انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 4:11 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 38 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: شنبه دی 20, 93 5:03 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
خداوند‏ ‏هر‏ ‏دردی‏ ‏را‏ ‏درمان‏ ‏داده‏ ‏من‏ ‏تلاشمو‏ ‏میکنم‏ ‏فقطم‏ ‏از‏ ‏خدا‏ ‏کمک‏ ‏میخوام‏ ‏هدایتم‏ ‏کنه.روز‏ ‏ب‏ ‏روز‏ ‏ادمها‏ ‏گستاخ‏ ‏تر‏ ‏میشن‏ ‏باید‏ ‏خوب‏ ‏شیم‏ ‏شاید‏ ‏شما‏ ‏خانوادتون‏ ‏کم‏ ‏جمعیته‏ ‏و‏ ‏راحتترید‏ ‏ولی‏ ‏من‏ ‏داغونم‏ ‏و‏ ‏دورو‏ ‏ورم‏ ‏پر‏ ‏ادمای‏ ‏گستاخه‏ ‏و‏ ‏منم‏ ‏حساسم‏ ‏خسته‏ ‏شدم‏ ‏ازبس‏ ‏زیر‏ ‏پتو‏ ‏گریه‏ ‏کردم‏ ‏یا‏ ‏خودمو‏ ‏ب‏ ‏خواب‏ ‏زدم‏ ‏کسی‏ ‏اذیتم‏ ‏نکنه‏ ‏فقط‏ ‏زیر‏ ‏پتو‏ ‏تنهام‏ ‏خانوادم‏ ‏که‏ ‏حس‏ ‏توهم‏ ‏میدن‏ ‏فامیلام‏ ‏فقط‏ ‏مسخره‏ ‏میکنن‏ ‏منمو‏ ‏اتاقم‏ ‏همیشه‏ ‏بازم‏ ‏ازار‏ ‏میرسونن‏ ‏کاش‏ ‏یکی‏ ‏درکم‏ ‏میکرد.‏ ‏بخدا‏ ‏بدترین‏ ‏درد‏ ‏دنیاس‏ ‏‏

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه دی 20, 93 11:43 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
من درکت میکنم عزیزم واسه ما که ازدواج کردیم و بچه داریم خیلی سخت تره.نتنها خانواده ی خودم پر جمعیته خانواده ی همسرمم همین طوره.من انواع قرص های گوارشی و داروهای گیاهی خوردم هیچ تاثیری که نداشت بدترم شدم حتی حاضر شدم 8 ماه خام گیاه خوار بشم که واقعا سخته شاید یه خورده حالم بهتر شه اما نشد که نشد منم کارم شده بود غم و غصه .بهترین سال های عمرم تباه شد ولی چه میشه کرد.شهریور به اصرار شوهرم رفتیم پیش یه روان پزشک من خودم اعتقادی به قرص های اعصاب نداشتم در مورد بیماریم توضیح دادم اونم قرص فولکستین و تءو فورلازین تجویز کرد فولکستین هیچ عوارضی نداشت ولی اون یکی واقعا حالمو بد می کرد که بعد بجاش نورتریپتیلن خوردم. در کنارش با یه برنامه ی غذاییی منظم و رفع یبوستم بهتر شدم .یه نفر از بچه های انجمن نمیدونم اومیدوار بود یا اشنا که خدا خیرش بده جایی نوشته بود که ما باید مهارت زندگی با ای بی اس رو کسب کنیم . من همیشه میگفتم من باید راه درمانشو پیدا کنم و تا این بیماریم خوب نشه نمی تونم شاد باشم و بخندم و خوش بگذرونم .منم همین کارو کردم .شروع کردم به شادی خنده خوشهالی مثل بچه ها بدون هیچ علتی خوشهالی میکردم .الکی خوش بودم همین الانم همین طورم .با کم شدن استرسم روز به روز حالم بهتر شد خدارو صد هزار بار شکر .باید نذاری افکار منفی به ذهت بیاد .هر دفعه بهlgفک میکردم و تصور منفی اطرافیان با خودم میگفتم به درک اصلا برام مهم نیست و اینو واسه تمام اتفاقات ناخوشایند تکرار میکردم.تمرین میکردم در بدترین شرایط عصبانی نشم و جاش به تموم اون اتفاقات منفی بخندم .تو ذهنم داءما شادی میکردم .عزیزم تو هم این راهارو امتحان کن ان شالله خوب میشی.اگه کاملم خوب نشیم لا اقل زندگیمونم فلج نمیشه الان دیگه هدف من درمان ای بی اسم نیست هدفم تغییر شخصیتم از ادمی عصبی وزود رنج به ادمی بسیار ارام وشاد شده که خیلی هم لذت بخشه .تغییر همیشه با درد همراهه باید قوی و صبور باشی.شاید راه درمان این نباشه ولی تاثیر قرص های اعصابو چند برابر میکنه .ببخش طولانی شد


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه دی 21, 93 9:08 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
سایه روشن نوشته است:
من انواع قرص های گوارشی و داروهای گیاهی خوردم هیچ تاثیری که نداشت بدترم شدم حتی حاضر شدم 8 ماه خام گیاه خوار بشم که واقعا سخته شاید یه خورده حالم بهتر شه اما نشد که نشد منم کارم شده بود غم و غصه .بهترین سال های عمرم تباه شد ولی چه میشه کرد.

