انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 2:33 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 22 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 3, 93 1:58 am 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: سه شنبه بهمن 21, 92 1:56 am
پست: 19
محل اقامت: تهران
مطلب خیلی جالبی رو مطرح کردی.
در باره ورزش فکر نمی کنم درمان کننده باشه چون خودم سال هاست به طور مرتب ورزش می کنم و انجام دادن و ندادنش روی درمان بیماریم تاثیری نداشته جز اینکه روحیه میده. اما یک نکته رو در مورد ورزش کشف کردم:
پس از حدود نیم تا یک ساعت ورزش هوازی( یا ترکیب هوازی و قدرتی ) حالت نفخ برای یک تا چند ساعت از بین میره ( ضمن احساس سرخوشی و آرامشی که به آدم دست میده که میتونه به دلیل ترشح آندورفین باشه ) بنابراین به عنوان یک روش موقتی به دوستان توصیه می کنم روزهایی که قراره در کلاس یا جایی حاضر بشن میتونن قبل از حضور در کلاس حداقل نیم ساعت رو به دویدن یا طناب زدن و یا ترکیبی از اینها و حرکات شنا و بارفیکس و دراز و نشست رو انجام بدن و تاثیر فوق العاده اش رو ببینن و یا مثلا مسافتی رو (مثلا یک کیلومتر) تا محل کلاسشون آهسته یا تند بدوند.

و چیز دیگه ای که این روزها توجهم رو جلب کرده اینه که معمولا وقتی دچار هیجانات مثبت میشم به طرز عجیب و ناگهانی حالت نفخم از بین میره! و روی این موضوع دارم تحقیق و آزمایش می کنم ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 3, 93 2:19 am 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: سه شنبه بهمن 21, 92 1:56 am
پست: 19
محل اقامت: تهران
و ضمنا گفتی که پلاکت خونت حداقل هست. من گلبول های سفید خونم در سطح حداقل هست و ضمنا نسبت به کافئین حساس هستم( شما چطور ؟) و همیشه احساس ناکافی بودن در خواب شبانه را دارم که اون هم میتونه به دلیل اختلال در هورمون ها باشه.


لطفا اگر دوستان دچار موارد مشابهی هستن بیان و اعلام کنن شاید به نتایج خوبی برسیم ...


و ضمنا من وقتی مشکلم شروع شد که در سن سیزده سالگی یعنی وقتی که در آستانه بلوغ(تغییرات هورمونی) بودم به خاطر درگذشت پدربزرگم برای مدتی دچار غم و غصه شده بودم. یعنی اول استرس و بعد ایجاد مشکل و نه برعکس.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 4, 93 6:48 am 
آفلاین
کاربر فعال
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 24, 92 12:25 pm
پست: 104
محل اقامت: tehran
سلام افشین جان.
من سطح گلبول سفیدم رو چک نکردم ولی به محض خوردن کاکائو و شکلاتهای کاکائویی وضعم بدتر میشه.

جالب اینجاست که در مورد شروعش منم مثل شما شدم. مادربزرگم رو خیلی دوست داشتم . برای درمان به خانه ما آمد . بعد از چند وقت که پی درمانش بودم، شب هنگام حالش بد شد و وقتی من رو بیدار کردند تا او را ببرم دکتر، وقتی حال بدش رو دیدم، دست و پایم شروع به لرزیدن کرد . با همون حال رانندگی کردم و وقتی به بیمارستان رسیدیم لحضاتی بعد مادربزرگم فوت کرد . این قضیه خیلی توی روحیه من تاثیر گذاشت و همیشه این صحنه جلوی چشام بود تا اینکه چند وقت دیگه با زخم اثنی عشر مواجه شدم و با خوردن انتی بیوتیک کل سیستم گوارشم بهم ریخت.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 4, 93 4:51 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: یکشنبه تیر 30, 92 9:13 pm
پست: 245
محل اقامت: تهران
آقای مخترع منم تجربه ای مشابه تجربه شما دارم البته با کمی تفاوت.حدود 4 سال پیش مادرم به دلیل بیماری ای که داشت نصف شب حالشون بد شد و من که بیدار شدم با دیدن حال بد مادرم خیلی حالم بد شد مثل شما دست و پام شروع کرد به لرزیدن و حتی سرگیجه شدید گرفتم به طوری که حتی نتونستم سر پا بایستم.الآن مادرم حالشون خوبه ولی تاثیری که بیماری مادرم رو من داشت یه جورایی منو بهم ریخت. البته اون زمان کنکور هم داشتم و استرس و نگرانی کنکور رو هم بهش اضافه کنید. دقیقاً از همون زمانا بود که سرو کله آی بی اس برای من پیدا شد.امیدوارم هیچکس شاهد بیماری اعضای خوانواده ش نباشه چون واقعاً سخته. :(

_________________
whatever doesn`t kill you, makes you stronger


آخرین بار توسط m1988 در دوشنبه فروردین 4, 93 5:26 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 4, 93 4:53 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: یکشنبه تیر 30, 92 9:13 pm
پست: 245
محل اقامت: تهران
با این حال من فکر میکنم یه تجربه بد یا یه شوک عصبی هم میتونه در بهم خوردن تعادل هورمون ها موثر باشه.

