انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 5:36 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 90 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 5, 6, 7, 8, 9
نویسنده پیغام
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 19, 93 6:21 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
مرسی پگاه جان پس امیدی به خریدن این دستگاه ها و کارآمدی شون نیست.......بازم به در بسته خوردم.


آخرین بار توسط نور امید در چهارشنبه اسفند 20, 93 4:48 am ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 19, 93 6:59 pm 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
پس ماها خیلی .... بودیم تا حالا ادامه دادیم :? ;) این دفعه ای قبل شروع ازمون داشتم با پشت سریم میحرفیدم دیدم سوز میاد دیدم پنجره ای بازه بعد دختره خودش زحمت کشید بست. :P
انقدر سخت نگیرید. :|


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه اسفند 22, 93 9:56 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
نه فرشته جان عزیزم من همچین حرفی نزدم . شما معمولا بعد داتشجو شدن و بعد دوره نوجوانی این مشکلو پیدا کردید من اوایل سن بلوغ ....دوم راهنمایی بعد اینکه تو عید نوروز ران پام که از جا در رفته بود رو شکسته بند خونگی آوردند و جا انداخت و من یک هفته بی حرکت دراز کشیدم ..بعد 13 فروردین که رفتم مدرسه رفتارهای اطرافیانم نشون میداد بویی میاد منم گاهی بو رو میفهمیدم و اصلا متوجه نمیشدم منم و خودمم واکنش نشون میدادم!!!!!!!
بعد فهمیدم بدون اینکه گازی دفع کنم بدون اینکه خروج گاز داشته باشم این بو ظاهرا با منه..تو یه ماه بالای 10 کیلو از غصه و افسردگی شدید وزن کم کردم. بدنم داغ میشد گر میگرفتم انگار اسید تو خونمه میسوختم. خصوصا پشت گردن و سرم سوزش شدید حس میکردم
بعضی وقتها چند ماه حالم خوب بود حتی فکر میکردم درمان شدم و با خوشحالی و انگیزه بالا کلاس های تابستونی شرکت میکردم یا برای اردوها ثبت نام میکردم .... یهویی چند روز مونده به آغاز یا موقع امتحان برای مدرک کلاسهای فنی حرفه ای ال جی شروع میشد سر امتحان نمیرفتم یا اردو شرکت نمیکردم....یهویی بعد چندماه آی بی اسم شروع میشد در سال حدود دو سه مرتبه برای نزدیک یک ماه ال جی بی دلیل شروع میشد اونم فکر کنم موقع امتحانات یا ایام عید بود که استرس دید و بازدید و رسومات و..داشتم.....
بعد چند سال تحمل این وضع و مبارزه و مقاومت نشون دادن آخرش خورد شدم.نا گفته نماند از 12 -13 سالگی تا الان من بالای 6 بار خودکشی کردم از زدن رگ بگیر تا خوردن مرگ موش و خوردن سوزن و...طاقت اینکه همین بلاها تو محیط مختلط دانشگاه هم سرم بیاد و همین توهینها و تحقیرها رو اونجا هم ببینم نداشتم .سر کنکور نرفتم .... من از خانواده و فامیل به نوعی طرد شدم
..همیشه خودمو سرزنش میکردم و از خودم متنفر بودم
بدبختانه شخصیت خیلی آرمانگرایی دارم خیلی از خودم توقع دارم یا باید تو زمینه ای که درش مشغولم بهترین باشم یا قیدشو میزنم یا باید تو ورزشی که میرفتم از نفرات برتر اون رشته ورزشی میشدم یا قید باشگاه و ...رو میزدم یا باید از رتبه های خوب کنکور میشدم یا قید درس رو میزدم ...آخرشم نتیجه این شد که با این آی بی اس قید همه چیز رو زدم....الان هیییییییییچ چی نیستم منفعل و مستاصل.....الانم تا چند سال پیش حتی قید زنده بودن رو هم زده بودم.
یا همه چیز یا هیچ چیز....این خیلی بده و یه مشکله روانیه که من دارم.......از خودم همیشه متنفر بودم و این بزرگترین اشتباه من بود فکر میکم آی بی اس درس بزرگی بهم داد ...کمتر از قبل از خودم کار میکشم کمتر خودمو سرزنش میکنم زندگیو راحت تر میگیرم....


