثلا بخشی از مغز آسیب دیده باشه که احتمال اینکه بدون ضربه خاصی آسیب دیده باشه نزدیک به صفره و همون شرایط مشکل فیزیکی رو در بالا داره که باید کنترل و فعالیت اون عضو دائمی و کاملا قطع باشه بدون هیچ پیام رسانی نه اینکه با استرس کم و زیاد بشه. از کسایی که این نوع مشکل رو دارن میشه به افرادی که هرگز نمیخوابن یا هیچ درکی نسبت به مفهموم نوشتن ندارن اشاره کرد. قسمتی از مغز که مفهوم خوابیدن رو منتقل میکنه آسیب دیده و فرد نمیتونه بخوابه یا افرادی هستند که قدرت هوشیاری شون مثل مردم دیگه هست و هیچ مشکل خاصی در دست هاشون ندارن ولی هیچ درکی از مفهوم نوشتن ندارن در حالی که کلمات رو کامل متوجه میشن ولی به دلیل آسیب به قسمتی از مغز که فرمان نوشتن میده نمیتونن بنویسن. خدا رو شکر چنین مشکلی نیست و ما توی این دسته نیستیم.

واقعا اعتقاد دارم این قرص به مرور زمان ال جی رو خوب میکنه. باور کنید. چجوری خوب میکنه؟ باید اعصاب رو بررسی کنیم که اعصاب بدن چجور از مغز دستور میگیره و به سمت عضلات میفرسته.
یه نگاه به ویکی سروتونین بندازین. سروتونین یه انتقال دهنده عصبی هست. انتقال دهنده عصبی کل دستورات مغز رو منتقل میکنه به تک تک سلول ها و اینکه چکار کنن.
ویکی انتقال دهنده عصبی: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C
" برخی از این پیامرسان‎ها تحریکی هستند و سلول هدف را برمی‌انگیزانند ولی برخی دیگر مهاری هستند و سلول هدف را مهار می‌کنند و فعالیت آن کاهش می‌دهند."

