انجمن بیماران آی بی اس، سندرم روده تحریک پذیر

بیماری IBS، درمان ای بی اس، نفخ، اسهال، یبوست، بی اختیاری، دردشکم
تاریخ : جمعه بهمن 10, 04 2:36 pm

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


قوانین انجمن


برای مشاهده قوانین انجمن لطفا اینجا کلیک کنید



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 80 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 4, 5, 6, 7, 8
نویسنده پیغام
پستارسال شده: جمعه شهریور 13, 93 12:43 am 
آفلاین
مدیر انجمن

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 30, 91 12:14 pm
پست: 465
محل اقامت: متاهل/24ساله
آقا آرش1994اون بویی که شما میگین کاملا تلقینیه،همهههه بعد از اجابت مزاج اون حس رو دارن
من یه بار از مادر و خواهرم که باهاشون صمیمی هستم هم پرسیدم اونام هممون تصورو داشتن

آدم حس میکنه بو گرفته:‏))

عسل جون کاملا درکت میکنم
من بارها شده بود دوران دانشگاه چندروز شب تاصبح بیدار مونده بودم درس خونده بودم واسه امتحان بعدش ۵دیقه مونده ب امتحان نمیرفتم سره جلسه،نمیدونستم به حال پولی که دودشده بود رفته بود هوا گریه کنم یا به زحماتی ک کشیده بودم یا به مرض کوفتی که داشتم
این سروصدای شکمم چیز افتضاحیه،من یه مدت خوب شده بودم ولی الان دوباره شروع شده
عسل جون شما احتمالا صدای شکمت جنبه ی روحی داره و بخاطر استرسه
بهت پیشنهاد میکنم حتما پیش روانپزشک برو میشه گفت ۸۰درصد مشکلت قابل حله
درکنارش به خورد و خوراکتم دقت کن

_________________
صدای خنده خدا را می شنوی؟ به آنچه تو محال میپنداری میخندد...
بخند و امیدوار باش ...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه شهریور 13, 93 1:11 am 
آفلاین
کاربر ساده

تاریخ عضویت: دوشنبه بهمن 7, 92 4:54 pm
پست: 43
نقل قول:
عسل جون کاملا درکت میکنم
من بارها شده بود دوران دانشگاه چندروز شب تاصبح بیدار مونده بودم درس خونده بودم واسه امتحان بعدش ۵دیقه مونده ب امتحان نمیرفتم سره جلسه،نمیدونستم به حال پولی که دودشده بود رفته بود هوا گریه کنم یا به زحماتی ک کشیده بودم یا به مرض کوفتی که داشتم
این سروصدای شکمم چیز افتضاحیه،من یه مدت خوب شده بودم ولی الان دوباره شروع شده
عسل جون شما احتمالا صدای شکمت جنبه ی روحی داره و بخاطر استرسه
بهت پیشنهاد میکنم حتما پیش روانپزشک برو میشه گفت ۸۰درصد مشکلت قابل حله
درکنارش به خورد و خوراکتم دقت کن



خداییش چی بدتر از اینه آخه؟
یکی سرطان میگیره حداقل میدونه فردا روزی میمیره یا تا ی زمانی میتونه هر کاری خواست بکنه
ماها چی؟
من یکم مخالفم که علت اصلی آی بی اس استرس باشه ولی بی تاثیر نیست از دوتا از دوستان که رفته بودم پیش روانپزشک و روانشناس خواستم که آدرس دکترشون رو بدن بهم فعلا نیومدن
فعلا میخوام برنامه ای که چیدمو انجام بدم ببینم چطور میشم

مرسی دوست من


آخرین بار توسط asal در جمعه شهریور 14, 93 7:15 pm ویرایش شده است، در کل 1 بار ویرایش شده است.

بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: جمعه شهریور 14, 93 8:52 am 
آفلاین
مدیر ارشد
آواتار کاربر

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 1, 91 10:43 am
پست: 2263
محل اقامت: تهران
arash1984 نوشته است:
در مورد لبنیات پنیر برای من وحشتناک هست هم نفخ و هم تا حدودی اسهال. ماست و دوغ -کره برای من مشکلی بوجود نمیاره.
آرش در مورد اسهال آیا بعد از دفع احساس بوی بد اسهال رو نداری یا بو بخاطر دفع ناقص. بعد آیا بعد از خوردن غذا مثلا بری بیرون وسط راه دچار اسهال بشی حتما باید بری دستشویی یا می تونی خودت رو نگه داری. چون من وقتی دچار اسهال بشم یه بوی بد تا حداقل چند دقیقه باهام هست.