چه حالی به آدم دست میده وقتی تو این حالت یک نفر بیاد و بگه همه اینها توهم و خیال بوده. این مسئله برای غیر ال جی ها هم هست و این که بیخودی سخت می گیریم را دکترهای بیسواد هم میگن.
نقل قول:
شهریور به اصرار شوهرم رفتیم پیش یه روان پزشک من خودم اعتقادی به قرص های اعصاب نداشتم در مورد بیماریم توضیح دادم اونم قرص فولکستین و تئوفورلازین تجویز کرد فولکستین هیچ عوارضی نداشت ولی اون یکی واقعا حالمو بد می کرد که بعد بجاش نورتریپتیلن خوردم.

خودتون نورتریپ را جایگزین تئوفورلازین کردین ؟
نقل قول:
.یه نفر از بچه های انجمن نمیدونم امیدوار بود یا اشنا که خدا خیرش بده جایی نوشته بود که ما باید مهارت زندگی با ای بی اس رو کسب کنیم.

بنده خدا "آشنا" کلی در این زمینه زحمت کشید! :)
نقل قول:
من همیشه میگفتم من باید راه درمانشو پیدا کنم و تا این بیماریم خوب نشه نمی تونم شاد باشم و بخندم و خوش بگذرونم.

من همین الان هم اینطور فکر می کنم ولی به کسی این طرز فکر را توصیه نمی کنم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه دی 21, 93 10:09 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
من‏ ‏نورتریپ‏ ‏و‏ ‏زلفتم‏ ‏امتحان‏ ‏میکنم‏ ‏البته‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏مراجعه‏ ‏ب‏ ‏جراح‏ ‏اگه‏ ‏گف‏ ‏نمیشه‏ ‏یا‏ ‏اگه‏ ‏تیرویید‏ ‏نبود‏ ‏همه‏ ‏سعیم‏ ‏و‏ ‏میکنم‏ ‏جراحی‏ ‏شم.افسردگی‏ ‏نابودم‏ ‏کرده‏ ‏گلو‏ ‏زیربغل‏ ‏و‏ ‏پشتو‏ ‏دستام‏ ‏همه‏ ‏درد‏ ‏میکنن‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏داروها‏ ‏و‏ ‏لنفم‏ ‏شب‏ ا‏ ‏باد‏ ‏میکنه‏ ‏و‏ ‏درد‏ ‏در‏ ‏پشتم‏ ‏حرکت‏ ‏میکنه‏ ‏و‏ ‏هر‏ ‏روز‏ ‏جای‏ ‏جدیدی‏ ‏اضافه‏ ‏میشه‏ ‏امتحانای‏ ‏لعنتیم‏ ‏تموم‏ ‏شه‏ ‏برم‏ ‏دکتر‏ ‏شاید‏ ‏بیماری‏ ‏جدیدم‏ ‏اضافه‏ ‏شده‏ ‏ازین‏ ‏همه‏ ‏غصه‏!‏من‏ ‏اصلا‏ ‏نمیتونم‏ ‏شاد‏ ‏باشم‏ ‏با‏ ‏این‏ ‏وضع‏ ‏اصلا‏ ‏نمیتونم‏ ‏تازه‏ ‏اینطوریم‏ ‏بهم‏ ‏میگن‏ ‏بی‏ ‏خیال‏ ‏فک‏ ‏کنم‏ ‏اینقد‏ ‏وضعم‏ ‏بده‏ ‏توقع‏ ‏دارن‏ ‏بمیرم.

