انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 8:52 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 26 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 8:03 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
پرتاب IBSبه حاشیه های زندگی

اگه می خواید به طور کامل ازشرواکنش های دیگران راحت شوید به زندگی غارنشینی روی بیاورید
من خودم یه غار توکوه بیستون درنظر گرفتم روح آقافرهاد هم داره واس خاطر ما بقیه فرهاد تراش رو کامل می کنه
دیگه اگه یه روز به جای شیرین وفرهاد شنیدید (مونا وفرهاد) تعجب نکنید
شوخی بوداصل قضیه اینه که من دیروز از طرف یکی از همشهریان محترم با واکنش نسبتا معقولی مواجه شدم ولی با این وجود دچار حالات افسردگی شدم واین خیلی ترسناک وخطر ناکه
چون من سابقه ی افسردگی شدید داشتم وبه خاطر همون آی بی اس گرفته بودم نباید اجازه می دادم مجددا افسردگی بگیرم
پس باخودم این جمله هارو تکرار کردم وازشر حالات افسردگی خلاص شدم( به نظرم ما ال جی تا پیدا شدن درمان قطعی آی بی اس فقط با استفاده از مسائل روانشناسی باید به خودمون کمک کنیم )
1-من انسان شادابی هستم و واکنش افرادی که درزندگی من نقشی ندارند شادابیم را از من نمی گیرد
اگه می خوایدیک قدم جلوتر باشید به جای شادابی از واژه ((آرامی))وبه جای کلمه شادابیم از واژه ((آرامشم)) استفاده کنید
2-چه بسا به خاطراین بیماری من نزدخداعزیز شوم
3-من نمی خواهم فرصت یکبار زندگی را از خودم بگیرم من نیز حق دارم مثل افراد سالم از تحصیل ،شغل ،ازدواج ،و...برخوردارباشم وغیرازخودم کسی نمی تواتداین فرصت را از من بگیرد
4-خدا مرا آفریده واز خلقت من هدفی خاص داشته من بافراموش کردن این حادثه به دنبال هدف خلقتم می گردم وهرگز به خاطر آی بی اس خودم رامحدود نمی بینم بلکه آی بی اس نیز در راستای هدف خلقتم به من داده شده
5-همانطورکه من ازاستشمام بوی بنزین به شدت عصبی وبیمار می شوم بقیه مردم نیزنسبت به بوی گاز روده حساسند درواقع باید به آنها حق بدهم
6-شاید چند وقت دیگر درمان پیداشود(ودرذهنم مجسمش می کنم خیلی موثره)
7-شاید فردا صبح که بیدارشدم سالم باشم پس حق ندارم به خداگیر دهم چون مقصر اصلی خودم بودم که هنگامی که سال گذشته دچار مشکل شدم نتونستم تحمل کنم وافسردگی گرفتم وبعد از اون علائم آی بی اس شروع شد
8-من مشکل اخلاقی ندارم بلکه کسانی که واکنش های عجیب نشان می دهند مشکل اخلاقی دارند
وبیماری تن صدهزارمرتبه ترجیح داره به بیماری روح
9-انسان های بزرگ لزوما افرادسالمی نبوده اند پس من هم می توانم رشد کنم
10-شاید فردایی درکار نباشد پس دوست ندارم آخرین روز زندگیم رابافکرکردن به بیماریم وناشکری به خدای بزرگ تلف کنم
11-شاید به خاطر این بیماری من درمسیری قراربگیرم که برای من سودمند تر است همان طور که تابه حال متوجه چندین مورد شده ام
12-من باکنارآمدن با این مسئله به خودم وخدانشان می دهم چند مرده حلاجم
13- آدمای خوش شانس ، خوش شانسن چون فکر می کنن که خوش شانسن وآدمای بد شانس بد شانسن چون فکر می کنن که بدشانسن
ما ابتدای سال 93 از همکلاسیامون یه نظر سنجی گرفتیم که آیا فکر می کنید آدم خوش شانسی هستید
جالب اینجا بود اکثرا گفته بودن بله
درحالی که من باوجود آی بی اس حاضر نبودم زندگیمو با اونا عوض کنم
بله اونا آدمای خوش شانسی هستن چون فکر می کنن که خوش شانس هستن
14-می گن آدما وقتی می میرن وپاداش صبر در برابرسختی هایی روکه کشیدن می بینن می گن کاش بدنمون تو دنیا تیکه تیکه می شد شاید من از این حسرت در امان باشم
اگه هیچکدوم از اینا تاثیر نداشت این جمله دیگه تاثیر داره
15-میرم زیر آسمون وبه بالا نگاه می کنم ومیگم خدایاشکرت واسه اینکه هنوز زندم وواسه اینکه می خوای آینده خوبی رو نصیبم کنی (الله طرفدارسرسخت قانون جذب است)باید از ته دل باشه


