انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 8:53 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 15 پست ]  به صفحه برو 1, 2  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: چهارشنبه مرداد 1, 93 6:53 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه فروردین 22, 93 9:14 pm
پست: 87
یکی از جاهای که من خیلی مشکل دارم رفتن به آرایشگاه برای اصلاح موی سر است چون آرایشگر برای کوتاه کردن موی سر مان تقریبا نیم ساعت خیلی نزدیک مان است به همین خاطر همش آدم نگرانه که بوی حس کنه به همین دلیل من همش دیر به دیر به آرایشگاه می روم حتی تا چهار ماه هم شده البته هر دفعه یک آرایشگاه جدید می روم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه مرداد 1, 93 7:37 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
جانا سخن از زبان ما می گویی. من برای تابستون مو رو از ته می زنم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه مرداد 18, 93 9:11 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: جمعه فروردین 22, 93 9:14 pm
پست: 87
دوستان نگفتید هر چند وقت یکبار به آرایشگاه می روید من دو هام یکبار


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه مرداد 18, 93 12:43 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: پنج شنبه بهمن 19, 91 8:20 pm
پست: 269
محل اقامت: فارس
من در کل زیاد سلمونی نمیرم
مثلا سه ماهی یکبار روتین میرم
اما راسیتش اصلا این قضیه ال جی اذیتم نکرده و اصلا شاید اون لحظه واسم مهم نبوده، آخرین سری که رفتم سلمونی حدود 20 روز پیش بود، رفتم سلمونی دانشگاه 3 نفرم جلوم بودن و حدود 45 مین منتظر نشستم تا نوبتم شد
بچه ها قبول دارم این ال جی یه چیزیه که وجود داره و واقعا دهن سرویس کنه، اما بنظر من به طرز فکر و نگرش ما هم بستگی داره، اگه وبلاگ منو بخونید متوجه میشید یکی از اولین پست هایی که گذاشتم توش در مورد سفر با اتوبوس و بدبختی هاش و آبروریزی هاش نوشتم و کلی دردل کردم، اما چند روز پیش که با اتوبوس از تب اومدم تهران و از تهران همون شبش اومدم شیراز شاید سرجمع حدود 25 ساعت تو اتوبوس بودم و رعایت غذایی خاصی هم نکردم اما از اول گفتم هر چه بادا باد من که عمدا این کارو نمیکنم هر کی هم میخواد واکنش نشون بده و از همین رو راحترین سفرم توی این 2-3 سال بیماریم بود
من بین بچه های ال جی افرادی رو دیدم که خیلی از من روحیشون بهتره، هم پسر و هم دختر، و تا جایی که من باهاشون در تماسم یا از نزدیک چندین بار دیدمشون یه جورایی تو دلم تحسینشون می کنم، بچه ها این عده خیلی راحت تر از ماها زندگی می کنن و اینو هم بهتون بگم این دو تا دوستی که من میگم هم دوره بحرانی خودمون رو گذروندن تا به اینجا رسیدن و اگه ما بتونیم از همین الان قبل از اینکه خیلی دیر بشه طرز فکرمون رو عوض کنیم بهتون قول میدم زندگی راحتری خواهیم داشت


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه مرداد 19, 93 8:35 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
من با سلماني رفتن مشكل دارم چون مجبورم بيست دقيقه قيافه نحيف خودم را در آينه ببينم.(تحمل كنم)
چقدر بده آدم از قيافه خودش خوشش نياد! :?


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه شهریور 29, 93 6:08 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 31, 92 8:11 am
پست: 35
محل اقامت: تهران
اخرین باری که من رفتم سلمونی یه ماه پیش بود راستش اوایل بیماریم برام سخت برم ولی الان زیاد برام مهم نیس دیدن خودم تو اینه هم اذیتم نمی کنه اخه من عینکیم اونجا هم باید عینک رو برداری وقتی هم که عینک نباشه چیزی قابل رویت نیس برام فک نکنید کورم ولی بدون عینک واقعا زندگی تیره و تاره خدایا این روشنی چشم رو از هیچ کس نگیر الهی امین بگذریم حالا ارایشگره
فقط موهامو خراب نکنه بقیش زیاد سخت نیس امروزم می خاستم برم ارایشگاه که دیدم شلوغه منم که گرفتار :o وقت ندارم وایسم :lol: گفتم برم خرید برگشتنی میرم شانسی انقد بارم سنگین بود که گذاشتم برا یه روز دیگه