حالا مشکل ال جی از چی میتونه باشه؟
مشکل از منفی بافی و سوء کار مغز هست و دستوری که به انتقال دهنده های عصبی میده اینه که روی سلول هدف در حالی که باید از پیام رسان های مهاری استفاده کرد از پیام رسان های تحریکی استفاده بشه. حالا چرا این اتفاق میوفته؟ به دلیل کنترل نداشتن روی ذهن و احساسات و استرس و افسردگی. وقتی یه نفر که از شرایط روحی خوبی برخورداره در جمع مهمی قرار میگیره باعث میشه کمی استرس بهش وارد بشه ولی در نهایت کنترل ذهن رو در دست میگیره و به بهترین نحو در جمع حضور پیدا میکنه. این مقدار استرس خیلی هم خوبه تا فرد خودش رو جمع کنه و در بهترین صورت ممکن در جمع حضور پیدا کنه. ولی وقتی کنترل ذهن از دست انسان خارج میشه مکافات شروع میشه. توی جمع حاضر میشی و از مغزت میخوای که یه کاری کن من خوب حرف بزنم دقیقا مغز برعکس عمل میکنه و میوفتی به مِن مٍن. نکنه ال جی مشکل ساز بشه و از مغز میخوای که فعلا بیخیال بشه و دوباره شروع نکنه و تمام تلاشت رو میکنی ولی هرچی بیشتر تحویلش بگیری بیشتر بهت پشت میکنه. کسی که آی بی اس داره مگه بیشتر تو شرایط استرس زا مشکلش عود نمیشه؟ دقیقا همون موقع که نیاز داری آی بی اس بخوابه بدتر میشه.وقتی یه نفر دچار افسردگی، استرس زیاد، ال جی یا کلا اختلالات روحی میشه از یه جایی شروع شده. مثلا خیلی از آی بی اسی ها و ال جی ها و افرادی که افسردگی دارن به طور مشخص از حادثه ویژه ای در زندگیشون این اتفاق شروع شده یا بعضی ها به مرور به خاطر مشکلات زندگی شروع شده.
خیلی ها هستن تو یه مدت به دلیل مسائلی به مشکلی در بدنشون برمیخورن که جنبه عصبی داره و البته مدتی بعد خوب میشن. مثل این میمونه بدنتون ضعیف میشه و سرما میخورید حالا اگه تلاشتون رو کردید که سرماخوردگی رو خوب کنید بهبود پیدا میکنید وگرنه ممکنه علائمی ازش بمونه. این افرادی که خوب میشن داروشون پشتیبانی روحیه. اینکه اگه مثلا عزیزی رو از دست دادن میبینیم بعد از مدتی و با یه تغییر هوا و مسافرت بهتر میشن ولی اگه غم روی دلشون بمونه و سنگینی کنه ممکنه افسرده بشه یا دچار مشکلی مثل آی بی اس و ال جی بشه.
ما مشکلات و ناراحتیمون برطرف نشده و از ظرفیت خودش زده بیرون و جایی از بدن تاثیر سویی گذاشته.
حالا باید این رو بهبود بدیم. منتها یه تفاوتی داره. خیلی مهمه که مشکلت چیه مسلما ترک آی بی اس بدون ال جی راحت تره تا ال جی. اون هم به دلیل استرس بیش از اندازه ای هست که ممکنه از ال جی داشته باشی . همین امر باعث شده درصد افرادی که ال جی دارن و خوب شدن کمتر بشه. ولی واقعا این استرس دروغه. همه تا حالا فکر کردیم یه مشکل فیزیکیه حتی اگه فکر میکردیم یه مشکل روحیه باز بهش باور نداشتیم.همه تو ذهنمون این بود که این یه مشکل فیزیکیه و مشکل از مقعد هست . همون اول که این بیماری رو میگیریم میریم پیش دکتر گوارش یک نفر شده تا حالا شروع این مشکلش اولین نفر بره پیش یه روانشناس؟ باز نتیجه نمیگیریم و باز ادامه میدیم. باز نتیجه نمیگیریم و یکی میاد میگه رودم رو بردارم درست میشه یکی میخواد معدش رو برداره اون یکی میگه یه کلیه ات رو بردار درست میشه بعدی میگه کبد رو برداری بهتره بعدی میگه نه آقا مری باکلاس تره. خوشحال باشیم که خداکنه فلان مشکل رو داشته باشم جراحی کنن خوب بشم. یکی کلا میخواد خودش رو ناقص کنه ( خودمونی گفتم و شوخی البته بعضیش). خودم رو دارم میگم که قبلا اینجور فکر میکردم. خودمون رو گول نزنیم مشکل همینی هست که همه میدونیم همت کنیم این مغز رو به کنترل در بیاریم هیچ مشکل جسمی درکار نیست. الان بین بچه های اینجا هم بگردیم اونایی که روحیشون بهتره کمتر مشکل دارن.
مغز انسان خیلی پیچیده هست و تقریبا اطلاعات پزشکی در مورد مغز در حد صفره. ولی میشه به آنچه واقعا باور داریم اعتماد کنیم. مشکل ما اختلالات روحیه. این که بحث میکنم اختلالات روحی حرف بدی نیست همه این مشکلات رو دارن ولی بر ما چیره شده.
اینکه روی SSRI ها تاکید دارم واسه اینه که کاملا با تحقیق مصرفش رو شروع کردم. باور کنید دو تا پلاستیک بزرگ قرص دارم. همش رو ریختم وسط و راجع بهشون تحقیق کردم و این قرص رو پیدا کردم. روی من خیلی خوب جواب داده ممکنه روی بدن هرکس جور خاصی عمل کنه و این قرص برای اون نباشه ولی واقعا خوبه. الان آروم گرفتم و مغزم منطقی تر رفتار میکنه. از هیجانات دور شدم و همون آرامشی که همه تو تصورشونه دارم.
سروتونین به هورمون شادی معروفه. برعکس اختلالات روحی عمل میکنه حالا مغز داره درست اجرای دستور میکنه هم در خصوص استرس هم افسردگی و کلا خیلی خوب شدم.تمرکزم خیلی خوب شده و این خودش یکی از نشونه های کنترل من روی مغزمه. اینکه میگم مغز داره درست دستورات رو اجرا میکنه مثلا مثالی که قبلا زدم که قبل از مصرف این دارو رفیقام آهنگ غمگین گوش میدادن با نهایت لذت و شادی تکرار میکردن من باورم نمیشد که یک نفر بتونه اینقدر از یه چیز منفی مثبت بسازه ولی حالا منم از نظر روحی تقریبا مثل بقیه شدم. مشکل ال جی هم کم کم برطرف میشه آخه حادتر از افسردگی یا استرسه و باهاش خاطره ها دارم طول میکشه مغز قبول کنه دستورات درست رو در این خصوص اجرا کنه. میگن خنده بر هر دردی دواست واقعا راسته. این مطالب رو که نوشتم به خاطر نتیجه ای که گرفتم نبوده و حرف دلم و شاید حرف دل شما هم باشه پس حتما بخونید. زیاد هم چرت نیست.
خواستید بهترین دارو رو پیدا کنید از این سایت استفاده کنید این صفحه نظرات و امتیازدهی مصرف کنندگان سرترالین در بخش افسردگی هست. سایت خوبیه برای دریافت تجربیات مردم روی داروها: http://www.drugs.com/comments/sertraline/for-depression.html

