سایه روشن نوشته است:
سلام اشنا جان شما ازین تغیرات تو افکار و رفتارتون خوشحالین ?یعنی لذت میبرین?
خانم سایه روشن عزیز، به نظر من پیمودن مسیری که به درستی آن مطمئن نیستیم از ایستادن و نگاه کردن بهتر است. برای اینکه بقول معروف، ما به شکست هایی که در گذشته داشته ایم افسوس نمی خوریم بلکه به کارهایی که انجام نداده ایم افسوس می خوریم.
من فکر می کنم این روش" یعنی مطرح کردن بیماری با دیگران" درست می باشد.
در جلسه آخری که با مشاور روانشناس داشتم. به ایشان گفتم به نظر من گفتن واقعیت به افرادی که با آنها زیاد ارتباط داریم کمک کننده می تواند باشد. ایشان گفتند " به نظر من درست نیست چون فرهنگ ما اجازه پذیرش این امر به عنوان بیماری را نمی دهد".
ولی من تا کنون با هر کس که مشکلم را مطرح کرده ام جز همدردی و راهنمایی چیزی ندیده ام.
و اگر جایی عکس العمل هایی که خوشایند نبوده دیده ام ناشی از این بوده است که طرف مقابلم فکر کرده است من عمدا گاز روده ام را خارج کرده ام و مطمئنم اگر این شجاعت را داشتم که به او توضیح بدهم که قصد بی ادبی و توهین نداشته ام و مشکل فقط یک بیماری است. رفتار مخاطبم عوض می شد.
یعنی رفتار من ، سازنده رفتار دیگران بوده است و اگر این وسط کسی هم مقصر بوده باشد من بوده ام نه دیگران. چون با سکوت خود ، آن فکرخوانی که در ذهن دیگران ایجاد شده است را تایید کرده ام.
از این که این مسیر را شروع کرده ام خوشحالم. به نظرم کاری مفیدتر و لذت بخش تر از خود شناسی و انسان شناسی وجود ندارد.