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 8:47 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
اول اینکه پست جالبی بود و از مواردی که گفتید مورد 11 را مهم می دانم.
و اما نظر من :
- چند درصد از افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند آی بی اس می گیرند؟ در هیچ متن علمی ندیده ام که یکی از عوارض افسردگی را مبتلا شدن به روده تحریک پذیر گفته باشند.
- فرافکنی و مقصر دانستن دیگران در مورد مبتلا شدنمون به این بیماری همانقدر غیرمنطقی است که مقصر دانستن خودمون.

- مورد 14 را نفهمیدم، چرا باید خداوند بابت زجر و سختی کشیدن ما پاداش بدهد؟ (منظور من یک بحث منطقی در این زمینه است نه اینکه چون یک حدیثی در این مورد داریم پس همین هست و بس)

- خیلی دلم می خواهد در این انجمن در مورد قانون جذب بحث کنیم چون در زندگیم بارها به من ثابت شده که چنین قانونی وجود ندارد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 10:54 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
آرش نوشته است:
اول اینکه پست جالبی بود و از مواردی که گفتید مورد 11 را مهم می دانم.
و اما نظر من :
- چند درصد از افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند آی بی اس می گیرند؟ در هیچ متن علمی ندیده ام که یکی از عوارض افسردگی را مبتلا شدن به روده تحریک پذیر گفته باشند.
- فرافکنی و مقصر دانستن دیگران در مورد مبتلا شدنمون به این بیماری همانقدر غیرمنطقی است که مقصر دانستن خودمون.

- مورد 14 را نفهمیدم، چرا باید خداوند بابت زجر و سختی کشیدن ما پاداش بدهد؟ (منظور من یک بحث منطقی در این زمینه است نه اینکه چون یک حدیثی در این مورد داریم پس همین هست و بس)

- خیلی دلم می خواهد در این انجمن در مورد قانون جذب بحث کنیم چون در زندگیم بارها به من ثابت شده که چنین قانونی وجود ندارد.

خداوند عادل هست ببینید خیلی ها هستن که همسن شمان والآن زندگی عادی همراه سلامتی دارن کار بزرگی هم انجام ندادن آیا وقتی این صحنه هارو می بینید به عدالت خدا شک نمی کنید بعد درنظر بگیرید شما فقط یک بار زندگی می کنید اگه 9 سال از اون عمردوروزه صرف زجر کشیدن بشه چی واسه شما باقی می مونه
هرچند هم آدم های قویی باشیم بازم نمی تونیم منکر محدود شدن وسختی کشیدن باشیم
نمی خوام خیلی عذابتون بدم ولی حرفایی روکه گفتم قبول کنید عدالت خدا ایجاب می کنه که من در مقابل این عذاب ومحدودیت یه چیزی بگیرم
بریم سر قانون جذب
مردم به قانون جذب به صورت خرافی نگاه می کنن واین دید اشتباهیه
قانون جذب از نظر من یعنی چیزی را با توجه به استعداد هایت بخواه برایش تلاش کم پس می توانی وخداهم می خواهد چون استعدادش را به تو داده است


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 6:15 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه شهریور 10, 92 6:24 pm
پست: 134
ممنون از جملات تاکید زیبایی که گذاشتی عزیزم :*

مونا سادات جان من با این حرف مخالفم که خدا هر کیو بیشتر دوست داره بیشتر زجر میده آخه این عدالت نمیشه کی هست که یه نفرو دوست داشته باشه عذابش بده واقعا مگه این رسم دوست داشتنه ؟ ؛ مثلا بچه بی گناهی که با بیماری بدنیا اومده که نه گناهی داره که بریزه و نه مستحق این همه عذابه خدا میخواد دوست داشتنشو با عذاب کشیدن این طفل بیگناه ثابت کنه؟
نمیخوام با روایات ستیزه کنم که شاید منظور مورد دیگه ای بوده و درست تفسیر نشده


