یکی دو ساله سخت مشغول تایپم تو خونه... چون کل خرجمو خودم میدم .. کار در منزل فقط همین.
امشب بعد عمری گفتم به ترس از حضورم در اجتماع غلبه کنم حقوقمو برداشتم رفتم برای عید خریدی انجام بدم موتور سوار کیفمو زد کلی تو خیابون گریه کردم آی بی اسم بدتر هم شد ........... وقتی رفتم کلانتری کلی خجالت میکشیدم از ال جی..واکنش نشون میدادن:((
بد تر از همه عینکمم توی کیفم بود من شماره چشمام بالاست بخاطر تایپ زیاد و قوز قرنیه که ارثی دارم . بدون عینک الان دارم کار میکنم و هنوزم بیدارم تا تایپای فردا رو آماده کنم اما به سختی میبینم . وقتی کیفمو زد شماره پلاکو ندیدم..... نمیدونم چیکار کنم.باید از اول برم چشم پزشک شماره عینکمو در بیارند بعد سفارش عینک بدم . شیشه هاش باید فشرده باشند اینجا میزنند و اگر نگند بعد تعطیلات عید ، عینکمو باید از تهران ارسال کنند . من بدون عینک هیچی نمیبینم

( چجوری کار کنم این چند روز از کار بیرونم میکنند
الانم 8 صبح باید برم کلانتری که بازجویی رو پر کنم و شکایتمو بفرستند بالا نمیدونم چجوری برم تو رو خدااااا دعام کنید و انرژِ مثبت بفرستید
.از خودم بدم میاد چند ساله خودآزاری میکنم حتما خدا دوستم نداشته که این بیماری رو بهم داده یا کمکم نمیکنه تو درمان........وگرنه سرطانیها رو شفا داده..کاش سرطان داشتم لااقل میدونستم بعد چند وقت میمیرم اینجوری شاید تا 60 سالگیمم همین خفت و درد و بدبختی رو باید بکشم....کاش میمردم کاش امشب میپریدم جلوی یک ماشین لعنت به این زنده مانی کرم خاکی هم مثل من زنده اس فقط.
قرصهای بیسموت ساپ سیترات آریا هم میخورم ولی تو واکنش اطرافیانم تاثیری نداشته ...من خروج گاز ندارم نشتی گاز روده هست به نظرم . مگر این قرصها جذب کننده ی گازهای روده نیست؟ چرا تاثیری نداشت ؟... یعنی مارک خارجی هم داره و این مارک که تهیه کردم به درد نخور بوده یا چیز دیگه ای؟
من از 12 یا 13 سالگی این جوری شدم . از بالکن خونه به ته راه پله های زیر زمین در حیاطمون افتادم داشتم از دست خواهرم که میخواست کتکم بزنه فرار میکردم که پرتاب شدم و سقوط کردم که باعث آسیب به کمرم شد یبار دیگه هم بعد چندماه افتادم داخل چاله کنتور آّب که باعث شد لگن و استخوان ران پام از جا در بره .
بعد اون چون نمیتونستم خوب راه برم طبعا کمی تپل شدم و از طرفی اجابت مزاجم فقط هفته ای یکبار بود اونم با مشقت زیاد !! گاهی وقتها شاید میشد ده روز هم هیچ دفعی نداشتم و خیلی دردهای شکمی زیادی داشتم
همون وقتها یکی از پزشکان عمومی شک به کمکاری تیروئید داشت و از مادرم خواست منو برای آزمایش غدد بفرستند که اهمال خانوادم و نرفتن برای آزمایش تیروئید باعث شد بیماریم تشخیص داده نشه . بعد ایام عید که یک شسته بند اومد خونه و ران پامو جا انداخت ..چند وقت بعد تو مدرسه متوجه مشکلی که پیش اومده برام یعنی ال جی شدم و خدا میدونه چه عذابی کشیدم.
من 23 سالگی که مستقل شدم خودم رفتم دکتر و آزمایش و...تشخیص کمکاری تیروئید دادند در حال حاضر ناشتا 3 قرص ال تیروکسین سدیم 100 میخورم ولی فرقی نداره و گلوم بشدت متورمه
در حال حاضر چد روزه بشدت دارم تلاش میکنم خودمو قانع کنم به زنده موندن...
از آخرین خودکشیم چندین سال میگذره . این مدت ا خودکشی های ناموفق آسیبای جسمی زیادی به خودم زدم معدم رو داغون کردم ....یادمه قبلا همه تلاشمو میکردم خودکشیم به صورتی نباشه که بعد من خانوادم زجر بکشند یا مورد تهمت و اذیت قرار بگیرند بخاطر من . اندازه کافی باعث شرمشون شده بودم... واسه همین فقط سم و بسته های دیازپام و سوزن و...خوردم که بخاطرش دارم دردهای گوارشی زیادی رو تحمل ن میکنم .چکاپ نکردم ولی معده و کبد داغونی باید داشته باشم.
الان که بعد اینهمه سال فمیدم مشکل من بیماریه صبورتر شدم.شاید اگر از اول میدونستم همچین چیزی هست و من همدرد هایی در ایران دارم هیچوقنت خودکشی نمیکردم.از مدیر و کاربران سایت منونم بخاطر این اطلاعات مفید و بروز رسانی سایت