_________________
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: شنبه آذر 1, 93 1:03 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am
پست: 65
sanaaaz1 نوشته است:
من‏ ‏دیشبم‏ ‏خوردم‏ ‏که‏ ‏دوباره‏ ‏شرو‏ ‏کنم‏ ‏داشتم‏ ‏میمردم‏ ‏میخوام‏ ‏ب‏ ‏دکتر‏ ‏بگم‏ ‏نور‏ ‏بنویسه

به نظر من شما کاملا تحقیق کنید. اینترنت منبع خوبی هست. بهترین قرصی که با علائم شما میخونه و در موارد مشابه موثر بوده رو در نظر بگیرید بعد با دکترتون مشورت کنید و مصرف کنید. به هر حال هیچکس جز خودش از مشکلاتش خبر نداره به خصوص در زمینه اختلالات روحی. منتهی باید با تحقیق پیش رفت و مصرف خودسرانه نداشت و موقع مصرف با دکتر مشورت کرد.
شما انگار یه مرحله از بقیه جلوترید همون که گفتید قبلا سرترالین مصرف داشتین و الان مشکلتون که به نظر من تا حد زیادی خوب شده و فقط انگار هنوز باور ندارید که دارید خوب میشید.

_________________
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: شنبه آذر 1, 93 5:37 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
ولی‏ ‏از‏ ‏حرکات‏ ‏بقیه‏ ‏میدونم‏ ‏هست‏ ‏قبل‏ ‏داروهم‏ ‏بورو‏ ‏نمیفهمیدم‏ ‏این‏ ‏واسه‏ ‏بچه‏ ‏ها‏ ‏ومن‏ ‏ثابت‏ ‏شدس‏ ‏که‏ ‏بوی‏ ‏خودمونو‏ ‏نمیفهمیم‏ ‏و‏ ‏واسم‏ ‏خیلی‏ ‏شرماور‏ ‏که‏ ‏راجبش‏ ‏حرف‏ ‏میزنم‏ ‏کاش‏ ‏حرفاتون‏ ‏درست‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏خوب‏ ‏بودیم.وقتی‏ ‏رفتم‏ ‏دکتر‏ ‏گفت‏ ‏در‏ ‏اوایل‏ ‏بیماری‏ ‏ارتباط‏ ‏تلقین‏ ‏و‏ ‏فکر‏ ‏با‏ ‏بیماری‏ ‏کمک‏ ‏کنندس‏ ‏اما‏ ‏در‏ ‏مورد‏ ‏ما‏ ‏که‏ ‏چند‏ ‏سالی‏ ‏هست‏ ‏مریضیم‏ ‏کمک‏ ‏کننده‏ ‏نیست.و‏ ‏واقعا‏ ‏هم‏ ‏راست‏ ‏گفت‏ ‏چون‏ ‏من‏ ‏همه‏ ‏راههارو‏ ‏رفتم‏ ‏اما‏ ‏در‏ ‏مورد‏ ‏شادی‏ ‏میتونم‏ ‏بگم‏ ‏شاد‏ ‏موندن‏ ‏طولانی‏ ‏و‏ ‏ناراحت‏ ‏نشدن‏ ‏طولانی‏ ‏منظور‏ ‏اینکه‏ ‏ثابت‏ ‏شاد‏ ‏باشیم‏ ‏و‏ ‏ناراحت‏ ‏نشیم‏ ‏واقعا‏ ‏کمک‏ ‏کنندس‏ ‏حتی‏ ‏تو‏ ‏حالت‏ ‏عادی‏ ‏باشیم‏ ‏نمیشه‏ ‏حتما‏ ‏باید‏ ‏شاد‏ ‏بود.خیلی‏ ‏کمک‏ ‏میکنه‏ ‏اما‏ ‏فقط‏ ‏چند‏ ‏ساعت‏ ‏غصه‏ ‏وضع‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏اول‏ ‏بدتر‏ ‏میکنه.