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 7:57 pm 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه مهر 8, 92 11:27 am
پست: 27
ممنونم خانم مونا از این همه صداقت. من تمام مطالب را خواندم بسیار مفید بودن. همانگونه که آقای آشنا در انجمن اشاره کردن بیماری ما روان تنی هست بنابراین ما برای کنترل علایم بایستی به آرامش دائمی دست پیدا کنیم اطرافیان را دوست بداریم و تا میتوانیم آنها رو ببخشیم و با اونا مهربان باشیم، به مدیتیشین، خود هیبنوتیزم و ... رو بیاوریم. حتما متوجه شدین گاهی در کلاس نشستیم و همه چیز خوب هست تا اینکه یکمرتبه با یادآوری موضوعی خشمگین میشیم همانموقع اطرافیان واکنش نشان میدن به این خاطر که با ترس و خشم حرکات روده ما بسیار سریع و نامنظم میشه و ال جی چند برابر. بنابراین کینه، رنجش، غم و اندوه برای وضعیت ما بسیار مضر هست. موفق باشید.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 8:13 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: پنج شنبه اردیبهشت 11, 93 10:10 am
پست: 104
مرسی نگارجان وآقا امیر
راستش من خودم مطالعات مذهبی زیادی ندارم دلیل خیلی مسائل از آفرینش انسان رو هم نمی دونم درموردخلقت ال جی که دیگه دارم دیوونه می شم آخه پیامبر(ص)واسه عطربیشتر از غذاخرج می کردن
ولی باز سعی می کنم جملات بالارو به کاربگیرم
ماتودنیا خیلی مسائل رو نمی تونیم درک کنیم اگرهم درک کنیم خیلی محدوده
خدادنیارو واسه رسیدن به آخرت خلق کرد ودر واقع مدل دوست داشتنش تو دنیا برعکس مدل دوست داشتنش تو آخرته مدل دوست داشتنش تو آخرت مثل مدل دوست داشتن ماست تو دنیا
البته این دیدگاه خودمه
به نظرم سختی های این دنیارو نباید زیاد جدی گرفت


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 10:43 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
خانم مونا سادات عزیز.

خیلی خوشحالم که شما هم با این نظر موافقید که با آی بی اس هم می توان زندگی شاد و توام با آرامش و موفقیت داشت و طوری زندگی کرد که به آن افتخار کنیم . با افتخار از زندگی خود برای بقیه صحبت کنیم و از زندگی لذت ببریم.

با روح و دیدگاه کلام شما که همانا تسلیم نشدن بود و اینکه چگونه با آی بی اس بتوانیم زندگی کنیم کاملا موافقم و کاملا هم نظریم. هرچند که خود من آدم مذهبی نیستم در نتیجه با برخی از روشها و دیدگاه های شما هم موافق نیستم یعنی این روشهای برای من کارساز نیست.( زیبایی انسانها هم در این اختلاف نظر ها و سلیقه ها و برداشت ها و تفاوت هاست بیاد یک نقل قول افتادم که " انسانها در یک چیز مشترکند و آن متفاوت بودن است").

به نظر من، رسیدن به آرامش و داشتن آرامش در زندگی، با وجود همه پستی و بلندی های آن ، بقدری مهم است و بقدری در سلامت روانی انسان تاثیر دارد که زیاد فرقی نمی کند که ما به این آرامش از طریق منطق و خودشناسی و انسان شناسی رسیده ایم یا از طریق باورهای مذهبی ، یا از طریق تغییر نگرش به زندگی یا بقول دوستمان امیر آقا از طریق مدیتیشین، هیبنوتیزم یا از طریق قانون جذب یا از طریق ورزش یا بیوفیدبک یا عرفان کیهانی یا زمینی و غیره.

ولی اینکه با وجود نشت گاز، چگونه می توانیم با مردم باشیم و خودمان را رشد دهیم و مخصوصا آی بی اس را بهانه ای برای تنبلی و دلیل شکست های خود قرار ندهیم و منزوی نشویم این واقعا یک "مهارت زندگانی" است و خیلی دوستم دارم در این مورد بحث کنیم. مخصوصا که شما این بحث را شروع کرده اید از شما خیلی متشکرم.

راستش فردا با آقای دکتر مشاورم جلسه داریم و قرار است در همین مورد آقای دکتر یاد بدهد که "چگونه می توان مهارت زندگی کردن با نشت گاز را کسب کرد." و چه نوع نگاهی به زندگی یا به بیماری برای رسیدن به این امر لازم است.

در حال حاضر من نظرم این است که وقتی نشت گاز دارم و بقیه به نوعی واکنش نشان می دهند و در ذهنشان می گذرد که آشنا ملاحظه ما را نمی کند و به ما بی احترامی می کند باید شهامت و مهارت این را داشته باشم که بگویم من به هیچ وجه قصد بی احترامی به شما را ندارم من شما را دوست دارم و فقط به علت بیماری نمی توانم از نشت گاز جلوگیری کنم. با این روش من مطمئنم دیدگاه اطرافیانم هم نسبت به مسئله عوض خواهد شد و در نتیجه رفتارشان نیز عوض خواهد شد.

