انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 2:34 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 73 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 4, 5, 6, 7, 8  بعدی
نویسنده پیغام
 عنوان پست: نشخوار فكري
پستارسال شده: جمعه آبان 9, 93 8:07 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
آشنا، تونستي نشخوار فكري را كم كني؟ اين مسئله براي من خيلي آزاردهنده شده. مغز بيچارم يك لحظه نمي تونه آرامش داشته باشه.
از امروز مي خوام كش ببندم به دستم!


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه آبان 9, 93 9:17 pm 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
آقا آرش، جمع بندي من از نشخوار فكري بصورت زير مي باشد:

1- من خودم يك هفته از كش استفاده كردم. براي شروع كار لازم است. ولي بتدريج متوجه شدم كه بدون كش هم مي توانم از عهده اش بر آيم.

2- مشكل نشخوار فكري، و حتي عصباني شدن و بسياري از مشكلاتي كه مرا رنج مي دهند يا مي توانند رنج دهند زير پوشش يك مشكل بزرگ قرار مي گيرند. مشكل "عدم مهارت حل مسئله". يعني با بهبود اين مهارت بسياري از مشكلات من از جمله نشخوار فكري بتدريج حل مي شوند.

3- به خودم " حق شكست" قايل شده ام. ريشه اين مشكل و برخي از مشكلات عصبي، عدم پذيرش اين حق براي خود مي باشد. پذيرش اين حق اين اجازه را به من داد كه با آغوش باز به دنبال راه حلي كه براي مسايل روزانه انتخاب كرده ام بروم و در صورت شكست ، به تحليل علت شكست پرداخته و سعي مي كنم از آن درس بگيرم. ( لاقل در ذهنم به مسايل اين ديدگاه را دارم)

4- وقتي احساس مي كنم كه دچار نشخوار فكري شده ام. از خود مي پرسم. " آشنا جان، قربونت برم ( خودم را تحويل مي گيرم و قربون صدقه خودم مي رم) الان دقيقا چه احساسي داري ؟ جواب اغلب موارد ، احساس ترس يا اضطراب است.

بعد مي گم فدات شم. دليل اين احساستت چيست؟ جواب اغلب موارد اين است كه مشكلي يا مسئله اي پيش آمده و من بايد يك راه حل براي آن ارائه دهم يا اينكه راه حلي ارائه داده ام ولي از عواقب راه حل نگران هستم و نمي دانم آيا راه حل ام درست است يا نه و اگر جواب ندهد چه مي شود؟

بعد مي گم. ببين آشنا جانم. بايد بداني كه تو مي تواني يك بار ديگر مسئله را از اول تجزيه و تحليل كني. و با در نظر گرفتن همه جوانب يك راه حل را انتخاب كني و به راه حل بهتر يا به همان راه حل قبلي برسي. ولي بايد بداني رمز موفقيتت در زندگي نه به ارائه راه حل هاي بهتر براي مسايل زندگي بلكه به توانايي ات در كنترل ترس هايت و كنترل نگراني هايت است.

بعد مي گم. بله آشنا جانم. تو الان الويتت آموختن و تمرين شناخت و كنترل احساساتت است و رمز موفقيت تو، مهارتت در درك احساسات خود و احترام گذاشتن به آنها است.(تقويت هوش هيجاني)

خلاصه اينكه سعي دارم با خودم مهربان باشم. بله، محبت جواب مي دهد.

5- هر موقع كار خاصي ندارم و يا مواقعي كه احساس مي كنم به طرف نشخوار فكري كشيده مي شوم آهنگك هاي شاد و مورد علاقه خود را زمزمه مي كنم. مخصوصا توي حمام كه اكو هم هست. - راستي آهنگ مورد علاق من اين روز ها اغلب " زندگي سلام" و " فدات بگردم" هايده است. اين روزها دنبال اين هستم كه آهنگ هاي Karaoke شاد فارسي يا تركي پيدا كنم و روزي يك ربع بخونم.