آخرین بار توسط نور امید در جمعه اسفند 22, 93 10:00 pm ویرایش شده است، در کل 2 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه اسفند 22, 93 4:05 pm 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
نه عزیزم ما که این حرفا باهم نداریم خدا شاهده اون حرفم شوخی بود :)
اینکه تا اینقدر به فکر دیگرانید نشون دهنده خوبی و وجدان شماست.
من ترم دوم دانشگاه به این مصیبت عظمی دچار شدم. 8-)
تمام بدبختی هام بخاطر فکر کردن به یک چیز بیخود و بعدش استرس زیااااااااد بعد دیگه مابقی خودشون کم کم تشریف فرما شدن.
واقعا حیف شما با این همه استعداد ....نمیدونم حکمت خدا چیه. :!:


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 26, 93 7:57 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
امروز رفتم سلمانی. دو نفر مشتری داشت. به سلمانی گفتم من بیرون ایستاده ام تا نوبتم شود.
کمی به نوبتم که ماند داخل رفتم.
مشتری قبلی رفت و من روی صندلی نشستم و بعد از من هم کسی نبود.
دیدم ال جی اذیتم می کند و باز فکر و خیالها شروع می شود.
به آقای سلمانی جریان اینکه من بیماری گوارشی دارم و علایم اش اینطور است و معذرت خواهی که اگر اذیت می شوید.

آقای سلمانی هم گفت: برای اینکه راحت باشیم در را هم باز می کنیم.
سر صحبت باز شد و در جریان اصلاح همش صحبت کردیم و نیم ساعت بعد از پایان اصلاح هم نشسته بودم و با سلمانی حرف می زدم.

از سلمانیکه بیرون آمدم احساس خوبی داشتم مخصوصا که با سلمانی محله هم دوست شده بودم.

پس این ال جی زیاد هم بد نیست. بهانه ای است برای باز شدن سر صحبت.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 26, 93 8:01 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
چند روز پیش باید برای آزمایش خون رفته بودم.
باز ال جی ام شدید بود. در اتاق خونگیری به آقایی که آنجا بود. گفتم "من بیماری گوارشی دارم و نمی توانم نفخ م را کنترل کنم می بخشید بی ادبی نیست. بیماریست."

باز هم سر صحبت باز شد و در پایان گفت: "اگر بخواهید می توانم جواب آزمایش شما را جلو بیندازم."
و من تشکر کردم و گفتم عجله ای ندارم.

از آزمایشگاه که بیرون آمدم احساس خوبی داشتم.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 26, 93 9:52 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
سلام اشنا جان این روشی که انتخاب کردین توی بهبودیتون هم تاثیری داشته?


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 26, 93 11:41 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
خانم سایه روشن عزیز.

مسئله اینجاست که من یک بیماری بنام آی بی اس با نوع ال جی دارم. تلاش هم می کنم که علایم آن را کاهش دهم و اغلب در جاهای که لازم بود نشت نباشد نشت داشتم.

دو راه حل وجود دارد تغییر برنامه و فرار و انزوا و یا مواجهه شدن.

یعنی مشکل دومی هم از اول بوده و آن ترس از اینکه بقیه بدانند من این بیماری را دارم. می خواهم با این ترس به روش روبرو شدن با آن مقابله کنم. یعنی تا به حال از اینکه بقیه مطلع شوند اجتناب می کردم حال می خواهم به بقیه هم خیلی راحت بگویم که این بیماری را دارم و تا بحال که به اقوام و برخی دوستان گفته ام هیچ اتفاقی نیفتاده و یا چند موقعیت که برخی از آنها را در بالا نوشته ام.

نتیجه این مواجه شدن برای من، آرامش بود.
راحت تر با موقعیت های مختلف روبرو می شوم چون می دانم علاوه بر
روش "خودخوری و ای وآی الان در مورد من چی فکر می کنند"
و یا روش" به جهنم هر چی می خواهند فکر کنند خوب دست خودم نیست که "
روش دیگری هم دارم.

مشاور روانشناس با این روش موافق نبود و فکر می کنم تقریبا همه دوستان فروم هم این روش را درست نمی دانند.
من با مطالعه کتاب "رهایی از ترس" و آموزش روشهای توصیه شده در آن، به جدیت این روش را می خواهم ادامه دهم.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 26, 93 11:53 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 11, 93 1:52 am
پست: 56
شهر ما تقریبا کوچک هست و فرهنگ بالایی هم ندارد.اگه به یک نفر بگی ال جی دارم بعد از مدتی متوجه میشی همه ی ملت فهمیدن که ال جی داری.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه اسفند 26, 93 12:03 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
پیشنهاد می کنم کتاب رهایی از ترس را مطالعه فرمائید. به سئوال شما بطور کامل جواب داده است.
http://ibsgroup.ir/froum/viewtopic.php?f=48&t=752&p=8161#p8107

کل شهر بدانند که من ال جی دارم. چه اتفاقی خواهد افتاد؟
کل آبرویم از بین خواهد رفت؟
چرا فکر می کنم که مشکل من، برای مردم دیگر مهم است؟

با این کار چه چیز را از دست می دهم و چه چیزی را بدست می آورم؟

چرا فکر می کنیم که این بیماری، بی آبرویی است؟

مشکل در فکر ماست و در ترسهایمان.

به شخصیت خود بیش از آبرویتان اهمیت دهید،
زیرا شخصیت شما دیدگاه شما نسبت به خودتان است
و آبرویتان تصورات دیگران نسبت به شما!

"جان وودن"

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 90 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 5, 6, 7, 8, 9

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com