یعنی به تغییر رفتار ناشی از تغییر نگرشی که آقای کاوی در اتوبوس با آن مواجه شده است باور دارم
viewtopic.php?f=48&t=339&start=30#p4409

هر چند که مهارت اجرای آنرا ندارم.

با آرزوی روزهای خوش همراه با آرامش


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه شهریور 12, 93 11:55 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: پنج شنبه بهمن 19, 91 8:20 pm
پست: 269
محل اقامت: فارس
بچه ها خداییش واسه من یکی خیلی سخته بخوام حتی به نزدیک ترین دوست یا نزدیک ترین افراد خانواده ام بگم این مشکل رو دارم، اصلا غرورم اجازه نمیده شایدم روم نمیشه شایدم ترکیبی از غرور و کم رویی
بچه هایی که هر نوع تجربه ای در بیان این مشکل به دوستان و اعضای خانوادشون دارن لطفا با جزئیات اینجا بیانش کنن و بگن واکنش اونا چی بود بعد از بیان شما


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 13, 93 11:53 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: یکشنبه مرداد 20, 92 11:23 pm
پست: 65
abbas نوشته است:
بچه ها خداییش واسه من یکی خیلی سخته بخوام حتی به نزدیک ترین دوست یا نزدیک ترین افراد خانواده ام بگم این مشکل رو دارم، اصلا غرورم اجازه نمیده شایدم روم نمیشه شایدم ترکیبی از غرور و کم رویی
بچه هایی که هر نوع تجربه ای در بیان این مشکل به دوستان و اعضای خانوادشون دارن لطفا با جزئیات اینجا بیانش کنن و بگن واکنش اونا چی بود بعد از بیان شما


تجربه من تواین مورد ، بعد سالها به خواهرام گفتم و اونام با این وصف که تا حدی میدونستن و بعضاً هم عکس العمل نشون داده بودند (اما نه طوری که بهم بربخوره) بازم انکارش میکردن که مشکل تو در اون حد نیست که بخوای خودتو به خاطرش محدود و منزوی کنی .
من که خودم تجربه عکس العمل فرزندمو داشتم بازم تا حدی منو آزار داده اما واقعاً این مشکل ساز نیست ،نهایتاً بزگتر که شد و توان درک قضیه رو که پیدا کرد بهش میگم که همچین مشکلی رو دارم
اما مشکل اصلی ماها خونواده ی درجه یکمون نیست ،بلکه دیگرانند ،مثلاً فکرشو بکنید من که متاهلم ( خونواده همسرم خداییش خیلی آدمای خوبی هستن )کافیه که یکی از اونا متوجه این مشکل بشه و من بخوام براش توضیح بدم که همچین مشکلی رو دارم و واقعاً توان کنترلشو ندارم ،خب طبیعتاً کم کم بقیه افراد خونواده هم میدونن و من باید توضیح این بیماری و ناتوانی مزخرف رو برای همه بگم دیگه آیا عزت نفسی برای من میمونه؟و همسرم که تا حالا در این مورد به من هیچ اعتراضی نکرده چه عکس العملی نسبت به این قضیه خواهد داشت ؟
و این داستان در مورد خونواده ی پدری و مادری خودم هم صادقه . (که اتفاقاً توی مجلس عزای خاله م عکس العمل های بدی هم دیدم متاسفانه)cry:
و یه مورد دیگه ،به چند نفر توضیح بدیم ؟فکرشو بکنید آدم چقدر جاها رو مجبور که بره و به قولی نمیتونه دودرش کنه ،مثلاً یکیش من هر بار که به جلسه اولیا و مربیان مدرسه پسرام که دعوت میشم گریه م میگیره که خدایا چکار کنم که کسی متوجه نشه (آخه مگه میشه به زنهای بیکاری که همش دنبال سوژه میگردن بگی که همچین دردی داری)


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه شهریور 13, 93 12:42 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 4, 92 12:54 am
پست: 110
محل اقامت: تهران
خانم ستاره خاموش درست می گه. کافی آتو بدی دست دیگران همونو چماق می کنند می زنند سرت و هر موقع بخواهند سواستفاده کنند، از این اهرم استفاده می کنند.

بعد انسان از گوشت و پوست و استخوان و احساسات و عواطف شکل گرفته، تیر آهن 18 که نیست. حتی اگر فولاد هم باشه تحت تاثیر این عکس العمل ها آب می شد.

مشکلات دیگر ibs مشکل فردی هست ولی مشکلی مثل lg دیگران رو هم وارد ماجرا می کنه و آبرو- شخصیت انسان رو له می کنه.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 26 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com