6- دانستن اينكه مسئله اي به نام " نشخوار فكري " دارم كه بايد حلش كنم. 50 درصد مسئله را حل مي كند. چون راستش در زندگي ام بسيار پيش آمده كه صورت مسئله را درست متوجه نشده ام و بدنبال حل مسئله ديگري بوده ام. در نتيجه اقدامات و راه حل هايم ، گره اي از مشكل باز نكرده اند.

7- سعي مي كنم روابط اجتماعي خود را بهبود بخشم. نشخوار فكري مال آدمهاي درونگراست. و بدبختانه آي بي اس به دورنگرايي بيشتر دامن زده و باعث انزواي شديد من شده است. به اين خاطر حتي تاكسي هم كه سوار مي شوم يا اتوبوس ، خريد كه مي روم ، و در هر موقعيتي سعي مي كنم سر صحبت را باز كنم و حرف بزنم. از وضعيت هوا گرفته تا ترافيك و هر چيز ديگر.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه آذر 23, 93 11:37 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
انتخاب یک روانشانس خوب در شناخت مشکل و نیز در حل مشکل اهمیت زیادی دارد در ویدیو زیر دکتر هلاکویی راهنمایی لازم را در این مورد انجام می دهد.

http://www.aparat.com/v/DkaQz

همچنین ویدیوی زیر نیز خوب می باشد:
http://www.aparat.com/v/n05kV

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
 عنوان پست: Re:
پستارسال شده: شنبه آذر 29, 93 11:53 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
آشنا نوشته است:
از دوستانی که به مسئله علاقمند هستند و دوست دارند در این مورد تبادل نظر کنیم،متشکرم.
عباس آقا. ترس موضوع جلسه چهارم می باشد. ;)
دوست عزیزمان یک بدبخت( کاش می شد اسمتان را عوض کنید روی من که تاثیر منفی می گذارد و به احتمال زیاد روی خودتون و بقیه دوستان) باید عرض کنم که از جلسه چهارم به بعد دارو را کلا کنار گذاشته ام. :D
آقا آرش هرچند که در این مورد فرضیه هایمان متفاوت هستند ولی دیدگاه هر دو ما روی مسائل دیدگاهی علمی و منطق می باشد. :P

من از طرف خانواده حمایتی نمیشم . پدرم در قید حیات نیست و ازینکه بیشتر ازین باری بردشو خانواده باشم شرم دارم هزینه مشاوره رفتن ندارم ممنون که تجربیاتتون رو در اختیارمون قرار میدید

میشه اسم قرصی که مصرف کردید و نتایجشو بگید ؟ تشکر


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه دی 22, 93 10:39 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
نورامید عزیزم ( چه اسم زیبا و انرژی بخشی ;) )
علت اینکه اسم دارو را ننوشتم فقط بخاطر این مسئله بود که داروهای اعصاب حتما با مشورت دکتر باید خورده شوند.
اسم دارو ولبان 150 ( بوپروپیون هیدروکلراید 150) می باشد. علت اینکه این را برایم تجویز کرده بود فقط این مسئله بود که در بین داروهای اعصاب و آرام بخش ظاهرا فقط این دارو است که غریزه جنسی را کاهش نمی دهد ( معذرت می خواهم که رک نوشتم)
البته من هر روز نصفش را صبح و نصفش را هم شب می خوردم.

در حال حاضر هم من در حال تمرین بر روی تغییر عادتهای رفتاری و عادتهای فکری هستم. راهی که بهش ایمان دارم. اخیرا به کتاب جالب و پرمحتوایی برخوردم که ارزش خواندن را دارد برای شناختن بیشتر رفتارهای آدمی:
کمرویی، خجالت ، جسارت و ابراز وجود. ، اضطراب اجتماعی ، مهارتهای اجتماعی در کودکان و نوجوانان. تالیف دکتر سید اصغر ساداتیان. چاپ هفتم.
تصویر
کتاب را بخاطر شناخت و نحوه تربیت دخترم گرفتم ولی دیدم برای تربیت خودم ، بیشتر بدردم می خورد.

