|
ببینید احسان خان : می گویید که انسان را خالی دانستن از استرس و اضطراب یک نوعی مقدس سازیه ؛ و این گونه نیست ،مگر همین انسان در کودکی کاملا خالی از اضطراب و استرس نبوده و چه پیش آمده که الان اینطور رفتار استرس زا دارند ؛ خب این یک مثال نقضی برای گفته های شماست ؛ مثال دیگر معصومین هستند ؛ مگر آنها انسان نیستند با تمایلاتی انسانی ؛ خب پس چطور عاری از اضطراب و استرس بودند در زندگی روزمره شان ؛ خب دلیل نقضی که اورده شد باید فرمول شما را رد کند ؛ پس نگویید اینجور نگاه کردن مقدس کاری و ؛ تقسیم انسان به دو شاخه شیطانی و فرشته گونه است ؛ مطلب دوم که جالبه این است که شما می گویید شاید برای روانشناس هم پیش بیاید برای حل مشکلاتش و استرس زندگیش پیش روانشناس دیگر برود ؛ خب من می گوییم این چه علمی است که نتوانسته به درد خودش بخورد و از آموزه های خودش استفاده کند و برای حل مشکل ، گدای در دیگری چون خود شده ؛ خوب باید نسخه هایی که برای دیگران میپیچد برای خودش هم میپیچید دیگر . پس نقصی در این میان هست که نتوانسته عمل کند .... و در اخر منظور من از علوم غربی ؛ روانشناسی بود ، نه علمهای دیگر ؛ و گرنه پیشرفت کردن غربیها را در علوم تجربی که به درد بشریت خورده را تحسین میکنم و هیچ موقع من نگفتم که دین با علم منافات داره ؛ چون که اولین کسانی که در دنیا در علوم پزشکی ؛ نجوم ؛ ریاضیات و فلسفه و غیره ؛ تبحر داشتند ، مسلمانان بودند و آن زمان غربیها داشتند غاز میچروندند ، و خدمتی که مسلمانان و ایرانیان به بشریت در علوم کردند تا این زمان هیچ کس اینقدر خدمت نکرده ؛ پس بشریت در علم مدیون مسلمانان هستند و علم و پیشرفت خود را از مسلمانان گرفتند ؛ اگر تاریخ خونده باشید اغاز پیشرفت غربیها از شروع جنگهای صلیبی با مسلمانان بود که پیشرفت را همزمان با جنگ یاد گرفتند ؛ پس دینی که من گفتم هیچ مشکلی با پیشرفت انسان و علم آموزی او ندارد و اجر علم اموزی رو بیشتر از تعبد تو خالی میداند .... در کل من مایل نیستم دانسته هایم را بر شما تحمیل کنم ؛ حتما شما یه چیزهایی دانسته اید که گفته هایتان را تایید میکنید و حتما به دردتان خورده که استفاده میکنید پس من نظر شما را محترم میشمارم و می گویم دنبالش کنید شاید نتیجه گرفتید و دیگران را مطلع کنید ... موفق باشید .
_________________ گویند ، سنگ لعل شود در مقام صبر " آری شود ، لیک به خون جگر شود ....
|