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


آخرین بار توسط sanaaaz1 در یکشنبه آذر 2, 93 1:09 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 12:26 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه مهر 8, 92 11:27 am
پست: 27
-


آخرین بار توسط امیر در دوشنبه آذر 3, 93 10:55 am ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 12:37 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه مهر 8, 92 11:27 am
پست: 27
-


آخرین بار توسط امیر در یکشنبه آذر 2, 93 11:15 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 1:05 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am
پست: 65
sanaaaz1 نوشته است:
ولی‏ ‏از‏ ‏حرکات‏ ‏بقیه‏ ‏میدونم‏ ‏هست‏ ‏قبل‏ ‏داروهم‏ ‏بورو‏ ‏نمیفهمیدم‏ ‏این‏ ‏واسه‏ ‏بچه‏ ‏ها‏ ‏ومن‏ ‏ثابت‏ ‏شدس‏ ‏که‏ ‏بوی‏ ‏خودمونو‏ ‏نمیفهمیم‏ ‏و‏ ‏واسم‏ ‏خیلی‏ ‏شرماور‏ ‏که‏ ‏راجبش‏ ‏حرف‏ ‏میزنم‏ ‏کاش‏ ‏حرفاتون‏ ‏درست‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏خوب‏ ‏بودیم.

درسته که بحث جالبی نیست ولی چیزی نیست که تقصیر ما باشه و گرفتارش شدیم و باید حلش کنیم. با فرار کردن چیزی درست نمیشه.
بذارید بگم این مشکلم از کجا شروع شد.
من این مشکل رو روزهای اول مهر سال اول دبیرستان گرفتم.
یه کم از جلوتر بگم از یک سال بعد از شروعش. روز اول مهر بود و من رشته کامپیوتر رو انتخاب کرده بودم و میخواستم اولین روز رو تجربه کنم. اما تصور من از بچه هایی که میان این رشته چی بود؟ همیشه تصور میکردم که همه خیلی چیزهای کامپیوتر رو میدونن. میگفتم منی که چیز زیادی نمیدونم( در حالی که اون موقع به نسبت سن خودم زیاد با کامپیوتر کار کرده بودم.) توی کلاس از بقیه کم میارم و حتی به اخراج شدن و ... فکر میکردم. اما وقتی کلاس ها شروع شد و البته چند روز که گذشت دیدم هیچکدوم هیچی بارشون نیست. توی اون جمع من از همه هم درسم بهتر بود هم سواد کامیوتریم. گفتم بعد از چند روز آخه بین تلقین سویی که به خودم کرده بودم و واقعیت که با چشم های خودم میدیدم گیر کرده بودم و طول کشید که واقعیت رو قبول کنم.
این یک مثال بود در حالی که از بچگی که یادم میاد همین حس رو داشتم و در برخورد با اولین ها همیشه یه ترسی داشتم و به خودم تلقین میکردم که نمیشه و نمیتونم و واقعا هم نمیشد. در حالی که تواناییش رو داشتم ولی به خاطر تلقین نمیشد که بشه. خیلی موارد هست که مثال بزنم و هر جا که یادم میاد همیشه اولش خیلی بد کار میکردم و خیلی از موارد اون کار رو پیچوندم. سال اول ابتدایی من درس نقاشی رو 19 گرفتم. یکی دو تا از بچه ها بودن که از قبل کلاس میرفتن و استادانه نقاشی میکشیدن. من به بقیه توجه نمیکردم و فقط به این دو نگاه میکردم. موقع امتحان اینقدر نقاشی افتضاحی کشیدم که اینجوری نمره گرفتم دلیلش هم بد بودن نقاشیم نبود اینقدر به خودم تلقین کرده بودم که من نقاشیم افتضاحه که واقعا افتضاح نقاشی کشیدم.
سال اول راهنمایی معدل ترم اولم نسبت به پنجم دو سه نمره افت کرد. از یه مدرسه خیلی خوب اومده بودم توی یه مدرسه ای که هیچکس درس خون نبود ولی من ترم اول از خیلی ها بدتر نمره گرفتم. زبان که داشتن تازه یاد میدادن همه بچه های خنگ کلاس هم تا حدودی یاد گرفته بودن ولی من هیچی. از همه ضعیف تر بودم و معدل ترم اولم فکر کنم 10، 12 شد. منتها پدرم گفت که راحته و میتونی و اینا و من ترم دوم هم انگلیسی 20 شدم هم معدل ترمم از همه بهتر شد. اینکه پدرم به من روحیه داد دلیلش این بود که میدونست درسم خوبه و از طرفی چون خودش معلمه میدونست بقیه چه خنگایی هستن و من فقط ترسیدم و به خودم تلقین کردم ولی در خیلی جاهای دیگه کمکم نکرد. یعنی هیچکس نبود که کمکم کنه و از همین ضربه خوردم.