همچنین هر روز سه مرتبه جملات امید بخش و روحیه آفرین را از روی نوشته برای خود تکرار می کنم.
بهار امسال به کلاس آموزش مربیگری می رفتم استاد جمله جالبی گفت: تربیت و آموزش امریست تدریجی که در بستر زمان اتفاق می افتد.. باید برای تربیت خود هزینه کنم و وقت و زمان صرف کنم.

آدمی ناخودآگاه تنبلی و راحتی را انتخاب می کند. بقول معروف اگر بخواهیم کاری انجام دهیم راهش را پیدا می کنیم و اگر نخواهیم بهانه اش را.
من در خودم می بینم که چه راحت بهانه ها مثل سیل بر ذهنم جاری می شوند تا کاری را انجام ندهم.

اجازه می خواهم روشی را که در کتاب "عامل تغییر باش نه معلول تقدیر"( از برایان تریسی ) برای ثروتمند شدن ارائه شده است و من سعی می کنم به آن عمل کنم را در اینجا مطرح کنم:

"می خواهم به شما فرمولی را ارائه دهم که اگر به آن عمل کنید پولدار خواهید شد. هر مقدار که در سال برای ماشینتان خرج می کنید بهمان اندازه برای ذهنتان خرج کنید.
ذهن شما باارزشترین سرمایه شماست هر چه پول بیشتری برایش سرمایه گذاری کنید ( مطالعه و فراگیری معلومات و مهارتهای جدید) سود بیشتری خواهید برد
."
تصویر
به نظر من مهمترین ثروت یک فرد نه دانش و مدرک علمی اوست بلکه مهارتهای اجتماعی و خودشناسی و انسان شناسی او می باشد. اینرا از خواندن زندگینامه و مشاهده آدمهای موفق و ثروتمند براحتی می توانیم ببینیم.

در جلد کتاب به جمله جالبی اشاره کرده است: " اشکهایی که پس از هر شکست می ریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم"

به نظر من"بهایی که امروز با آی بی اس می پردازیم همان عدم "مهارت زندگی" است که برای داشتن یک زندگی سالم کسب نکرده ایم."

البته این نتیجه گیری تجربه ایست که با آموزش های آقای دکتر روانشناس در خودم دیده ام و معذرت می خواهم که به جمع تعمیم داد ه ام.

شاد باشید.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه دی 23, 93 12:08 am 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
منم شدیدددددددد درگیر نشخوار فکری هستم
واقعا چیز اعصاب خوردکنیه
دقیقا انگار یه چیزی میره رو مغزم و بهم عذا ب میده
مثلا با نامزدم میرم بیرون که مثلا فاصلش ازخونه ما زیاده
همش تواون حین تومغزم میاد که اگه الان دسشوییم بگیره چیکاربایدکنم؟
انقدر به عضلاتم فشارمیارم که وقتی میرسم خونه حس میکنم از کوه نوردی برگشتم اززبس خسته میشه بدنم
یه مدت سعی میکردم مثلا از ۲۰۰۰‏ برعکس بشمارم یا صلوات بفرستممم
ولی بازم موثر نیس زیاد
ازهمه بدتر که با نامزدم هنوووووز درمورد آی بی احساس راحتی نمیکنم
آقای آشنا دراین مورد نظرتون رو ممنون میشم بدونم ‏
چوخ ممنون!‏