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه دی 21, 93 10:53 am 
آفلاین
کاربر بسیار فعال

تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 14, 92 10:19 am
پست: 170
ساناز جان چرا انقدر داری خودتو اذیت میکنی باید به خودمون بگیم اینم یه بیماری مثل بقیه بیماری ها اینهمه دردی گفتی همش از استرسه و غم غصه. خودمم فک کنم خیلی روانم داغونه جرات و جسارتمو از دست دادم دلم میخواد بشم همون شخص قبل بیماریم این بیماری اعتماد بنفسمو ازم گرفت من شده تا 3ماهی هم تا سرکوچه نرفتم جایی هم اگر میرم همش با ماشین میرم انقدر از جمع دور بودم که الان واقعا میترسم .... به سالهای که سالم بودم فکر میکنم به خودم میگم واقعا این تویی چقدر اراده ات انقدرضعیف شده....چقدر ترسو شدی .... حالم از اینهمه تغییر بهم میخوره اما باید درستش کنم. :P تا حالا هرچی این بیماری تاخته روی روانم بسشه. ;)
این بیماری ادمو داغون میکنه سعی کن بهش فکر نکنی ......
میگن خدای عزیز خیلی بزرگه ......


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه دی 21, 93 9:22 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
سلام اقا ارش نه اینکه همه ی ال جی توهم باشه ولی اینکه همیشه بی اختیاری همراه با بو هستش درست نیست یا بعضی وقتا اون رفلکس در اخر رکتوم هست شبیه زمانیه که گاز روده دفع میشه ولی گازی وجود نداره یه حالتیه شبیه سکسکه فقط ماهیچه منقبض و منبسط میشه و دفع گازی صورت نمیگیره تو بعضی از بچه ها این حالت اینقدر یواشه که بوی داخل روده نشت میکنه بدون اینکه متوجه بشن. غیر از زمانی که نفخ وجود داره یا بخاطر حساسیت به غذایی یا میوه ای وتمام دلایل گاز روده به نظر من یکی از دلایل اصلیه ال جی مربوط میشه به انتهای رکتوم که بدون هیچ دلیلی رفلکس داره واسه همین نشت گاز هست.یه جورایی عصبیه. اگه یبوست درمان بشه او رفلکس یا بویی نداره یا اگرم داشته باشه خیلی کمه . یه توهم دیگه اینه که بیماران ال جی زیادی رو واکنش های اطرافیان حساسن و هر واکنشی رو به بوی ال جی نسبت میدن که بیشتر وقتام اینطور نیست .مثلا زمانی که نشستی داخل ماشین راننده به هر دلیلی شیشه رو بده پایین یه ای بی اس نوع ال جی استرس میگیرتش که حتما به خاطر بیاختیاریه منه وقتی این استرس ها به دفعات زیاد تکرار بشه ال جی بسیار تشدید میشه . اره من قرص نورتریپتیلن رو خودم جایگزین کردم با توجه به تجربیات بچه ها .من به اطلاعات و تجربیات بچه های انجمنمون بیشتر اعتماد دارم تا حرف های دکتر ها.از اقای اشنا خیلی خیلی ممنونم که باعث شدن بزرگترین تغیر رو تو زندگیم انجام بدم و اینکه زمانی ای بی اس من رو به بهبودی رفت که این شیوه ی تفکر رو کنار گذاشتم ما با وجود ای بی اسم میتونیم شاد باشیم فقط باید مهارت زندگی و در کنار مردم بودنو با وجود ال ج کسب کنیم.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه دی 21, 93 12:52 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: پنج شنبه مهر 25, 92 9:14 pm
پست: 35
اخه کی گفته توهمه ?? من خودم الجی دارم و بی اختیار از م هواوخارج میشه و بوشو خودم میفهمم به جز خودم اطرافیانمم متوجه میشن توهم کجا بود اخه?در ضمن من وقتی خونم و اگه غذای نفتخ مصرف نکنم بی اختیاریم در روز نهایت 3 یا4 ولی وقتی میرم بیرون خیلی زیاد .مشکل من علاوه بر بی اختیاری هوا بوی اونه که خودمم با بو سردرد میگیرم و خفهدمیشم چه برسه به اطرافیانم


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه دی 21, 93 12:58 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: جمعه خرداد 30, 93 7:03 pm
پست: 305
محل اقامت: tehran/ال‏ ‏جی
من‏ ‏وضعم‏ ‏خیلی‏ ‏خراب‏ ‏شده‏ ‏ب‏ ‏خاطر‏ ‏غضه‏ ‏ال‏ ‏جیم‏ ‏واقعا‏ ‏وحشتناک.و‏ ‏طولانی‏ ‏شده‏ ‏نمیدونم‏ ‏چیکار‏ ‏کنم‏ .به‏ ‏خدا‏ ‏پنجاه‏ ‏درصدم‏ ‏خوب‏ ‏شم‏ ‏عالیه‏ ‏.بچه‏ ‏ها‏ ‏میگن‏ ‏زلفتم‏ ‏انگار‏ ‏تاثیر‏ ‏نداره‏ ‏همون‏ ‏نور‏ ‏میخوام‏ ‏بخورم‏ ‏حالا‏ ‏کنارش‏ ‏دکتر‏ ‏هرچی‏ ‏داد‏ ‏بده‏ ‏میخورم.