یکی از بچه های کلاس بقلی بود که همش از خودش باد در میکرد و البته انگار دستی بود. همش دفتر و شکایت بود از بچه ها. نه اینکه مثل مشکل ما یه بوی مختصر و قابل تحملی بیاد اون کلا بیرون میداد و غیرقابل تحمل بود. سال بعد افتاد تو کلاس ما البته جوری کار میکرد که هیچکس نفهمه کار اونه. خیلی از معلم ها حرف هایی میزدن که اگه مشکلی داره فلان و چنان.
توی متن بالا جای خاطره ها رو پس و پیش نوشتم و از دوم هنرستان شروع کردم بعد اول ابتدایی و راهنمایی حالا برم سراغ اول دبیرستان که مشکلم شروع شد.
اون زمان من بعد از ابتدایی اولین بار به مدرسه ای میرفتم که خیلی خوب بود. مدرسه نمونه بود و شما حساب کنید وقتی راهنمایی با اون بچه های خنگ اونجور شد حالا چی میشه؟
خوب موقع بلوغ بود و تغییرات ظاهری و من نه که قیافم بد باشه ولی از اون موقع چنین تصوری در من ایجاد شد که زشتم یا مثلا بد راه میرم و بقیه که میخندیدن فکر میکردم به من میخندن. حالا اون تلقین اشتباهی که من نسبت به توانایی بقیه داشتم شده بود تلقین به اینکه من از نظر جسمی و ظاهری مشکل دارم. البته میبخشید این رو میگم( اصلا برام راحت نیست این رو بگم ولی باید گفت.) این تلقین رو داشتم که خوب خودم رو طهارت نمیکنم و بو میاد و بارها و بارها آب میریختم. در حالی که الان که به واقعیت ها فکر میکنم میبینم که همش تلقین بوده. + همون مسئله دوران راهنمایی که بالا گفتم. خلاصه اینکه چیزی نگذشت که من یه روز که سر کلاس بودم و کاملا هم اون لحظه یادمه و این مسئله توی ذهنم بود ال جی شروع شد و صحنه ای که هم نیمکتیم یجوری جلوی بینیش رو گرفت هنوز در ذهن دارم. ... و تا موقعی که یه سری قرص ها مثل نورتریپتیلین و تری فلئوپرازین خوردم. یه تلقینی هم دکترم کرده به من که حتما مشکلت رو رفع میکنه. بعد از یکی دو هفته که تاثیر دارو شروع و کم کم بالا رفت کاملا خوب شدم و بگم که واقعا هم خوب شده بودم نه اینکه فکر کنم. از کنار خیلی ها رد میشدم و واکنشی نشون نمیدادن. یه عطری گرفته بودم وقتی به جمعی میرفتم میگفتن چه خوش بو هست و ... همین تجربه رو هم شما هم داشتید. بار اولی که قرص اعصاب خوردید رو به یاد بیارید اگه اون قرص به بدنتون میخورده و از طرفی این باور رو داشتید که مشکل حل شده و اینا توی یه مدت واقعا خوب بودید. شما نگاه کنید خیلی وقت افرادی که مریض میشن روی همینه و حتما شنیدید که مثلا دکتر یه قرص بی ربط بهش میده و بهش تلقین میکنه که حتما خوب میشی و اونم کاملا خوب میشه. منتها این مشکل شدیدتر هست و به خاطر حضور در جمع و اینکه هر روز باید با افراد مختلف دیدار کنیم هنوز اون مسئله یادمون میاد و کم کم اون باوری که خوب شدیم از بین میره و روز از نو و روزی از نو.
من به خاطر سرترالین دیشب خوابم نمیبرد چند ساعت چشمام رو بستم ولی باز یه ذره خواب به چشمم نیومد. قبلا یه مطلبی رو سرچ کرده بودم و نصف شبی رفتم سراغش. خواب مصنوعی! سرچ کنید ببینید چیه. توی این مطالبی که گفته بود برای این نبود که واقعا خوابتون ببره و در نهایت باید مراحل خواب چند دقیقه ای رو برگردونید و بیدار بشید ولی من برش نگردوندم و صحنه بعدی که متوجه شدم اینه که از اون موقع چند ساعت گذشته و من خواب بودم و حالا بیدار شدم.
درباره هیپنوتیزم شنیدید که؟ اصلا شعبده بازی چجوره؟ اینا همش کار تلقینه.
یه فیلمی به نام شوخی با ستارگان هست که یه نام های دیگه ای هم داشته باشه( ایرانیه). در واقع دوربین مخفیه. کلا با تلقین دوربین مخفی رو پیش میبرن. حتما ببینید.
لطفا این مطلب رو کامل بخونید ارزشش رو داره