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه دی 24, 93 10:33 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
امیدوار عزیر، راستش من حرفی که می زنم تخصصی نیست و به نظرم مسئله نشخوار فکری و دیگر مشکلات فکری، مثل هر مسئله دیگری به متخصصش باید مراجعه شود.
شمردن شاید بد نباشد ولی حل ریشه ای مشکل نیست. مشکل را بنویسید و ریشه یابی کنید. و خصوصا مطالعه و مشاوره با متخصص. تا آن جا که من متوجه شده ام ریشه مشکل در اضطراب و ریشه اضطراب هم به کمی مهارتهای زندگی اجتماعی و کمی عزت نفس می باشد. ( لااقل در مورد من کاملا صدق می کند)

این را می توانم بگویم که شما دیر یا زود باید مسئله را به شریک زندگیان مطرح کنید و وقتی مطرح کردید به نظرم واکنششان مثبت خواهد بود و آنگاه افسوس خواهید خورد که "چرا زودتر موضوع را مطرح نکرده ام و بی خود و بی جهت خود و شریکم را عذاب داده ام". اینکه منتظر باشید که فرصت مناسب و زمان مناسب بوجود آید درست نیست و این زمان شاید هیچ وقت بوجود نیاید خودتان باید این فرصت را ایجاد کنید.

جدیدا به سمینار آقای شعبانعلی (http://www.shabanali.com) رفته بودم ایشان نکته جالبی مطرح کردند که تجربه من در زندگی هم کاملا آن را تایید می کند. ایشان گفتند:
"تحقیقات نشان می دهد که در رابطه های عاطفی، مسائلی که امروز بر سر آن دعواست و اختلاف وجود دارد 60 درصد همان مسائلی هستند که 5 سال پیش هم بر سر این مسائل دعوا بوده و تغییر جدیدی حاصل نشده است. یعنی یک مسئله بارها حل می شود و در واقع حل نمی شود و حل نشده رها می شود و یا فقط در ذهن بررسی می شود به این امید که گذشت زمان مسئله را حل خواهد نمود.
فرسودگی که در زندگی ایجاد می شود اکثرا بخاطر مواجهه با مشکلات متعدد نیست بلکه بخاطر مواجهه متعدد با یک مشکل است هر روز همان مشکل و مسئله دیروز را می بینی و نمی توانی حل کنی"


این مسئله در مورد رابطه درون فردی، رابطه ای که با خود داریم نیز صدق می کند. یعنی مشکل درونی که امروز با خود داریم اکثرا همان مشکلاتی هستند که سالهای قبل داشته ایم و اگر حلشان نکنیم مشکلات سالهای آینده نیز خواهند بود.

در دو پست قبلتر مواردی که در مورد نشخوار فکری به نظرم می رسید نوشته ام. راستش این روزها مشغول مطالعه کتاب خجالت و کمرویی که در پست قبلی معرفی کرده ام هستم واقعا کتاب عالی است و ارزش بارهای خواندن را دارد راه حل هایی که ارائه داده است عالی هستند.

در بیشتر مواقع مسئله ای که در ذهنمان است درست تعریف نکرده ایم و اشتباه تعریف کرده ایم و در نتیجه راه حلی که ارائه می دهیم اشتباه است.

فیلترهای ذهنی نمی گذارند ما از نشخوار فکری رها شده و تصمیم های درست بگیریم مانند:
ذهن خوانی و پیش داوری های ما در مورد قضاوتها و عکس العمل های طرف مقابل. که اگر طرف مقابل بداند چه فکرهای منفی که نخواهد کرد.
اغراق کردن و از کاه کوه ساختن.
پیشگویی و بدبینی و فقط نکات منفی را دیدن.
فاجعه سازی: که اگر این مسئله را مطره کنم و یا اشتباهی از من سر زند طرد خواهم شد و دنیا به آخر می رسد.


این را هم در نظر بگیرید که طرف مقابلتان هم بالاخره یک انسان است و در برابر رفتارهای و عکس عمل های غیر قابل درک شما بر اثر آی بی اس ، دچار ذهن خوانی و پیش داوری شود.