دکتر‏ ‏گفت‏ ‏دیگه‏ ‏ما‏ ‏دست‏ ‏خودمون‏ ‏نیست‏ ‏روحیمون‏ ‏حتما‏ ‏باید‏ ‏قرص‏ ‏بخوریم‏ ‏قبلا‏ ‏که‏ ‏رفته‏ ‏بودم‏ ‏میگفت.مثلا‏ ‏خود‏ ‏من‏ ‏فقط‏ ‏با‏ ‏قرص‏ ‏شادم‏ ‏ی‏ ‏حالت‏ ‏سرخوشی‏ ‏میده‏ ‏قسمت‏ ‏غمگین‏ ‏مغز‏ ‏دیگه‏ ‏کار‏ ‏نمیکنه‏ ‏یجور‏ ‏بی‏ ‏حس‏ ‏میشم‏ ‏بی‏ ‏تفاوت.

_________________
نه صبر ایوبی هست !!و نه بویی از پیراهن یوسف‏ ‏عزیزم …خودت را به کوری بزن‏ ‏اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه دی 22, 93 7:26 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
نمی گم درمان کامل میشی ولی حالت از 50 درصدم بهتر میشه .عزیزم سعی خودتو کن ضرر نداره.من همزمان بامصرف قرصای اعصاب روان در مانیم میکنم .وقتی صبح از خواب بلند میشم تا اخر شب اراده میکنم در هر شرایطی و هر لحظه شاد باشم بدون هیچ دلیلی .وقتی تنهام واقعا شاد شادم و میخندم وقتی تو جمعم فقط فکر مسخره بازی و خنده وقتی تو جمعم و شرایط جوریه که نمیشه بخندی تو ذهنم اینکارو میکنم .هیچ فکر منفی رو به ذهنم راه نمی دم.اینقدر با خوشهالی و افکار شادی اور ذهنمو پر میکنم که جایی برای افکار منفی نمیمونه.وقتی قرص اعصاب بخوری و به همون شیوه ی قبل زندگی کنی فایده ای نداره.من اینقدر از لحاظ شخصیتی خودمو قوی کردم که حتی اگه یه نفر بیاد یه سیلی هم تو صورتم بزنه ناراحت نمیشم اصلام برام مهم نیست همون جا میتونم به جای عصبانیت با تمام وجود بخندم. اعصاب ما ای بی اسی ها باید فولادی بشه.چه میشه کرد بقیه ادما مشکلات بدتر از ما دارن امااعصاب خرابشون هیچ مشکلی جسمی واسشون ایجاد نمیکنه اما خود من با کوچکترین ناراحتی و استرس ال جیم خیلی زیاد میشه و یبوست میشم .فقط تکرار و تمرین لازمه میدونم با وجود ال جی شاد بودن و بی خیالی سخخخخخخخخخخخختتتته ولی نشد نداره.من روان درمانیمو از اول مهر شروع کردم و تا الان خیلی خیلی حالم بهتر شده .اگه همین جوری روند بهبودیم ادامه پیدا کنه این ارامش میشه تنها هدف تو زندگیم.چیزهایی که قبلا منو خیلی رنج میداد الان سر سوزنی منو ناراحت نمیکنه .ما با این کار هیچی از دست نمیدیم پس ارزش امتحان داره. صب ها فقط میوه می خورم یبوستم رو درمان کردم.چون واسه من اینجوریه که اگه یبوست داشته باشم ال جی خیلی زیاد میشه حتی اگرم قرص اعصاب بخورم و ارامش داشته باشم .این فکر رو دور بندازین که اول درمان ال جی بعد ارامش.نمیشه اگرم کمی بهبودی حاصل بشه دوباره با استرس و فشارهای روانی برمیگرده.اصلا درمان پیشکش همین که بتونیم تا اخر عمرمون ای بی اس رو کنترل کنیم بازم خوبه و ارزش داره


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه دی 22, 93 7:44 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای

تاریخ عضویت: چهارشنبه مهر 10, 92 9:03 pm
پست: 304
مصرف قرص های اعصاب تا مدتی ضروریه در ضمن برای تاثیرش باید صبر داشته باشین بروشور عوارضشو نخونین چون بعضی از عوارضش تلقینیه و یه جورایی ترس تو دلتون میندازه . من روی قرصام نام های ویتامین آ ویتامین سی گذاشتم تا تکرار نام های اصلیه اونا فاز منفی نده :D ;) مگه اینکه عوارضش نگران کننده باشه که بعد باید یه جایگزین براش پیدا کنین. بعضی حالات روحی و جسمی به خاطر عادات ماست و ربطی به قرص ها نداره .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 38 پست ]  به صفحه برو قبلی  1, 2, 3, 4  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com