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 16, 93 1:01 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 11, 93 1:52 am
پست: 56
سقف دغدغه فردام رفتن به سلمونی است.خدا بهم رحم کنه.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه اسفند 17, 93 10:37 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
من برای سلمانی رفتن یک پیشنهاد دارم که می خواهم خودم هم عمل کنم:
از آقای سلمانی موقعی که سرش خلوت است می خواهم که چون من ناراحتی گوارشی دارم لطفا ساعتی را که خلوت هستید را مشخص کنید تا من در آن ساعت بیایم. اغلب سلمانی ها ، صبح اول وقت سرشان خلوت می باشد.
اگر موقع اصلاح ، هم تنها بودیم و فرصت پیدا شد در مورد مشکل گوارش و اینکه ناراحتیم چه هست صحبت می کنم؟

وای که چه احساس اعتماد به نفس بالایی به من دست می دهد وقتی فکر می کنم که قرار است در مورد مشکل روده ام با سلمانیم صحبت کنم. :lol:

راستش آخرین باری که سلمانی رفتم سلمانی مجبور شد بدون آنکه حرفی بزند در یک روز خیلی سرد زمستان، مجبور شد در را باز کند. مشتری دیگری هم بعد از من بود.
به احتمال زیاد ، سلمانی و مشتری بعدی فکر کردند من از روی بی ملاحظگی گاز روده ام خارج شده.
اگر من با این افشاگری طرز فکر آنها را عوض کنم. احتمالا فکر آنها به این عوض می شود: "خدا کمکش کند. می بینم آدم محجوبی هم است بهش نمی آید عمدا اینکار را کرده باشد. خدا را شکر که من این مشکل را ندارم."

این مطلب را هم بیاد داشته باشیم که سلمانی نمی خواهد حتی یک مشتری را از دست بدهد ولی مطمئنا نمی خواهد یک مشتری باعث فراری دادن سایر مشتریان هم شود. با مطرح کردن موضوع ، خود سلمانی راه حلی ارائه خواهد داد.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اسفند 18, 93 1:41 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
من خودم دست به کار شدم و کارای آرایشی رو یاد گرفتم با سرچ در اینترنت و آزمون و خطا وی سر بیچاره ی خودم...!..آخرین باری که رفتم آرایشگاه یکسال پیش بود موهامو کوتاه کردم یکم....
ولی کارهای اصلاح صورت و ابرو و رنگ و مش مو و.... میک آپ رو خودم همیشه انجام میدم تا نرم آرایشگاه
خاطره های خیلی بدی دارم :(( خیلی عذاب آوره رفتن به آرایشگاه.....
الانم دم عیدی عزا گرفتم هم برای آرایشگاه رفتن هم دکتر دندان پزشک رفتن هم عید دیدنی هم خرید لباس و......و....
کم تحرکی و کمکاری تیروئید شدید .....چاقم کرده و باعث شده خجالتی تر بشم.روم نمیشه برم مانتو بخرم از سایزم و نیشخند دخترای فروشنده خجالت میکشم...از وقتی اون سوزنها رو قورت دادم و آی بی اسم بدتر شد معده ام شدید ورم کرده و درد های ناگهانی داره . خیلی بزرگ و سفت شده و غذا رو خصوصا گوشت رو نمیتونم هضم کنم به خاطر همین مسئله و بخاطر عاطفی بودن زیادم ( که دلم برای حیوانات خیلی میسوزه)وجترین شدم اگر مامانم بذاره و بهم اصرار نکنه گوشت بخورم..دوست داشتم همیشه ماه رمضون بود تا با بهانه اینکه روزه ام از غذا خوردن فرار کنم !!


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اسفند 18, 93 8:34 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 11, 93 1:52 am
پست: 56
خوش به حال دخترا که مجبور نیستن هر ماه برن موهاشون رو کوتاه کنن.من بدبخت مجبورم هر 40 روز یک بار باید برم سلمونی چون موهام یکم فر داره اگه دیرتر بشه بدجور موهام زشت میشه.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 15 پست ]  به صفحه برو 1, 2  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com