اتفاقا وقتي روي دنده اسهال هستم يا روزي سه چهار بار توالت ميرم و مدفوع شل هست كمترين بو را دارم ولي وقتي به دليل دارو يا رژيم سخت دچار يبوست ميشم مدفوع بوي بد زيادي داره. مدفوع هرچي بيشتر تو روده بمونه بيشتر بو مي گيره، ولي من يك مدفوع خشك و بودار را به مدفوع شل ترجيح ميدم. :(
البته من موقعي كه در توالت هستم متوجه بو نميشم، چند بار پيش اومده كه چند دقيقه بعد از توالت براي كاري به دستشويي برگشتم و با تعجب متوجه بوي زيادي شدم.
يكي از فرق هاي يك آدم سالم و يك آي بي اسهالي اينه كه ديگران مي تونن دستشويي رفتن خودشون را به تاخير بيندازم ولي اسهالي نمي تونه. براي همينه كه نياز به توالت موقعي كه توالت در دسترس نيست يك كابوسي هست كه هميشه همراه يا آي بي اسهاليه. به همين دليله كه يك آي بي اسهالي نمي تونه مسافرت بره. چون بايد هميشه در حالتي باشه كه توالت در دسترسش باشه.

من هم با پنير شديد مشكل دارم، مشكل لبنيات يا از لاكتوزه يا از پروتئين لبنيات(كازئين). چون پنير لاكتوز كمي داره احتمالا من و شما با اين كازئين مشكل داريم، اگه اين درست باشه ماست هم مشكل سازه ولي چون نسبت به پنير كازئين كمتري داره اثرش ديرتر مشخص ميشه.


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: شنبه اسفند 2, 93 3:09 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: شنبه دی 27, 93 6:02 pm
پست: 15
در جوابه سوال تاپيك بايد بگم...
دهنمان را صاف كرده...


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اسفند 18, 93 8:14 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 11, 93 1:52 am
پست: 56
با وجود بی اختیاری اصلا نمیتونم به ادامه تحصیل و ازدواج فکر کنم...در روابطم با دوستان واقوام به مشکل خوردم.الان حدود 5ماه است که مامان بزرگمو ندیم.هر وقت هم کسی میاد خونمون میرم توی اتاقم و بیرون نمیام و اگه بفهمم که قصد داره بیاد به اتاقم از پنجره میرم بیرون...حدود یک ماه دیگه عروسی دختر عمم هست اصلا دوست ندارم برم .


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه اسفند 18, 93 11:14 pm 
آفلاین
کاربر تازه وارد

تاریخ عضویت: چهارشنبه شهریور 5, 93 2:00 pm
پست: 21
panda نوشته است:
با وجود بی اختیاری اصلا نمیتونم به ادامه تحصیل و ازدواج فکر کنم...در روابطم با دوستان واقوام به مشکل خوردم.الان حدود 5ماه است که مامان بزرگمو ندیم.هر وقت هم کسی میاد خونمون میرم توی اتاقم و بیرون نمیام و اگه بفهمم که قصد داره بیاد به اتاقم از پنجره میرم بیرون...حدود یک ماه دیگه عروسی دختر عمم هست اصلا دوست ندارم برم .