_________________
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 1:20 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
ببخشید‏ ‏حرفم‏ ‏بی‏ ‏ربط‏ ‏با‏ ‏شماس.بچه‏ ‏ها‏ ‏یچی‏ ‏جالب‏ ‏چرا‏ ‏هرکی‏ ‏اسم‏ ‏کامپیوترو‏ ‏میاره‏ ‏شغلشه‏ ‏درسشه‏ ‏یا‏ ‏مثه‏ ‏من‏ ‏معتادشه‏ ‏ال‏ ‏جی‏ ‏داره‏ ‏قدیما‏ ‏میگفتن‏ ‏مغزو‏ ‏میخوره.من‏ ‏کار‏ ‏نمیکنم‏ ‏بهترم‏ ‏و‏ ‏کار‏ ‏میکنم‏ ‏واقعا‏ ‏بدترم‏ ‏از‏ ‏چشو‏ ‏بینیم‏ ‏اب‏ ‏میره‏ ‏ی‏ ‏نظر‏ ‏کلی‏ ‏بدین‏ ‏خیلی‏ ‏جالب‏ ‏شد....و‏ ‏اما‏ ‏حرف‏ ‏شما‏ ‏در‏من‏ ‏کامل‏ ‏میدونم‏ ‏چی‏ ‏میگید‏ ‏این‏ ‏بیماری‏ ‏میره‏ ‏میاد‏ ‏میدونستید؟پس‏ ‏نمیشه‏ ‏گفت‏ ‏تلقین‏ ‏تا‏ ثیر‏ ‏داره‏ ‏یا‏ ‏نه‏ ‏اوایل‏ ‏داره‏ ‏اما‏ ‏وقتی‏ ‏ال‏ ‏جی‏ ‏تمام‏ ‏عیار‏ ‏شین‏ ‏دیگه‏ ‏تلقین‏ ‏بی‏ ‏تاثیره‏ ‏ااما‏ ‏در‏ ‏شروعش‏ ‏اره‏ ‏رو‏ ‏منم‏ ‏تاثیر‏ ‏داشته‏ ‏باعث‏ ‏شد‏ ‏بدتر‏ ‏شم‏ ‏اما‏ ‏تلقین‏ ‏خوب‏ ‏بهترم‏ ‏نمیکنه‏ .درمورد‏ ‏خواب‏ ‏که‏ ‏گفتین‏ ‏جالبه‏ ‏توضیح‏ ‏بیشتر‏ ‏میدید‏ ‏یجورایی‏ ‏با‏ ‏قرصا‏ ‏تجربش‏ ‏کردم.؟