به نظر من یک راه حل می تواند این باشد که به شریک زندگیات بگویید که دچار اضطراب هستید ( که واقعا هم همین طور است) و این اضطراب باعث شده آرامش نداشته و باعث مشکلات گوارشی هم شده است و برای مشاوره پیش مشاور بروید و از مشاورتان بخواهید که شما را در طرح مسئله یاری کند و همچنین در کاستن از مشکلات فکری.

حتی خود طرح مسئله و دانستن اینکه شوهرتان با شما همدرد است و می خواهد کمکتان کند آرامشی را به شما خواهد داد که باعث خواهد شد علایم آی بی اس به مقدار زیادی کاهش یابد.

ریسک کنید از شکست نترسید و از زندگی لذت ببرید.

شاد یاشا

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه دی 24, 93 11:44 am 
آفلاین
مدیر گروه
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: شنبه فروردین 3, 92 8:32 pm
پست: 727
محل اقامت: تبریز-IBS از نوع LG
مسئله دیگری که به ذهنم می رسد این است که ما مردها دوست داریم از همسرمان حمایت کنیم. اینکه همسرمان از ما درخواست کمک کند و ما کمک کنیم و به دنبال آن قدردانی و محبت ببینیم احساس قدرت و لذت و شعف بسیار بهمان دست می دهد و احساس می کنیم حس مردانگی مان ارضا شده است. پیشنهاد می کنم مشکل آی بی اس( بصورت تدریجی و با مطرح کردن اضطراب) را با ایشان مطرح کنید و ایشان را از این لذت محروم نفرمائید.

_________________
معتقدم راه درمان IBS افزایش سطح سلامتی روانی با بهبود مهارت های زندگی و بهبود هوش هیجانی است. چونکه عامل IBS همین امر است. هرچند مصرف داروهای روانپزشک برای آی بی اس، در بازه زمانی محدود، لازم به نظر می رسد.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: چهارشنبه دی 24, 93 1:15 pm 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
- همانطور که آشنا گفته است به نظر من هم بهتر است از کلمات آی بی اس و روده تحریک پذیر استفاده نشود.
این کلمات قلمبه سلمبه طرف مقابل را می ترساند و ممکن است باعث برداشت اشتباه از موضوع بشود.
همان عبارت های اضطراب و مشکلات گوارشی خوب است. در کشور ما اضطراب یک دختر در زمان ازدواج را به حساب حجب و حیا می گذارند که مثبت به حساب می آید. اکثر افراد هم در حالت اضطراب دچار ناراحتی های گوارشی می شوند.
حقیقت این است که توضیح دادن آی بی اس برای کسانی که این بیماری را ندارند، آب در هاون کوبیدن است. همانطوری که ما نمی تونیم درد کسی را که مثلا میگرن داره را درک کنیم.

- یکی از بدی های نشخوار فکری، کاهش تمرکز فکری است. طوری که انسان نمی تونه حواسش را توی کاری که انجام میده متمرکز کنه.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: پنج شنبه دی 25, 93 1:30 pm 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
آقا آرش و آقای آشنا ممنونم ازینکه وقت گذاشتین و راهنماییم کردین
نمیدونم چراانقدر برام سخته درموردش حرف بزنم خیلی خیلی سخته
هرچند قبل از عقدم یه مقدار درمورد بیماریم باهاش حرف زدم و دقیقا بایدبگم اصلاااا به کلمه ای بی اس یا روده تحریک پذیر اشاره ای نکردم
فقط گفتم روده هام درمقابل استرس حساسه
ازون روز به بعدم حرفی درموردش نزدیم
ولی واقعا چه استرس باشه چه نباشه این تکرر در دفع همیشه هس
نفخم جدیدا بهش اضافه شده و شدیدتررازقبل
دنبال یه دیالوگ خوبم ..که تاخرعمر لااقل درمورد بیماریم ساپورتم کنه که حتی وقتی باهاشم فکرم اینقدرمشغول نباشه و خیالم راحت و بدون استرس باشم

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 73 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 4, 5, 6, 7, 8  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com