فکر میکنم تازه دچار این بیماری شدی ، من 6 ساله این بیماریو دارم ، پیش دانشگاهی این مشکلو پیدا کردم ، سال اول دانشگاه قیول شدم یه رشته خوب یه خاطر این بیماری نرفتم سال دوم یه رشته آسون سراری قبول شدم ، رفتم دانشگاه خیلی سخت بود ولی هم،هم کلاسی های خیلی خوب داشتم هم اساتید خوب ، خلاصه شاگرد اول دوره خودم شدم،ولی بازم خودمو سرزنش میکنم که چرا کلاس زبان نرفتم، چرا کلاس خط نرفتم ،چرا به خاطر این مریضی احمقانه خودمو عقب انداختم ؟ تو الان شروع راهی خودتو به خاطر ترسات عقب ننداز ، شاید بهترین دوستاتو پیدا کنی شاید با یهترین ادمها آشنا بشی ، خودتو محدود نکن ، امیدوار باش و یا امید جلو برو فرصت هاتو از خودت نگیر ، من خودم قبل از مریض شدن به بو خیلی حساس بودم ، قدری که وقتی جایی بوی بدی میومد میگفتن تو نفس نکش حالت بهم میخوره ، بویایی خیلی قوی هم دارم، ولی این مشکل باعث شد بپذیرم یه همچین مشکلی هم میتونه وجود داشته باشه ، پیش خودم گفتم اگه کسی بهم قبلا میگفت همچین مشکلی داره چی کار میکردم ؟ احتمالا کلی سوال تو ذهنم میومد یه سرچ می کردم ، راه حل احتمالی داشت بهش می گفتم ولی اگه بو خیلی اذیتم میکرد ازش فاصله میگرفتم ، ولی هیچ وقت هیچ وقت مسخره اش نمیکردم ، تحقیرش نمی کردم ، پس بقیه هم مثل من هستن ، ادمن ، وقتی میفهمان من چقدر ناراحتم ، جقدر خودم عذاب میکشم فقط ناراحت میشن ، اگه بو خیلی غیر قابل تحمل باشه نهایتا ازمون فاصله بگیرن ، که البته خیلی کم پیش میاد ، چون ماها خودمون از همه فاصله میگیریم و پیش دستی میکنیم ، در کل فرصت سوزی نکن بعدا پشیمون میشی، خودتو عقب نکش بقیه آدمن شعور دارن ، اگه مشکلو بدونن درکت میکنن


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه فروردین 8, 94 12:04 am 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 25, 93 10:57 am
پست: 132
من قبل از ای بی اس خیلی دنبال موقعیت اجتماعی و تحصیلاتو کار و این حرفا بودم اما بعد که ای بی اس گرفتم کلا دیدم به زندگی عوض شد الان عاشق اینم که کارای خیرانه انجام بدم چون فهمیدم روحم این طوری آروم می گیره الان حاضرم برم خونه سالمندانو تی بکشم یا توی یه موسسه خیریه داوطلبانه کار کنم و کلا حس همدردیم بالا رفت من خودم با به اشتراک گذاشتن خاطرات موافق نیستم خودمم مساله ای برام پیش اومد بعدش طرف و می دیدم عادی بودم خودمو از تک و تا نمی انداختم بی خیال بابا

_________________
GOD IS LOVE


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه فروردین 9, 94 11:42 pm 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 11, 93 1:52 am
پست: 56
سلام نورا خانم
شما مشکلتون بی اختیاری هست؟؟


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: یکشنبه فروردین 9, 94 11:57 pm 
آفلاین
کاربر فعال

تاریخ عضویت: شنبه بهمن 25, 93 10:57 am
پست: 132
سلام من مشکلم صدای شدید شکم بود حرکات نامنظم روده نفخم زیاد داشتم خدا رو شکر الان خوبم

_________________
GOD IS LOVE


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
پستارسال شده: دوشنبه فروردین 10, 94 7:55 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال

تاریخ عضویت: شنبه آذر 22, 93 7:52 pm
پست: 71
پاندا جان منم عین خودت شدم نتیجه اش این شد که به کمبود ویتامین دی و.. مبتلا شدم . به خاطر بی تحرکی و همیشه خونه موندن چاق شدم و زانو درد گرفتم و...
میدونستی کمبود ویتامین دی روی روده ها تاثیر منفی میذاره؟
من ال جیم شدید نبود یعنی بوشو خودم که اصلا نمیفهمم واکنش اطرافیانمم شددی نیست خیلی کم فقط خودشونو باد میزنند گاهی . خیلی وقتها کسی جلو دماغشم نمیگیره . یا تو تاکسی میشینم مسیر 30 دقیقه ای فقط یبار شاید رکت مشکوکی ببینم کسی شیشه ماشین نمیکشه پایین
ولی خودم خیلی روحیه حساسی دارم و همش خونه نشینم حسرت همه چیز روی دلم مونده
دیشب رفتم داروخونه چند تا بسته قرص ویتامین دی گرفتم و آسنترا


بالا
 پروفایل ارسال پیغام خصوصی  
 
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 80 پست ]  به صفحه برو قبلی  1 ... 4, 5, 6, 7, 8

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت تنظیم شده اند


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 0 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
cron
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
فارسی سازی و پشتیبانی phpBB توسط phpBBpersian.com