_________________
whatever doesn`t kill you, makes you stronger


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 4, 93 7:07 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
بله اکثربچه های آی ب اسی ،بیماریشون از یه شوک عصبی و روحی شروع شده
یااکثرا زمان درگیر شدنشون به این بیماری برمیگرده به زمان کنکور و اسرس های مربوط به اون
البته مال خودمن از یه سرماخوردگی ویروسی شروع شد ولی منم یه سال مونده بود به کنکورم و استرس کنکور و امتحانای نهایی رو داشتم

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه فروردین 5, 93 5:59 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
دوستان قبلا گفته بودم که من یه مطلب مشابه این موضع رو وقتی داشتم واسه ارشد میخوندم از کتاب روانشناسی عمومیم خونده بودم امروز براتون عین همون رو اینجا تایپ میکنم فقط اگه غلط املایی دستوری داشتم عذرمیخوام چون با گوشیم دارم مطالبو تایپ میکنم


عامل اصلی دستگاه عصبی خودمختار ،حفظ تعادل حیاتی،یعنی حفظ تعادل ارگانیسم بهنجار است .برای این کار دستگاه عصبی خودمختار ،غدددرون ریز،ماهیچه های قلب و ماهیچه های صاف شبکه های خونی و اعضای داخلی را کنترل می کند .دستگاه عصبی خودمختار به دوقسمت تقسیم می شود :پاراسمپاتیک و سمپاتیک که آثار متضاد بر اعضای بدن (مث قلب،روده و شش ها دارند)‏
دستگاه پاراسمپاتیک(که وظیفش آروم کردن بدنه)مردمک چشم را تنگ میکند،ترشح بزاق را راه می اندازد @،ضربان قلب را کاهش می دهد ،فشار خون را پایین می آورد و به هضم غذا و دفع مدفوع سرعت میبخشد،خلاصه اینکه دستگاه عصبی پاراسمپاتیک حفظ و نگه داری جریان طبیعی ارگانیسم را تضمین می کند .درمقابل بخش سمپاتیک (که بدن راتحریک میکنه)به صورت وارونه عمل می کند .حالت بهنجار بدن (بین حداکثر برانگیختگی و آرامش نباتی)باحفظ توازن این دودستگاه برقرار می شود
بخش سمپاتیک به صورت واحدی یکپارچه عمل می کند :در برانگیختگی هیجانی به طور همزمان ضربان قلب را افزایش می دهد.شریان های ماهیچه های مخطط و قلب را گشاد میکند،شریان های پوست و اندام های گوارسی را تنگ می سازد (کاهش سرعت هضم غذا و دفع مدفوع)میشود.علاوه براین بافعال ساختن برخی غده های درون ریز موجب ترشح هورمون هایی میشود که برانگیختگی بیشتری را موجب مبشود
بخش پاراسمپاتیک،برخلاف بخش سمپاتیک درهرزمان معین براندام واحدی اثرمیگذارد.اگر درفعالیت های شدید و برانگیخته بخش سمپاتیک را بخش مسلط و غالب بگیریم،بخش پاراسمپاتیک را میتوان بخش مسلط در دوره آرامیدگی به شمار آورد.این بخش درعمل گوارش مشارکت دارد و به طور کلی سبب تداوم کارکردهایی میشود که ذخایر بدن را محافظت میکنند.درواقع برای سلامتی شانس بزرگی خواهد بود که دستگاه عصبی پاراسمپاتیک بردستگاه عصبی سمپاتیک مسلط شود.
هرچنداین دو دستگاه درجهت عکس عمل میکنند اما استثناهایی برای این اصل وجود دارد .بخش سمپاتیک در موراد ترس و هیجان تسلط دارد اما یکی از نشانه های نسبتا رایج پاراسمپاتیک در ترس شدید @،تخلیه غیر ارادی مثانه یا روده است.عمل کامل جنسی در نرها،هم مستلزم نعوظ (پاراسمپاتیک) و هم در پی آن ،انزال (سمپاتیک)است.

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: سه شنبه فروردین 12, 93 2:44 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه تیر 23, 92 7:27 pm
پست: 79
محل اقامت: تهران
سلام به همه دوستای خوبم، سال نو رو هم تبریک میگم. مطلب جالبی رو اشاره کردید.. ایشالا به جای خوبی برسیم..


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه شهریور 8, 93 11:46 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
من مطمعنم کاکائو وضع بدتر میکنه مخصوصا گروه یبوست غالب.ازمایش کردم رو خودم.از بچگی زیاد مصرف میکردم.بعد یک سرماخوردگی شدید عفونی ای بی اس ال جی شروع شد.ک فقط ترشح چرکی شدید حلقی داشتم.البته از لحاظ روانی هم از بچگی حساس بودم وهم در فشار عصبی بودم.از لحاظ تغذیه فقط هله هوله میخوردمو فکر میکنم همه اینا تاثیرداشته.ورزش هم میکردم درمان نمیکنه ولی از نظرروحی اروم میکنه.

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه شهریور 9, 93 1:18 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
من اکثر قسمت ها ی انجمن علائم بچه هارو مطالعه کردم همه اینا نشون میده بیماری ما مربوط به ایمنی سیستم بدنمون و بیماری خاصی هست.طبق ازمایشایی ک رو خووم انجام دادم و حرف بچه ها داروها و.... فهمیدم ما باید سیستم بدنمونو برگردونیم تنها راهه درمان البته ن کنترل،رژیم غذایی مربوط ب سیستم بدن خود مون با توجه ب گروه خونیه که مال هر گروه با دیگری فرق میکنه و فهمیدم بعضی دکترا در خارج از ایران بیماری هارو درمان میکنن ماهم باید همین کارو کنیم.

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 22 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com