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 6:01 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: چهارشنبه مرداد 9, 92 8:09 am
پست: 65
sanaaaz1 نوشته است:
ببخشید‏ ‏حرفم‏ ‏بی‏ ‏ربط‏ ‏با‏ ‏شماس.بچه‏ ‏ها‏ ‏یچی‏ ‏جالب‏ ‏چرا‏ ‏هرکی‏ ‏اسم‏ ‏کامپیوترو‏ ‏میاره‏ ‏شغلشه‏ ‏درسشه‏ ‏یا‏ ‏مثه‏ ‏من‏ ‏معتادشه‏ ‏ال‏ ‏جی‏ ‏داره‏ ‏قدیما‏ ‏میگفتن‏ ‏مغزو‏ ‏میخوره.من‏ ‏کار‏ ‏نمیکنم‏ ‏بهترم‏ ‏و‏ ‏کار‏ ‏میکنم‏ ‏واقعا‏ ‏بدترم‏ ‏از‏ ‏چشو‏ ‏بینیم‏ ‏اب‏ ‏میره‏ ‏ی‏ ‏نظر‏ ‏کلی‏ ‏بدین‏ ‏خیلی‏ ‏جالب‏ ‏شد....و‏ ‏اما‏ ‏حرف‏ ‏شما‏ ‏در‏من‏ ‏کامل‏ ‏میدونم‏ ‏چی‏ ‏میگید‏ ‏این‏ ‏بیماری‏ ‏میره‏ ‏میاد‏ ‏میدونستید؟پس‏ ‏نمیشه‏ ‏گفت‏ ‏تلقین‏ ‏تا‏ ثیر‏ ‏داره‏ ‏یا‏ ‏نه‏ ‏اوایل‏ ‏داره‏ ‏اما‏ ‏وقتی‏ ‏ال‏ ‏جی‏ ‏تمام‏ ‏عیار‏ ‏شین‏ ‏دیگه‏ ‏تلقین‏ ‏بی‏ ‏تاثیره‏ ‏ااما‏ ‏در‏ ‏شروعش‏ ‏اره‏ ‏رو‏ ‏منم‏ ‏تاثیر‏ ‏داشته‏ ‏باعث‏ ‏شد‏ ‏بدتر‏ ‏شم‏ ‏اما‏ ‏تلقین‏ ‏خوب‏ ‏بهترم‏ ‏نمیکنه‏ .درمورد‏ ‏خواب‏ ‏که‏ ‏گفتین‏ ‏جالبه‏ ‏توضیح‏ ‏بیشتر‏ ‏میدید‏ ‏یجورایی‏ ‏با‏ ‏قرصا‏ ‏تجربش‏ ‏کردم.؟

من از اینجا دیدم. http://www.alimoosaei.blogsky.com/1388/09/22/post-2/
با اون آرامش درونی و تلقین ( نه آرامش معمولی) دیگه اون قسمت آخرش که برگشتن به هوشیاری هست رو انجام ندادم و سریع خوابم برد.

_________________
در اوج نا امیدی خدا دستم رو گرفت.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 9:15 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
خيلي کار سختي من گاهي ناخوداگاه اينطور ميشم منتظر ميمونم شدم تلقين خواستمو ميگم دکترم گفته بود اگه قرصا کمک نکنن اينکارو ميکنه.هيپنوتيزم.ممنون از لينکي که دادين.

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re: سرترالین
پستارسال شده: یکشنبه آذر 2, 93 9:59 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه مهر 8, 92 11:27 am
پست: 27
-


آخرین بار توسط امیر در دوشنبه آذر 3, 93 10:54 am ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 80 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4, 5 ... 8  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com